انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
قرض بده/بابک کامکار
date
newest »
newest »
خوب بود. كمي تصويرها رو مي ساختي بهتر بود... مثل گريه كردن و ... اولش شروع خوبي نداشت و كمي در كل حس لطافتي كه از من مخاطب از شعر انتظار داشتم رو مي كوبيد. منظورم اينه كه وقتي يه چيزي رو در عين ناخوب بودن و سختي اون توضيح ميدي سعي كن چيزهاي لطيفي رو كنارش مثال بزني. اين باعث ميشه نه تنها كمي لطافت و دلنشيني شعر بالا بره، بلكه اون حسي هم كه قصد انتقالش رو داري با مقايسه اي بهتر منتقل بشه. ولي در كل كار خوبي بود.
ممنون
ممنون
بابك جان موضوع غم انگيزي رو براي بيان انتخاب كرده بوديولي به جاي انتقال حس غم به خواننده حس تمسخر منتقل شده بود
اين موضوع واين خنده اي كه فقط يك ظاهر سازي هست از ديدگاه من بايد جوري بيان شه كه اشك خواننده رو در بياره.نه اينكه احساس كنه چنين زندگي نكبت باري شايسته مسخره كردن وپوز خند زدنه.
ببخشيد بابك عزيز كه با اين صراحت نظرم رو گفتم
موفق باشي همشهري
البته به نظر ِ من همین تمسخر به میزان ِ فلاکت ِ بیان شده در شعر می افزاید و این خوب است، هرچند که فکر می کنم شعرتان جای کار دارد
ممنون دوستان عزیزالبته پروای عزیز در اینجا به نظر خودم بانی این فلاکت یعنی اجتماع مورد تمسخر قرار گرفته!
"بچرخ بوی نفت می دهد"
و قرض فبضهایت
و آنچه که باعث قرض دادن دخترکش شده....
نه زندگی شخص مفلوک
حتما این مطلب 100درصد اشکال داره ولی فکر نمی کردم مفهومش برداشتی غیر از آنچه من نویسنده خواسته ام بوده باشد
البته برداشت شما قابل احترامه همشهری گل
سبز باشی



زورکی بخند!
بچرخ دور سفره ات
بچرخ بوی نفت می دهد
زیادیت شده؟!
بالا بیاور
آمده بالا تا خر خره ات
قرض قبضهایت
کمی بگرد
دخترکت خواب است
قرض بده...!
و بعد گریه کن
درستکی گریه کن
5/9/88