انجمن شعر discussion

50 views
كارگاه شعر > داستان ِ سینه ی پر از قطران ِ من

Comments Showing 1-19 of 19 (19 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments برای نوشتن ِ این افکار
سیگاری می کشم

سیگار چیزی ست فراتر از زمان
چرا که مثل ِ تو رهایم نکرده است
در معابر ِ پیچ در پیچ ِ تنهایی

هنوز تو را می ستایم
به جاودانگی ِ سیگار
به اندازه ی نخی دیگر
برای آن که بیشتر پرستش ات کنم
....
سیگاری می کشم.

سیگار بسیار از تو عشوه گر تر است!
ببین! چگونه برای من رقص می کند!
مرا شاد می کند، آرام می کند
حتّی زمانی که هیچ چیز نمی خواهم
از کلام ِ عاشقانه سرشارم می کند

چرا دوست داشتن ات اعتیاد نام گرفت؟
چقدر سینه از تو انباشته شود؟
با تو هستم! اصلاً حواس ات هست؟
تو کیستی؟ عشق ِ من؟ سیگار؟

آه، حواسم به عشق پرت شد....
به چار نقطه ی روی کاغذ ِ زرد
سیگار، چیزی ست فراتر از حتّی عشق
چرا که بیشتر از حتّی عشق
با زجرهای بی شمارش کیف کردم

آه، تو خاکستری شدی و سینه ام خاموش
مثل ِ عاقبت ِ همین سیگار

به شکرانه ی سرفه کردن ِ این افکار
سیگاری می کشم



یازدهم ِ دی ماه ِ هشتاد و هشت


message 2: by Shr (new)

Shr | 55 comments برقرار کردن ارتباط بین عشق و سیگار بسیار جالبه
و جمله ی آخر خیلی خوب تونسته شوک واقعی رو به ذهن خواننده وارد کنه

" به شکرانه ی سرفه کردن ِ این افکار
سیگاری می کشم "

موفق باشید

...


message 3: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments ممنون! راستش انتظار ِ نقد ِ مثبت نداشتم! :دی


message 4: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments خیر مقدم مهیار جان
توصیفات وتشبیهات خوبی داشتی

بعضی قسمت ها خیلی خوب بود:

آه، حواسم به عشق پرت شد....
به چار نقطه ی روی کاغذ ِ زرد

.
.
آه، تو خاکستری شدی و سینه ام خاموش
مثل ِ عاقبت ِ همین سیگار


به شکرانه ی سرفه کردن ِ این افکار
سیگاری می کشم


من که بیانت رو دوست داشتم

البته امیدوارم این حس رو تجربه نکرده باشی
;D

موفق باشی


message 5: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments شرمنده که خیلی وقت بود نیامده بودم پروا جان! تو لطف داری، ولی باید متأسفانه امیدواری ات رو به یأس تبدیل کنم! :دی


message 6: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments من زمانی که می بایست ترکش می کردم به ناچار! ترانه ای گفتم و با همیاری یکی از دوستانم تصنیف و اجرا شد. بیت آخرش می گفت:
بی تو هرچند دلتنگ، اما استوارم
خاکستر شدی، حیف! ای آخرین سیگارم


message 7: by Babak (new)

Babak Kamkar | 305 comments می فروشم من تمام نکبت این سالها را
به پک دلگیر یک سیگار
و می سازم گلوی بغض افزایم به دود حسرت بسیار
آلوده
و می بازم خیال زشت پندار مایوسی
که دل داده نشد با یار
همین را بس
جهان زشتتان هیچ نیرزد
به حتی دود یک سیگار
و می بازم تمام نا امیدی ها و محنت های این
روزان پر تکرار
به دود ساکت سیگار
و فرداهای آینده
می نهد آرام و آسوده
جوانی پای بر قبر محزونی
با نخ نیم سوخته ی سیگار
و آسوده می سازد
خیال مرده ی مارا
چنین غمبار
(17/8/82/بابک)
و اما در مورد شعرت
ابتدای شعر بعضی جمله ها دارای یک معنی بود
اما از "حتی زمانی"
به بعد به نظرم عالی بود و لذت بردم
سبز سبز
اها بابت کامنتهای خوبت ممنون
دوباره سبز


message 8: by Babak (new)

Babak Kamkar | 305 comments ضمنن no smoking pleas....


message 9: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments اشکان هیچ چیز آدم رو مجبور نمی کنه که سیگار رو ترک کنه.... مگر این که چیزی بهتر از سیگار به سراغ ِ آدم بیاد. حالا می خواد هر چیز، یا هر کس، که می خواد باشه. اون شعر رو در این گروه بگذار ما هم استفاده کنیم

:)


message 10: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments بابک جان شعر ِ خیلی خوبی بود ( هرچند کمی ایراد داشت ) ولی در مجموع از خواندنش بسیار خوشحال شدم! من هم از نظر ِ خوبت ممنونم! نیرو گرفتم!

راستی؛

Smoke as much as you can! :D


message 11: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
بيخيال دوستان

آتش نقد راه بياندازيد تا دود نخورديم از اين شعر
;)


message 12: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments خودت چرا راه نینداختی آزاده خانم؟ منتظرم گذاشتی ها


message 13: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
Mahyar wrote: "خودت چرا راه نینداختی آزاده خانم؟ منتظرم گذاشتی ها"

راستش الان در شكوفايي تولدم به سر مي برم... نميدونم چرا خيلي احساساتي شدم و نمي تونم خوب نقد كنم... يكي دو تا كه نقد ميكنم دوباره احساساتم فوران ميكنه و دلم ميخواد بقيه رو فقط تعريف كنم
;)

چند روز ديگه قول ميدم كه بيام و كامل نظر بي طرفانه بدم


message 14: by Kaveh (new)

Kaveh | 72 comments در ستايش سيگار بود؟
يا حال بعد سيگار يا حال قبل سيگار؟؟
يا توجيهي واسه اينكه سيگار بعدي رو راحتتر بكشي ؟


ولي جالب بود بعضي جملاتت

به نظرم فيلم زياد ميبيني


message 15: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments فیلم که زیاد می بینم، ولی این در اصل نوشته ای بود که با سیگار آغاز شد و پایان یافت کاوه خان


message 16: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments خوش به حالت که تولّدت این قدر فرح بخشه آزاده جان. امیدوارم همیشه همین طور باشه

:)


message 17: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 155 comments مهيار
فقط ميگم فوق العاده بود
:)


message 18: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
خب قول داده بودم نظر بدم
:)

اول اينكه خيلي فكر نو و تازه اي بود ولي براي شاعر شدن بايد كمي روي في البداهه ها پرداخت داشت.

شعر اطناب داشت و بايد كمي موجز تر بنويسي... اگر به قافيه و رديف اهميت ميدهي پس بايد در همه شعر اونو اجرا كني و اگر نه، پس در سطرهايي مثل
"سیگار بسیار از تو عشوه گر تر است!
ببین! چگونه برای من رقص می کند!
مرا شاد می کند، آرام می کند
حتّی زمانی که هیچ چیز نمی خواهم
از کلام ِ عاشقانه سرشارم می کند"

تكرار افعال مخاطب رو از اصل شعر دور ميكنه و با حذف شون مي توني موجز تر بنويسي

موفق باشي و ممنون از اشتراك خوب اين شعر با ما


message 19: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments ممنون سعیده جان. لطف داری.

خب، آزاده، منظور ات از بداهه رو متوجّه نشدم. در مورد قافیه هم باید بگم که این شعر یه جورایی نو بود و در نتیجه آوردن کلام موزون فقط به زیبایی اون کمک کرده. اما در ارتباط با ایجاز.... کلاً حرف اون قدر زیاده که به ایجاز مجال نمی ده! :دی


back to top