انجمن شعر discussion
شعر و شاعر
>
در لحظه_احمد شاملو
date
newest »
newest »
رستاخيز
من تمامی ی مرده گان بودم:
مرده ی پرنده گانی که می خوانند
و خاموش اند،
مرده ی زيباترين جانوران
برخاک و در آب،
مرده ی آدميان همه
از بد و خوب.
من آن جا بودم
در گذشته
بی سرود.
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی.
به مهر
مرا
بی گاه
در خواب ديدی
و با تو
بيدارشدم.
من تمامی ی مرده گان بودم:
مرده ی پرنده گانی که می خوانند
و خاموش اند،
مرده ی زيباترين جانوران
برخاک و در آب،
مرده ی آدميان همه
از بد و خوب.
من آن جا بودم
در گذشته
بی سرود.
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی.
به مهر
مرا
بی گاه
در خواب ديدی
و با تو
بيدارشدم.
با اين همه- اي قلب دربدر!-
از ياد مبر
كه ما
- من و تو-
عشق را رعايت كرده ايم،
از ياد مبر
كه ما
- من و تو-
انسان را
رعايت كرده ايم،
خود اگر شاهكار خدا بود
يا نبود.
--------
ممنون واقعا ايمان عزيز و به قول فرهاد حيدري:
ترديدي نيست كه شاملو يكي از بزرگ ترين شاعران مدرنيست زبان فارسي به معناي اخص آن است و نوع مواجهه او با زبان و جهان نيز ناشي از ديدگاه مدرنيستي اش مي باشد
از ياد مبر
كه ما
- من و تو-
عشق را رعايت كرده ايم،
از ياد مبر
كه ما
- من و تو-
انسان را
رعايت كرده ايم،
خود اگر شاهكار خدا بود
يا نبود.
--------
ممنون واقعا ايمان عزيز و به قول فرهاد حيدري:
ترديدي نيست كه شاملو يكي از بزرگ ترين شاعران مدرنيست زبان فارسي به معناي اخص آن است و نوع مواجهه او با زبان و جهان نيز ناشي از ديدگاه مدرنيستي اش مي باشد
Iman wrote: "ممنون از حضور پرشورت مهيار"
جالب بود. ياد شعارهاي خط مقدم جبهه ها افتادم و در خيالم گفتم: باز هم مهيار حماسه آفريد
;)
جالب بود. ياد شعارهاي خط مقدم جبهه ها افتادم و در خيالم گفتم: باز هم مهيار حماسه آفريد
;)
"Iman wrote: "ممنون از حضور پرشورت مهيار"
:d
راستش اين تنها جمله اي بود كه باهاش ميتونستم از مهيار تشكر كنم اخه واقعا يه چيزي تو مايه هاي حماسه هم هست
نظر شخصي من در مورد شاملو اينه كه به معناي واقعي يك سخنور بزرگه. حقيقتا من شخصا از خوندن شعر شعرايي مثل مشيري يا حميد مصدق يا ... بيشتر لذت ميبرم ولي ساختار و واژ ه هاي شعر شاملو برام چيز ديگه ايه.
نميدونم شايد نگاهم به شعر هاي شاملو بيشتر مثل نگاه به يك داستان يا نثر ميمونه
:d
راستش اين تنها جمله اي بود كه باهاش ميتونستم از مهيار تشكر كنم اخه واقعا يه چيزي تو مايه هاي حماسه هم هست
نظر شخصي من در مورد شاملو اينه كه به معناي واقعي يك سخنور بزرگه. حقيقتا من شخصا از خوندن شعر شعرايي مثل مشيري يا حميد مصدق يا ... بيشتر لذت ميبرم ولي ساختار و واژ ه هاي شعر شاملو برام چيز ديگه ايه.
نميدونم شايد نگاهم به شعر هاي شاملو بيشتر مثل نگاه به يك داستان يا نثر ميمونه
اول از همه این که شما خیلی ِ زیادی دیگه من رو تحویل گرفتید! از خجالت دارم آب می شم!!! باور کنید!دوم این که جالبه، برعکس ِ شما ایمان جان من تنها کتاب ِ شعری رو که می تونم از اوّل تا آخِرش رو بخونم بدون ِ این که حتّی یک شعرش رو هم رد کنم همین اشعار ِ احمد ِ شاملو هست. و جالبه که وقتی که تازه بر می گردم و دوباره یکی از اشعارش رو بعد از مدّتی می خونم برام خیلی زیباتر و زیباتر جلوه می کنه؛ درست مثل ِ آثار ِ موسیقی ِ سمفونیک که با اون ها هم همین ارتباط رو برقرار می کنم.
احمد شاملو بعد از کتاب ِ هوای ِ تازه سعی کرد جریان ِ نویی رو در شعر ِ فارسی راه بیندازه که حاصلش همون موج ِ نو بود. اشعاری که فقط از احساس ِ شاعرانه و تخیّلشون می شه فهمید شعر هستند. هرچند که ارتباط برقرار کردن با این شعرها آسون نیست، ولی واقعاً باید عرض کنم که احمد شاملو در سرودن این گونه اشعار کاملاً راه ِ درستی رو رفته و شعر رو به قالب ِ دیگری در آورده.
احمد ِ شاملو غیر از این در سرودن اشعار نیمایی هم فوق العاده است و در مجموع فکر نمی کنم که هرگز شاعری بتونه تا مدّت ها به این اندازه اشعار ِ متفاوت و بی نقصی رو خلق کنه.
برای بیشتر فهمیدن این موضوع، پیشنهاد می کنم دفترهای « هوای تازه » و « ابراهیم در آتش » رو مطالعه کنید.
با سپاس فراوان از شما دوستان ِ عزیز که این همه به بنده ی حقیر محبّت دارید
:)



به تو می انديشم
و زمان را لمس می کنم
معلق و بی انتها
عريان.
می وزم، می بارم، می تابم.
آسمان ام
ستاره گان و زمين،
و گندم عطرآگينی که دانه می بندد
رقصان
در جان سبز خويش.
از تو عبورمی کنم
چنان که تندری از شب.
می درخشم
و فرومی ريزم