انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
آزادی
date
newest »
newest »
آرزو خانم شعر از اگر ...ترا
رنگ بسازم
تازه شعر شده است.
دقت و تاملی در جمله بندی های اول شعر تا همان اگر بکنید.
شاعرانه نیست.
یک مشکل دیگه اینگه زیادی رک گویی شده توی این شعر.
موفق باشی.
نباید تعجب کنیاگر...ترا رنگ بسازم..برام به عنوان شعر تازه
وعجیبه
حس خوب مفهوم شعرت رو از بین برده
و کلا ..نوعی پراکنده گویی
پیروز باشید
با مهدي كاملا موافقم. فكر ميكنم قسمت آخر در " اگر از تو رنگ بسازم" بجاي " تو " از بخشي از تو مثل ياد ، خاطره، خيال، نگاه يا هر چيز ديگه اي كه تداعي كنندهء اين تو باشد استفاده ميكردي قلم خيالت رو ارتقاء ميدادي و احتمالا از اين سردي هم در ميومد. اما براي من جالب بود. ذهنيت قشنگي بود كه رنگي ساخته شه از كسي و پاشيده بشه به تمام آنچه كه دردآور است. خيلي خوشم اومد. ممنون
دوستان عزیزم متشکرم از نظراتتون
نقدهاتون وارده - چون من وارد نیستم به قواعد شعر
همیشه فلبداهه می گویم
آزاده جان من هم مثل تو فکر می کنم . همینه که این شعرم را دوست دارم
.
.
.
.
آرزو جان بهتر بود قسمت اولش رو حذف نميكردي... دخترم من دارم پير ميشم ديگه خيلي يادم نمياد اون قبلي كه خوندم چه سطرهايي داشته
;)
ولي فكر ميكنم احساس را ازش حذف كردي و اين خوب نيست... بايد سعي كنيم وقتي شعري را پرداخت مي كنيم، يادمان باشد وقت سرودن چه حال و حسي داشتيم
:)
موفق باشي عزيزكم
;)
ولي فكر ميكنم احساس را ازش حذف كردي و اين خوب نيست... بايد سعي كنيم وقتي شعري را پرداخت مي كنيم، يادمان باشد وقت سرودن چه حال و حسي داشتيم
:)
موفق باشي عزيزكم
من نمیدونم اول چی بوده ولی از این شعر تازه خوشم اومد حرف قشنگی داشت.حتی فکرش رو هم نمیکردم کسی رو بشه رنگ کرد وپاشید به همه بی رنگی هاشعرهات رنگی آرزوی عزیز






کدام بی رنگی، دلتنگ کننده است؟
چشمان بی رنگ زنی..
که آفتاب درونش خوابیده؟
یا-
مدال مردی ،که نگین اش افتاده ست ؟
اینجا ..
میله های قد بلند
برای شب خط و نشان می کشند ..
طفلی با سقف کوتاه بی رنگ ،بازی- یکی پنداری -می کند
کاش ترا رنگ بسازم .........................................
بپاشم به سلول های انفرادی ..
به شلاق زندانبان، که نگین رنگی مدالش افتاده ..
به چشمان زنی ..
که طفل و آفتاب، درونش خوابیده اند ..