انجمن شعر discussion

57 views
كارگاه شعر > از سيب تا گندم / آزاده هاظمي زاده

Comments Showing 1-15 of 15 (15 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Azade, Hazemizade (last edited Dec 30, 2009 08:09PM) (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
چرا وقتي آدم بهشت را به گندم طلائي
گندم زار را به سكه اي طلائي
مي فروشد
و خميرهاي ترش كرده
بي گرماي نوازشي
مي سوزند
آتش درونم
با بوي نان داغ
تازه مي شود؟

تا تمام حفره هايت را
تنهايي پر كند
رقص شعرهاي عريانم
ميان كوچه ها / اغفالت مي كنند
و من بقدر تمام دادهايي كه نمي زني
با واژه هاي دود گرفته
از سوزش خراش خاطره ها
روي پوسته پوسته هاي درخت
نقش مي زنم

گندم گون من
چرا
قطره
قطره
آب مي شوي؟
باران هم شوي
سياهي روي كاغذ خوابيده
و تيزي برگهاي دفترم حتي
افكارم را پاره پاره نمي كند

دوست دارم تر شوي / عريان تر
درون استخر كلر نخورده / بپري
و سيب ها را سرخ تر كني



message 2: by Ahmad (new)

Ahmad | 67 comments ازاده عزیز
همیشه ازخواندن شغرت لذت میبرم
باسپاس


message 3: by Mohammadali, Hasanloo (new)

Mohammadali Hasanloo (09354609059) | 145 comments Mod
فکر می کنم داری کم کم بهتر میشی آزاده .
به تعبیرات شاعرانه داری بیشتر توجه می کنی . این خیلی خوب هستش .



message 4: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
آقاي نصري و حسنلوي عزيز، ممنون كه خونديد

منم به همين اميد مي نويسم


message 5: by Emad (new)

Emad | 130 comments اشعار در جهت تکامل
و کلمات در جهت تفاخر
وزن ماهیتی اشعار شما رو به فزونی است
موید باشید


message 6: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 155 comments آزاده عزيز
سيب ها هميشه با حضورش سرخ تر خواهند شد
ايمان دارم


message 7: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 176 comments دوست دارم تر شوي / عريان تر
درون استخر كلر نخورده / بپري
و سيب ها را سرخ تر كني

یک شاهکار تازه از یک شاعره جوان
لذتی بریدیم



افسانه بینشونه حس خوبی داره شعرت، انگار میکنیم داری باهام رو در رو حرف میزنی


message 9: by Mehdi (new)

Mehdi | 192 comments شاعرانگی در سطر سطر بعد از ابتدا کم کم به شعر راه می یابد و در پایان به شاعرانه ترین حالت ممکن در اوج تمام می شود.
شعر شما کار خوبی است و در خور ستایش ونسبت به بقیه کارهایتان یک قدم حلوتر اما شعر به بدترین شعر ممکن شروع می شود.
اگر قرار است شعر به صورت سئوالی شروع شود اینقدر نباید ساده و دم دست و بی حس باشد. مقایسه کن با شعری از شاملو که با سئوال شروع می شود:
مرا تو بی سببی نیستی
براستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟

شاعر باشی شاعر


message 10: by Mohsen (new)

Mohsen Rajabi | 26 comments خوب بود فقط ابتداش کمی ناگیراست و از اون مهم تر گنگ.


message 11: by Azade, Hazemizade (last edited Jan 04, 2010 03:21AM) (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
ممنون از راهنماييهاتون دوستان


message 12: by Mahan (last edited Jan 05, 2010 03:17AM) (new)

Mahan | 121 comments شعر قشنگي بود
بهتون تبريك مي گم
درسته كه اولش يه خورده توي ذوق آدم مي زنه
ولي اين بخاطر سنگيني حرفي هست كه تو همون قسمت اول نهفته شده
بنظر من بهتر بود اينهمه حرفو يه جا نمي زديد
تا فهمش آسون تر باشه
در ضمن از مقايسه شعر شما با شاملو اصلن خوشم نيومد
شعر " متر" نيست كه با اون بقيه رو بسنجن
به هر حال مرسي بابت شعرتون


message 13: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
ممنون عليرضا جان.

سعي كردم كمي تغيير در ابتداي شعر ايجاد كنم كه اينطوري شد:

وقتی آدم بهشت را به گندم طلائی
گندم زار را به سکه ای طلائی
می فروشد

و خمیرهای ترش کرده
بی گرمای نوازشی
می سوزند

چرا آتش مرا
بوی نان داغ
تازه می کند؟


message 14: by Omid (new)

Omid Omidvari (omidvari) | 1 comments درود
آزاده ی عزیز بسیار دلنشین شروع کردی، دوست داشتم کمی خلاصه تر شروع بی نظیرت را آغاز می کردی
می آموزم و لذت می برم


message 15: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments حافظ پاسخ می دهد
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم


back to top