انجمن شعر discussion

16 views
كارگاه شعر > كلاغ ها

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Sadeq (new)

Sadeq | 8 comments
چشم دوخته
به پرت‌افتادگي نيمكت
و توازن غيرعادي
بودن و نبودن
لحظه‌اي
تا بي خيالي محض انگشت‌ها
مي‌چكد
قطعه‌ي سربي كوچك
باز‌مي‌ايستند
عصب‌هايي مضطرب
و لحظه‌اي مروروار
ذهن را مي‌گذراند


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 192 comments اگر به عنوان کلاغ در اسم شعر اشاره نشده بود هرگز تصور نمی رفت که پرنده بیچاره ای که دارد از شلیک یک تکه سرب جان می دهد کلاغ باشد.

زیبا بود و مستور
موفق باشید.


message 3: by Mohammadali, Hasanloo (new)

Mohammadali Hasanloo (09354609059) | 145 comments Mod
سلام صادق جان .
ممنون بابت شعر زیبایت عزیزم .
فضاسازی حرف اول را در این شعر می زد .
که انصافا شما از پس این کار بر آمده بودی .
ضمنا با آقای بهروزی هم موافقم


message 4: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
من با آقاي بهروزي موافق نيستم. چرا كه كلاغ اون هم به شكل جمع مي تونه استعاره باشه كه ذهن مخاطب رو درگير مي كنه تا به هدف برسه...

من شعر رو خيلي پسنديدم. ولي توازن غيرعادي، خيلي برام غير عادي بود


message 5: by Mehdi (new)

Mehdi | 192 comments کتابم فقط به خاطر همین یک جمله توقیف شد: " پس این کلاغ های سیاه عذاب کی / از شاخه های خسته پاییز می پرند؟"


message 6: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 379 comments رفته رفته تحلیل می روم تا حل شوم در این شعر، ولی نمی توانم.... من خشک شده ام


back to top