انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
شاعر نیستم ...تنها ..
date
newest »
newest »
به نظرم يه جاهايي اش از لحاظ معني فوق العاده قشنگ بود ولي كلمات اضافه زياد داشت كه باعث بهم ريختن آهنگ شعر مي شد.
مثلا آخرش گفتي "كه من به تو دل بسته ام". وجود من هيچ ضرورتي نداشت همونطور كه در چند خط بالاتر هم نيامده و هيچ اشكالي وارد نشده.
جاي ديگه گفتي كه دستهاي بيقرار تو شعر مي شوند با اينكه قشنگه ولي معني نداره
و در آخر گفتي تكه تكه مي شوم اين تغيير فعل آهنگ رو بهم ميزنه شايد اگه بعد از خط بعدي ميومد بهتر بود يا دلتنگي رو هم با اين فعل مي آوردي
ممنون آرزو جان
مثلا آخرش گفتي "كه من به تو دل بسته ام". وجود من هيچ ضرورتي نداشت همونطور كه در چند خط بالاتر هم نيامده و هيچ اشكالي وارد نشده.
جاي ديگه گفتي كه دستهاي بيقرار تو شعر مي شوند با اينكه قشنگه ولي معني نداره
و در آخر گفتي تكه تكه مي شوم اين تغيير فعل آهنگ رو بهم ميزنه شايد اگه بعد از خط بعدي ميومد بهتر بود يا دلتنگي رو هم با اين فعل مي آوردي
ممنون آرزو جان
ArEzO.... wrote: "بعضی چیزها با تکرار است که زیباتر است
مثل باران ..
شاید تصور کردید منظورم تکرار موضوعه
تکرار موضوعیت یک اثر حتی اگه بیشتر از قطره های بارون هم باشه زیبا و زیباتره
اما تکرار واژه ها یا به قول آزاده عزیز "کلمات اضافه
مثل همون بارون در آن واحد تکرارش مخربه لطمه میزنه
بازم از نوشته خوبت ممنون و فضولی منو ببخشید







دست هایم ،نوازش میشوند ..
لب هایم تنها با تکرار توست
که ،شاعر می شوند ...
مرا ببخش ..
که ،به تو دل بسته ام ..
تو اما
هیچ
باور نکن ،من شاعرم !
تنها
تکه های من است این، صدا ..
صد تکه ام ،صد پاره ام ..
مرا ببخش ..
که به تو دل بسته ام ..
تو می روی ..
من ،کنار پنجره آه می کشم ..
تو از دیار من ، کوچ می کنی
شعرهای بی قرار من ..
دوباره عاشق می شوند
دلتنگ می شوند ..
تکه تکه می شوم ..
دوباره من، درد می شوم ..
شعر می شوم ..
ببخش مرا
که تنها
به تو
دل بسته ام ...