انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
حکايت/ محسن رجبي
date
newest »
newest »
در شعر از كلمات غير مرسوم زياد استفاده شده، كه امروزه به همه پيشنهاد ميشه از اين كار خودداري كنند. زبان چه در شعر و چه در هر نوشتهء ديگري، بايد روان باشد تا خواننده را سردرگم نكند.
من به شخصه فكر ميكنم زمان اينكه مثل رودكي از طبيعت بنويسم يا يار و بوس و كنار ( كه البته خودش تقليدي از شاعر ديگري در قرنها پيش است) جذب كنندهء مخاطب امروزي نيست.
شاعر ماندگار براي اين نسل هاي كنوني، شاعريست كه در اجتماع خود باشد و واقعيت زندگي مردم را به زبان خيال خود به تصوير بكشد.
منتظر كارهاي تازه شما هستم.
موفق باشيد
من به شخصه فكر ميكنم زمان اينكه مثل رودكي از طبيعت بنويسم يا يار و بوس و كنار ( كه البته خودش تقليدي از شاعر ديگري در قرنها پيش است) جذب كنندهء مخاطب امروزي نيست.
شاعر ماندگار براي اين نسل هاي كنوني، شاعريست كه در اجتماع خود باشد و واقعيت زندگي مردم را به زبان خيال خود به تصوير بكشد.
منتظر كارهاي تازه شما هستم.
موفق باشيد
Mohsen wrote: "منم موافقم. البته اون روزي که من اين شعر رو نوشتم هنوز نوبت گلوله نرسيده بود"
اول اينكه بگم من اصلا منظورم صرفا مسائل سياسي نبود. يه جامعه خيلي چيزها داره كه مهمترين شون به نظرم فرهنگ اون جامعه است.
جناب آقاي ساماني عزيز في البداههء شما نشان از طبع پر ذوق تان دارد و بسيار خوب است. ولي دوست خوبم من ياد نمونه هايي از شعرهاي دوست خوبمون بابك كامكار افتادم كه ايشون هم مسائل سياسي رو به تلخي شعر شما و البته خيلي عيني تر از شما بازگو مي كنه...
در شعر علي الخصوص شعرهاي سياسي به شخصه معتقدم عينيت گويي كار صحيح و دلنشيني نيست و به زودي با عوض شدن اوضاع حاكم، اون شعر فراموش خواهد شد.
البته اين كه فقط في البداهه بود و جوابيه اي براي محسن جان. ولي من كلي صحبت كردم.
موفق باشيد دوستان
اول اينكه بگم من اصلا منظورم صرفا مسائل سياسي نبود. يه جامعه خيلي چيزها داره كه مهمترين شون به نظرم فرهنگ اون جامعه است.
جناب آقاي ساماني عزيز في البداههء شما نشان از طبع پر ذوق تان دارد و بسيار خوب است. ولي دوست خوبم من ياد نمونه هايي از شعرهاي دوست خوبمون بابك كامكار افتادم كه ايشون هم مسائل سياسي رو به تلخي شعر شما و البته خيلي عيني تر از شما بازگو مي كنه...
در شعر علي الخصوص شعرهاي سياسي به شخصه معتقدم عينيت گويي كار صحيح و دلنشيني نيست و به زودي با عوض شدن اوضاع حاكم، اون شعر فراموش خواهد شد.
البته اين كه فقط في البداهه بود و جوابيه اي براي محسن جان. ولي من كلي صحبت كردم.
موفق باشيد دوستان
درودمهدی جان پست اول بانو هاظمی زاده کامله من حرفی نمیزنم جز اینکه باید زبانت رو امروزی تر کنی .. سعی کن دیگه از واژگانی چون « ز ِ ، دگر و..» در جایی که امروز ما بجاشون « از ، دیگر ..» داریم استفاده نکنی.. زبان معیار زبان روزنامه ی امروز ماست
سپاس
سلام دوست عزیزعروضی گفتنت باعث شده است کلمات ساختگی به نظر برسند . چه ضرورتی به این کار است . شما می توانید قالب های دیگر شعری را نیز تمرین کنید . موفق باشید
عروض، بیشتر به بحر طویل نزدیک است. ولی من کهنگی را در موضوع ِ شعر قبول ندارم چون شاعر از هرچه دلش می خواهد بگوید مختار است. فقط این اشعار هم ( که قدیمی هستند ) مثل ِ همان اشعار ِ سیاسی خیلی زود فراموش می شوند. شعری ماندگار است که منعکس کننده ی احساسات ِ ناب ِ شاعر باشد.دیگر آن که برخی از مفاهیم ِ شعرتان به راستی مفهوم ِ خاصی را در بر نداشتند و فقط بازی با کلمات بودند.... چون من که از کنار و بوسه جز لذّت چیزی ندیده ام! :دی





اي عالميان چنين بگويم
هر چند شنيده ايد و ديده
کمتر بپسندد اين گدا را
ياري که هميشه شاه ديده
هر ماه که در کنار يابي
شمسي دگرش برو تبيده
تلخي چه کني که حنظل تو
در کام همه بشر رسيده
من با تو نگويم اين حکايت
زيرا که شعور تو رميده
آخر ز کنار و بوس و خلوت
جز مرگ کسي دگر نديده
مرداد 86