داستان كوتاه discussion

342 views
جای ما اینجا بود یا حضور و غیاب اعضای قدیمی گروه

Comments Showing 1-50 of 100 (100 new)    post a comment »
« previous 1

message 1: by [deleted user] (new)

می شنوی؟

دارم برات دست می زنم

تو شاعر گمنامی هستی

که اگه بخوای دست همورو از پشت بستی

دلم گرفت

دلم خیلی گرفت

این رو بگو به صدا

به مدیران

به همه

حاضر و غایب و دوست و رفیق

دل من خیلی گرفت


message 2: by ArEzO.... (last edited Jan 17, 2010 10:21PM) (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments همه مردم
نام دلدارشونو بر روی درخت حک می کنند
پس من چرا نام گروه داستان کوتاه رو
بر استخوانم حک نکنم
و حاضر نباشم؟
بیا
بیام
من و تو -او...خانه ای می سازیم
با استخوان هایمان
خانه ای بی سقف بی در و پیکر
وای از دست غایب ها
رفتند دنبال دلدار و درخت
بیا
بیام
برای دوستان جدید
جا باز کنیم
.
.
.
این خانه نباید خراب بشه



message 3: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments خانه تان گرم باد
استخوانهاتان رها از پوکی
زبانهاتان نرم نه از نوع مخملی
دستهاتان با قلم باد حتی اگر بیک است
استدلر در دست گاوان از ذغال و گچ کمتر است
خانه تان گر شد ویران چون هائیتی
سگ آرم و از زیر آوار آدم بیرون میکشیم
از نو دوباره با معمارها نقشه میکشیم
میمون ها از جنگل میوه آورند
بنده از معدن با پشتم سیمان آورم
بر قبر بدخواهان 4 نعل یورتمه میروم
روده اسب نیز گویا بلند است چون دمب خر
حاضری زدم نا نگویی بود کر


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments


در راستاي به حاشيه كشيدن و جيغ و داد و لعن و نفرين و اينها (اينهاش رو ميدوني دوست ِ پايه ي خودم ) ء


آخه يكي نيست بگه من كه همش اينجام....بقيه معلوم نيست كجا غيبشون زده ...اي داد بيداد.

من از پشت همين تريبون اعلام ميكنم ... از تاريخ 14 بهمن به بعد مصادف با پايان امتحانات...اين وب سايت رو مثل ايام گذشته پر از شور و نشاط و اشعار مريم موحدان و نوشته هاي دوخطي كوتاه خودم و كامنت هاي انتقادي دوستان ميكنم.
اين از من.
پوستر حميد سلطان آباديان هم بزودي به اشتراك گذاشته ميشه :|
نقطه
پ.ن.ه:

صالح...عالي بود....حض! حظ!! بردم...ممنون


message 5: by Elnaz (new)

Elnaz | 39 comments خیلی کار خوبی کردید که برای دوستان جدیدم جا باز کردید و می کنید.حاضر


message 6: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
صالح جان ممنون از این ابتکار زیبا

اما فراموشی بهتر از یادآوری برخی زخم های کهنه است.


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments


Saleh wrote: "Mehdi wrote: "صالح جان ممنون از این ابتکار زیبا

اما فراموشی بهتر از یادآوری برخی زخم های کهنه است."



متشکر
اما
منظورتون رو از زخم های کهنه نفهمیدم
؟"


من نيز هم




MahtaBi KhaNooM | 1782 comments


Hamid wrote: "رفته بودم به سفر
كمي از دورتك آن ور تر
سر يك قلهء كوه
ته يك دره گود
لب يك درياچه
وسط داغ كوير
هست اوضاع قمر در عقرب
دوستان را همه در يادم هست
يادم هست
يادم نيست
هر كجا هستم و هر جا باشم
مخلص جمع ..."


اميدوارم كه حواستون !!!!!!!!!!!!باشه
كه حتما هست...در غير اينصورت الان بايد براي پوسترتون كامنت مينوشتين...يك

دو:

سفر دور و درازتون به همينجا ختم ميشد يا ادامه داره!؟اميدوارم ما رو از وجودتون بيش از اين محروم نكنيد

... فك كنم زيادي رسمي شد...يك سوال:

ميدونين فرق بين نظر داشتن و ناظر بودن چيه؟ =)) =))


در يك فرصت مناسب ممنون ميشم نظرتون رو بدونم....:)ء


Saleh wrote: "



باز به سارا
:
فکر کنم باید بی خیال پوستر شیم
مث اینکه شاهد از غیب رسید
و در ضمن
جایزه هم مال منه

پ.ن:
جلسه ی محاکمه کی برگزار میشه ؟؟ ..."


صالح جان...مهتابي خانوم هستم :) خب!؟

حالا اينكه شاهد از غيب رسيده يا يه گنجيشكَكي خبرش كرده كاري ندارم...ولي پوستر همچنان پابرجاست...
از محاكمه و دادگاه هم فعلا بايد دست بكشيم چون همه حكم هاي جديد رو اعدام ميچرخه من كه دوستان عزيزم رو دوست دارم و اصلا دلم نميخواد براشون حكم صادر بشه...اين بار رو بيا و بگذر :d

همين و ديگر هيچ
(البته فعلا)

پ.ن:
جايزه مال منه...شما مگه چيكار ككردي؟:|


message 9: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments چه کنم صالح جان!؟
دست من هم کوتاه
خرما آنسوتر
پای ما لنگ شده
خانه ام آنورتر

نمی دانم آیا
تنبلی یار شده
شاید به دروغی گویم
این تن بی جانم
چندی ست که بیمار شده

نمی دانم آخر!
مهتابی می گفت
چندی ست دل رفته
دماغ بسیار شده

شاید این بیماری
ناخلف مسری بود
وه! به جانم افتاد
پنهان کرد مرا
در پس پرده دود

آنچه گفتی صالح
به تنم آتش زد
صدایم آرام
پشت هم هق می زد:

اول از لطف تو که
یادی از ما کردی
پسِ این غیبت سرد
به خدا که مردی

چه کنم صالح جان؟
این همه شرّ و بلا
به تقلید دگران
که بدان گویند کار
دگر اما نیست دلش
ولی افسوس که دماغ بسیار است

چه کنم صالح جان؟


message 10: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments

شعرت حرف نداشت محمد صالح عزیز

در واقع فقط حضور و غیاب کنایی اعضای قدیمی گروه نبود
و به دو دلیل باید ازت تشکر کرد
:
یک: خاطره انگیز بود و من رو یاد روزای اوج حضور این دوستان انداخت
دو: تا همین الان باعث شده بعضیاشون واسه خاطر حضوری هم شده یه ردی از قلمشون بذارن، که تو این کسادی نتیجه ی بدی نیست

م م ن و ن


message 11: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments صالح جان
نمی شنوی منم دارم برات دست میزنم
از صمیم قلب میگم خیلی لذت بردم از شعرت
و ممنون که من را هم توی شعرت آوردی
دست و دلم به نوشتن نمیره
و واقعیت هم کمی از گروه ناامید شده بودم
اما داره سرم کمی خلوت میشه
دوباره با نوشته های تازه میام
دست مریزاد


message 12: by [deleted user] (new)

هورااااااااااا
حاج نبی
و فرزان خان
اومدن
اون هم بعده این همه وقت....

مرسی صالح

مرسی نبی

مرسی همه بچه هایی که می خوان دوباره با آتیش گرم کنند محفلمونو


message 13: by Behzad, دیوونه (last edited Jan 21, 2010 07:03AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod




یادمان باشد از این بعد
که هوا کم ابریست
گاه گاهی هم که شده
دلمان به هوای باران
مژه بر هم بزند
باد وحشی بوزد
و به صحرای دل غمزده مان
زیر گوش پلنگی مُرده
گونی نعره را سر بدهد
که فلانی برخیز
و به پهنای قلم حرفی زن
که دلم به هوای تو به این دیر
سر می زد
بنگر
چشمه ای در افق سوخته
پرپر می زد
و صدایی می گفت
از ماست
بر ماست
و شنیدم برگی
از من شبنم خواست



message 14: by Rose (new)

Rose | 449 comments آخ جوووووووووووووووووووون
همه دوستای قدیمی اینجا جمعند
خیلی خوشحالم
حتی اگه بودن هرکس به اندازه یه جمله باشه
چه حضور دلگرم کننده ای
درسته که دیر رسیدم اما یه عالمه ی یه عالمه ممنون صالح خان که موجب شدی همه دور هم جمع بشن
تاپیک خیلی دوست داشتنی ساختی


message 15: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments منم خوشحالم که دوباره برگشتم
ته دلم برای دوستان تنگ شده بود
اما غبار بی مهری دیدگان را گرفته بود



(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 108 comments شعر زیبایی بود صالح عزیز
جانا سخن از زبان ما میگویی
..!!!



message 17: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments آب شد جسم سرد مخاطب
در اشراق گرم دریچه
سمت انگشت من با صفا شد
.
.
.
چه حس خوبی دارد این دور هم جمع بودن
دوباره
.
.
.


message 18: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments صدا نالنده پاسخ داد حاضر


message 19: by Azade (last edited Jan 24, 2010 04:19PM) (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 21 comments و غمي اينجا هست
خوانده هر شب آواز
با نُت لا لا لا

پنجره را / بستي
و نمي دانستي
كسي از برق چشمان سياهي
به صدا آمده قلبش

تو صدا نشنيدي
...



(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 108 comments نشد كه قصه ي كهنه كتابي باشيم چه كنم؟
ما هر كدام جداي از هم مفهوم خويش را باز مي يابيم


message 21: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments سلام به همه بچه ها
این تاپیک فوق العاده است
چون بعد مدتها همتون و یه جا دیدم
صالح خان جدا ازت ممنونم اگه این عنوان زیبا نبود
اصلا جذب نمی شدم وارد گروه بشم
الان مدتهاست دلم از گروه و بچه ها گرفته بود
مثل روزهای اولی که وارد گروه شده بودم نبود
ولی الان این شعر فوق العاده ات و که خوندم هم بغض کردم
هم خندیدم از اینکه حداقل برای بچه ها مهم بود
که بیان و حاضری بزنند .
.
.
صالح یه لطفی بکن هر دو هفته یه بار
از این حضور غیابا بکن
قضیه با پوستر و اینا هم درست نمیشه
من پیشنهاد می دم خود طرف و یه جا گیر بیاریم
بقیه هم در حد توانشون با چوب چماق گاز اشک آور
هرکی در حد بضاعتش
:))

.
.
به هر حال منم حاضر فقط یه فرجه بهم بدید تا بیست و هشتم بهمن


message 22: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
Azade wrote: "و غمي اينجا هست
خوانده هر شب آواز
با نُت لا لا لا

پنجره را / بستي
و نمي دانستي
كسي از برق چشمان سياهي
به صدا آمده قلبش
تو صدا نشنيدي
...
"

چقدر خوبه که دوباره هستی
ورود دوبارتو خوش آمد می گم



message 23: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments


Azade wrote: "و غمي اينجا هست
خوانده هر شب آواز
با نُت لا لا لا

پنجره را / بستي
و نمي دانستي
كسي از برق چشمان سياهي
به صدا آمده قلبش

تو صدا نشنيدي
...
"



:) آزاده...!!! اومدي؟
ميدوني خوش اومدي؟

و خوش ميموني !‌:)‌ء


message 24: by Azade (last edited Jan 27, 2010 05:14AM) (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 21 comments ممنون بهزاد خوبم
ممنون مهتابي خانوم مهربان
ممنون صالح عزيز

لطف داريد


message 25: by محسن (new)

محسن | 228 comments آخرین نفرم که حاضری میزنم ؟
منم که آخرین کلام شعرتم
دلم گرفت همه خوابیم به این زودی هم بیدار نمیشیم
من ناامیدم
کاش میشد یکی از دوستان ساکن تهران را ببینم تا امیدوار بشم به داستان کوتاه و به اون همه لحظه های خوبی که با هم داشتیم . اما دستت درد نکنه صالح چه ترشی بخوری و چه نخوری یک چیزی میشی ... ولی


message 26: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments محسن جان من ساکن تهرانم و 11 بهمن که بگذره من آزادم
اگه خواستی میام میبینمت


message 27: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments .
.
.

گل بود به سبزه نیز آراسته شد
الان یعنی رسماً تعطیلاته اینجا!؟


message 28: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 266 comments جالب بود واقعا


message 29: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments آره اینجا ایستگاه آخر است


message 30: by Rose (new)

Rose | 449 comments صالح خان فکر کنم باید یه بار دیگه حضور و غیاب کنی
ولی فکر کنم ایندفعه باید به جای خیلی ها لاله بذاریم
؛)


message 31: by M.H.R (new)

M.H.R (mhrr) | 313 comments فكر ميكنم من هنوز زنده ام!!!!

صداي من رو از زير آوار دلتنگي واسه اين جا، ميشنويد!!!


message 32: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments سلام از مانیکه فیلتر شده به سختی می تونم بیام به گروه سر بزنم
اه گندشون بزنن


message 33: by Elnaz (new)

Elnaz | 39 comments خه چرا این کارو کردن؟؟ بعد یه عمری یه سایت باحال پیدا کردیم.واقعا نمی شه هیچ کاری کرد؟؟؟؟با اینکه مطمئنم هیچ فایده ای نداره ولی ضرر نداره بهشون یه میل بزنیم بگیم دست از سر این سایت بردارن.می دونستین بزرگترین گروه غیرانگلیسی زبان گودریدز ایرانیا بودن؟؟؟؟ولی ححححححححیف!


message 34: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments بگبم هم فایده نداره اینا فیلتر میکنن
وقتی جی میل را فیلتر میکنن
می خواین اینو فیلتر نکنن


message 35: by Elnaz (new)

Elnaz | 39 comments خیلی دوست دارم خفشون کنم


message 36: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments دوستان عزيز اگر وي پي ان داشته باشيد مي تونيد تمام فيلترها را رد كنيد و مثل اينترنت آزاد كار كنيد


message 37: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments صالخ خان حالا که رفع فیلتر شده یه حضور و غیاب جدید کن ببینیم کی حاضر و کی غائب.


message 38: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments حاضر :) !!! صالح...کجایی تو!؟


message 39: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
من یکم حاضرم
یعنی فقط کت تنمه
شنبه هم باید برم


طیبه تیموری | 659 comments با اجازه سلام


message 41: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments منم حاضرم
دستم هم بالاست البته توي عكس معلوم نيست :دي


message 42: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments :))فرزان جان شما بیشتر شبیه به دست به سینه میای تا دستت بالا :>


message 43: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments آقا اجازه؟
حااااااااااضر!


message 44: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments مهتابي جان خوشحالم مي بينمت البته نصف صورتت را.
بله درست گفتين من دست به سينه ايستادم اما درونم ميخواد دستش را بالا كنه نمي تونه


message 45: by Essi (new)

Essi Michael (essimichael) | 64 comments دوستااااااان من حااااااااااضرم!!!


message 46: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments آقا حالا هی بیاین حاضری بزنین و در برین :)) هر کی حاضره بدو ِ بره کامنت بده و تاپیک ایجاد کنه :D

....

خب واقعیت اینه که...داداش شوما نامحرمی...چشمت رو درویش کن :D (فرزان جان میدونی مخاطبم شما بودی دیگه!؟)


message 47: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments بله فهمیدم مهتابی خانوم
دارم روی یک کار جدید کار می کنم
بذار جمع و جور که شد میزارم روی نوشته های کوتاه


message 48: by mohammad (last edited May 11, 2010 12:09PM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments سلام نا امیدانه گودریدزو تو اینترنت اکسپلورر نوشتم
این سایت دوست داشتنی با کمال تعجب و شادی دیدم بالا اومد
من که حاضرم با تمام انرژی و امید

باید این فضای کوچیکو زنده کنیم

تک تک تونو دوست دارم
تا حالا اینو نمیدونستم


باید ازشون انتقام بگیریم سالوسهای احمق
چند ماهی بود که اینترنت نیومده بودم
خیلی خوشحالم

خوشحالترم کنید شما هم با انرژی باشید
خواهش میکنم

حااااااااااااااضضضضضضضضضضضضضضضرررررررررررررررررر


message 49: by Faeze (new)

Faeze | 487 comments سلام دوستان

چه خوب همه برگشتین، فکر می کردم دیگه اینجا هیچ وقت مثل قدیما نمیشه

از دیدن حضورتون و خوندن نوشته هاتون بی نهایت خوشحالم

ح ا ض ر


message 50: by [deleted user] (last edited May 12, 2010 02:14AM) (new)

من فكر مي كردم اينجا نوشتم

كه حاضرم!

حالا كه ننوشتم

من حاضرم

دليل بر اين نيست

كه حاضر نيستم

من حاضرم

و از حاضر بودن همه حاضر به شادماني


« previous 1
back to top