انجمن شعر discussion
كارگاه شعر
>
وطنم
date
newest »
newest »
نازنین عزیزمن پیشرفت محسوسی را در تمامی کارهایت مشاهده می کنم. اما در این شعر تعابیری را استفاده کرده بودی که باعث شده بود شعر را از همبستگی معنایی خارج کند.
در بخشی از شعر با یاری گرفتن از نیما یوشیج (که بسیار کار مفیدی در آموختن است و نیما می نویسد نازک آرای تن ساقه گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند)
ریتم مناسبی به شعرت بخشیدی ولی پس از آن واژه گزینی مناسبی را انجام ندادی. مثلا واژه "مداوا" را می توانستی با یک تعبیر شاعرانه بنگری. یا مثلا می نویسی که "مداوا کردم سروم را" که نشان از امید بلندی دارد و همیشه سبز که تعبیر زیبایی دارد ولی در نظیرش، مراعات را نادیده گرفته ای (در شروع شعر که میوه و ثمره کارت، سیب سرخی است که بوی خون می دهد)
ولی در نمادگرایی درخت گردو، به نظرم تعبیر جالب و خلاقانه ای بود.
پیروز باشی
سلام اشکان خانمن این شعر و اولین بار تو گروه داستان کوتاه گذاشتم
ولی نقدی برش نشد
حالا خوشحالم که اینجا باعث شد
یک قدم نزدیکتر بشم
از نکاتی که تذکر دادید جدا ممنون
سعی می کنم جور دیگر بنگرم
الان دقتم به اشعار دیگران بیشتر شده
و نکته هایی که شما
به من می گید
می خوام ببینم اوناهم رعایت کردن
:)
نازنين جان من چيز خاصي درباره ي شعرت نميگم ولي مهمترين چيزي كه فكر مي كنم همه ي ما بايد بهش بيشتر از هر چيز اهميت بدهيم اينه كه شعر زياد بخونيم. از شاعراني كه تازه تر هستند. خيلي تازه تر.
من دارم سعي ميكنم از شاعران معاصر شعرهاي زياد تري رو اينجا بذارم.
سعي كنيد بخونيد و هر مشكل يا سوالي كه داريد، زيرشون كامنت بذاريد تا با سبك ها و شيوهاي تازه بيشتر آشنا بشيد
موفق باشي
من دارم سعي ميكنم از شاعران معاصر شعرهاي زياد تري رو اينجا بذارم.
سعي كنيد بخونيد و هر مشكل يا سوالي كه داريد، زيرشون كامنت بذاريد تا با سبك ها و شيوهاي تازه بيشتر آشنا بشيد
موفق باشي
خوب اگه بخوام مختصر بگم به نظرم شعرت از موسيقي برخوردار بود و اين خوبه ولي از وزن يكساني برخوردار نبود...
قسمتهاي مختلف وزنهاي مختلف گرفته اند... و براي هماهنگ كردن اين قسمتها با هم خيلي از كلمات اضافه استفاده شده...
البته من خودم هم خيلي وقتها مجبورم اين كار رو انجام بدم ولي به نظرم اين كار فقط با مطالعه ي بيشتر تصحيح ميشه...
موفق باشي عزيزم
قسمتهاي مختلف وزنهاي مختلف گرفته اند... و براي هماهنگ كردن اين قسمتها با هم خيلي از كلمات اضافه استفاده شده...
البته من خودم هم خيلي وقتها مجبورم اين كار رو انجام بدم ولي به نظرم اين كار فقط با مطالعه ي بيشتر تصحيح ميشه...
موفق باشي عزيزم
سلام نازنين جانشعر قشنگي بود.موضوع واحساسات جاري در شعر رو دوست داشتم
واشكان عزيز مثل هميشه توضيحات خوبي داده بود
با آزاده موافقم كه همه ما نياز داريم بيشتر وبيشتر بخونيم
ولي عقيده ندارم كه شعر حتما وزني داشته باشه وگاهي آهنگ به تنهايي جوابگوي شاعر هست.(مثل شعر هاي شاملو)ولي بايد مواظب باشيم اين ريسمان از دستمون سر نخوره ويه دفعه از قوانيني كه خودمون در شعرمون پايه گذاري كرديم رو گردون نشيم
اين اتفاق در آخر شعر شما افتاده
بعد از خوب ميدانم يكدفعه يه شوك ناگهاني به خواننده وارد ميشه وكلا شعر به2 قسمت تقسيم ميشه(قبل از "خوب ميدانم" وبعد از آن )دركل شعرت رو دوست داشتم
موفق باشي نازنين عزيز
Parva wrote: "سلام نازنين جان
شعر قشنگي بود.موضوع واحساسات جاري در شعر رو دوست داشتم
واشكان عزيز مثل هميشه توضيحات خوبي داده بود
با آزاده موافقم كه همه ما نياز داريم بيشتر وبيشتر بخونيم
ولي عقيده ندارم كه شعر حت..."
بله نازنين جان من بايد مي گفتم آهنگ نه وزن. عذرخواهي مي كنم. اين روزها ديگه آهنگ خيلي از شعرها رو نوعي وزن مي دونم
شعر قشنگي بود.موضوع واحساسات جاري در شعر رو دوست داشتم
واشكان عزيز مثل هميشه توضيحات خوبي داده بود
با آزاده موافقم كه همه ما نياز داريم بيشتر وبيشتر بخونيم
ولي عقيده ندارم كه شعر حت..."
بله نازنين جان من بايد مي گفتم آهنگ نه وزن. عذرخواهي مي كنم. اين روزها ديگه آهنگ خيلي از شعرها رو نوعي وزن مي دونم



بوی خون می رسدم
دست چین درختان کهنسال وطن
شاخهء سرو جوانیست که به جان دادمش آب
و به جان پروردم
و به روز سرما باد و باران راندم
تا به امروز که خوابم آشفت
و ندانستم کی تیشه بر ریشهء این سرو جوان باز زدند؟
و مداوا کردم،سروم را
و چنان محکم که گره خورد به درخت گردو
آن کهنسال ترین پیر وطن
خوب می دانم
خوب میدانم
که جوان است و شاداب
و در این سایهء پیری، به چه آسودگی این خفتن را!؟
88/6/26