انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
از سيب تا گندم / آزاده هاظمي زاده
date
newest »
newest »
فکر می کنم داری کم کم بهتر میشی آزاده .
به تعبیرات شاعرانه داری بیشتر توجه می کنی . این خیلی خوب هستش .
به تعبیرات شاعرانه داری بیشتر توجه می کنی . این خیلی خوب هستش .
دوست دارم تر شوي / عريان تردرون استخر كلر نخورده / بپري
و سيب ها را سرخ تر كني
یک شاهکار تازه از یک شاعره جوان
لذتی بریدیم
شاعرانگی در سطر سطر بعد از ابتدا کم کم به شعر راه می یابد و در پایان به شاعرانه ترین حالت ممکن در اوج تمام می شود.شعر شما کار خوبی است و در خور ستایش ونسبت به بقیه کارهایتان یک قدم حلوتر اما شعر به بدترین شعر ممکن شروع می شود.
اگر قرار است شعر به صورت سئوالی شروع شود اینقدر نباید ساده و دم دست و بی حس باشد. مقایسه کن با شعری از شاملو که با سئوال شروع می شود:
مرا تو بی سببی نیستی
براستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟
شاعر باشی شاعر
شعر قشنگي بود بهتون تبريك مي گم
درسته كه اولش يه خورده توي ذوق آدم مي زنه
ولي اين بخاطر سنگيني حرفي هست كه تو همون قسمت اول نهفته شده
بنظر من بهتر بود اينهمه حرفو يه جا نمي زديد
تا فهمش آسون تر باشه
در ضمن از مقايسه شعر شما با شاملو اصلن خوشم نيومد
شعر " متر" نيست كه با اون بقيه رو بسنجن
به هر حال مرسي بابت شعرتون
ممنون عليرضا جان.
سعي كردم كمي تغيير در ابتداي شعر ايجاد كنم كه اينطوري شد:
وقتی آدم بهشت را به گندم طلائی
گندم زار را به سکه ای طلائی
می فروشد
و خمیرهای ترش کرده
بی گرمای نوازشی
می سوزند
چرا آتش مرا
بوی نان داغ
تازه می کند؟
سعي كردم كمي تغيير در ابتداي شعر ايجاد كنم كه اينطوري شد:
وقتی آدم بهشت را به گندم طلائی
گندم زار را به سکه ای طلائی
می فروشد
و خمیرهای ترش کرده
بی گرمای نوازشی
می سوزند
چرا آتش مرا
بوی نان داغ
تازه می کند؟
درودآزاده ی عزیز بسیار دلنشین شروع کردی، دوست داشتم کمی خلاصه تر شروع بی نظیرت را آغاز می کردی
می آموزم و لذت می برم










گندم زار را به سكه اي طلائي
مي فروشد
و خميرهاي ترش كرده
بي گرماي نوازشي
مي سوزند
آتش درونم
با بوي نان داغ
تازه مي شود؟
تا تمام حفره هايت را
تنهايي پر كند
رقص شعرهاي عريانم
ميان كوچه ها / اغفالت مي كنند
و من بقدر تمام دادهايي كه نمي زني
با واژه هاي دود گرفته
از سوزش خراش خاطره ها
روي پوسته پوسته هاي درخت
نقش مي زنم
گندم گون من
چرا
قطره
قطره
آب مي شوي؟
باران هم شوي
سياهي روي كاغذ خوابيده
و تيزي برگهاي دفترم حتي
افكارم را پاره پاره نمي كند
دوست دارم تر شوي / عريان تر
درون استخر كلر نخورده / بپري
و سيب ها را سرخ تر كني