داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
روز مهندسی مبارک
date
newest »
newest »
message 1:
by
Behzad, دیوونه
(new)
Feb 23, 2009 07:19AM
Mod
reply
|
flag
!!!راستي! مگه امروز بود؟،از بس ازمون تقدير و تشکر شد
!پاک يادم رفته بود
......
من هم تبريک مي گم به خانومها و آقايون مهندسين
:ولي با حرف نبي جان هم موافقم
"آخه مهندسي هم شد کار؟"
:D
البته اگر بگیم مهندسین بیکار بهتره ؟ اما به هرحال روزتون مبارک ودر مورد خودم هم تصمیم نگرفتم مهندس باشم اما بالاخره تموم شد
فکر میکنم هنوز بزرگترین اشتباه زندگیمو مرتکب نشدم امیدوارم اصلا زندگی من بزرگترین اشتباه نداشته باشد راستی منظورم از همون سال دوم دبیرستان بود نه برای کنکور چون به گمانم خانه از پایبست ویران است ولی خواجه هنوز در بند نقش ایوان است .
با حرفتون که کار زیاده کاملا موافقم ولی کار توانایی و پشتکار و ساختن با حقوق کم را نیاز داره که من در مورد کار مهندسی نه توانایی دارم و نه پشتکار و به آدمی مثل من همون حقوق کم را هم نمیدن و یا میندازنم بیرون یا خودم فرار میکنم اتفاقی که از زمان فارغ التحصیلی تا حالا چهار بار اتفاق افتاده راستی آقا محمد حسین شما کار پشت میزی سراغ ندارید ؟
:از من موسفيد اينو داشته باشيداگه روحيه ي حساس و شکننده داريد
اگه عاشق رشته اتون نيستيد
اگه تحمل اُرد دادن ديگرون رو نداريد
اگه زبون بازي بلد نيستيد
.....اگه
هرگز سراغ کار پشت ميزنشيني، بويژه در شرکتهاي خصوصي نريد،
!!!حتي اگه درآمد خوبي هم داشته باشه
Mohammad Hossein wrote: "Maria wrote: ":از من موسفيد اينو داشته باشيداگه روحيه ي حساس و شکننده داريد
اگه عاشق رشته اتون نيستيد
اگه تحمل اُرد دادن ديگرون رو نداريد
اگه زبون بازي بلد نيستيد
.....اگه
هرگز سراغ کار پشت ميزن..."
!!!دست شما درد نکنه
اوووووه قم کجا من کجا میتونی مشخصاتمو نگاه کنی شهرمو نوشتم دست همتون درد نکنه نه آ قا محمد حسین عزیز من تا جایی
میدونم مذکرم ولی طاقت هیچ نوع کار مهندسی رو ندارم چون اصلا تمرکز حواس ندارم همه چیزو خراب میکنم ولی فعلا کار نمیخوام حرف فبلیم هم شوخی بود ارشد امتحان دادم رشته ادبیات و خیلی امید دارم قبول بشم البته یک استثنا توی مهندسی هست اونم طراحیه خیلی خوبه عین شعر گفتن و داستان نوشتن ولی در ایران چیزی طراحی نمیشه همش کپی کاریه و خلاقیت کشی . راستی منم مهندس مکانیکم دیگه کی مهندس مکانیکه ؟
اشکان انصاری هم مهندس مکانیک من رشته ام را از اولش دوست داشتم و دارم یعنی عمران الان هم که دارم برای ارشد عمران می خونم گرایش راه
کار هست تا دیدگاه ما از کار چی باشه
من از کار پشت میزی متنفرم
من نمی دانستم که اولا این همه همندس توی گروه داریم و ثانیااین که مهندسان روز هم دارند. چون من فکر می کنم این جامعه که من هم فکر کنم جزئی از آن باشم مظلوم ترین گروه فارغ التحصیلان هستند. اگر کاری درست انجام شود که شده است و اگر نه پوست از سرشان می کنند. روز همگی میمون و مبارکای کاش مهندسان هفته یا دهه داشتند تا شاید کمی از دردشان کم می شد، جدی عرض می کنم
نبی عزیزاگر بجای مهندس جامدات فرد بی سوادی که از بدحادثه رئیس کارخانه هم هست به تو بگوید مهندس جامه دار و از تو بخواهد و بروی جوش بدهی چه حالی پیدا می کنی؟
یک نکته ای را هم بگویم که فدایی خلق کلمه خطرناکی است من نسبتی با آن ندارم
;-)
اشکان جان!به قولي: دقيقاً زدي به هدف
بيشترين چيزي که در تمام اين سالهاي کاري ام مرا عذاب داده
همين گوش به فرمان افرادي در رده هاي بالاتر بوده که بعضاً تفاوت آچارفرانسه را با نام مهندس جابجا تصور کرده بوده اند و يا بنا به جايگاه کاري ام نتوانسته ام اشتباهات واضح و شاخص اشان را به رويشان آورم و يا اگر بوده،مغضوب سيستم قرارگرفته ام
اکنون که به بازنشستگي نزديک شده ام، فقط افسوس تمام اين سالها را به دوش مي کشم که اگر توان کار کردن براي خودم را داشتم شايد اينهمه سرخورده از اين مملکت و مديران نالايقش نبودم
Nabi wrote: "من عاشق کار پشت میزی ام. البته اگه در اتاقش بسته باشه و پشت سرم یه پنجره باشه. بادنیایی از خلوتها و شلوغی ها پشتش.و من روی صندلی، پشت به میز، رو به پنجره، مشغول باشم به تماشای این دنیا"
نبی جان اینکه تو عاشقش هستی رو من تجربه کردم
به نظرم فقط سه چهار روز اولش جالبه
بعد از اون تنهایی میاد سراغت
جایی که من الان کار میکنم
پشت میز میشینم با یه پنجره بزرگ پشت سرم
ولی تنها نیستم
من این رو خیلی دوست دارم
به نظر من هم مهندس ها کارگران سطح بالای جامعه ما هستن
اجرا از اونهاست ولی قالبا تصمیم گیرنده نیستند
کلا مظلوم هستن
;)
من هم سال 81 مهندس کامپیوتر شدم و از رشتم هم راضیم
این روز هم تبریک میگم به همه مهندس ها
راستی بقیه دوستان اگه میشه رشتشون رو بگن
آقای صالح ، مهتابی خانموم، خانم ماریا و لیلا
ماهورجانبا اين بخش نوشته ات در مورد کارگر سطح بالا بودنمان و ... صد درصد موافقم
;))
........
رشته ي تحصيلي من مهندسي تکنولوژي نساجي بوده
از دانشگاه پلي تکنيک تهران سال 66
و بعد تا مقطع دکترا در غربت
ولي همون سطح ليسانس هم زيادي بود اينجا
:(
به شدت با تو موافقم صالح عزیز. توصیه می کنم کمی هم در بخش تحقیق و توسعه وقت بگذاری هرچند که پولی از آن در نمی آید ولی جذاب است
ماهور جان در جواب سوالت باید بگم من معماری خوندم و جز قشری هستم که هم هنری ها اون رو هنر نمی دونن و هم مهندس ها اون رو مهندسی!ولی من دنیا ی کار و رشتم رو دوست دارم و خوشبختانه گِلِه ای نیست
رشته من مهندسی نیست . به دوستانی که قبل از این یا بعد از این مهندس بودن یا شدن تبریک می گم . امیدوارم مهندس های باسوادی باشید . اگر قرار باشه به چهار سال قبل برگردم فکر نمی کنم انتخابم دانشگاه رفتن باشه . شاید به جهانگردی بیشتر از یک رویا فکر می کردم . کار پشت میزی و روی میزی و بالای میزی و زیر میزی برام فرق اونچنانی نداره اگه مشکله مالی داشته باشم حاضرم بیل بزنم ولی چشم گفتن ابدا . ضمنا من اقتصاد می خونم
اینجا به نظرم جاش نیستاگه خواستین میتونم کاملا برای خودتون توضیح بدم که چجوری می شه معماری رو مرکز ثقل این مثلث دونست
معمارانی که ریاضی دان بوده اند
هنر مندانی که معمار بوده اند
معماری هایی که فلسفه ها را نمایش می دادند
عزیز دل برادر مثال های شما مربوط به دوره ای هستند که کلا واژه مهندس فقط به معمار تعلق داشته و از اونجا زاده شدههمونطور که گفتی از مدرنیست خیلی تحولات رخ داد یکیش هم زاده شدن و اضافه شدن رشته ها و تخصص های جدید به خصوص در زیر مجموعه ی علوم ریاضی بود
و این تفکیکی که شما اشاره کردین در این گرایش های نو ظهور ایجاد شد!ولی هوییت معماری سالها قبل شکل گرفته ودر اون دوران خودش هم زیر مجموعه هایی پیدا کرد
ولی مطمعنا اگه من 30 40 سال پیش میخواستم رشته ای انتخاب کنم مسلما میرفتم معماریترکیب هنر و هندسه همیشه چیز جالبیه
مثل ایفل
Nabi wrote: ":))مهندسی کارهارو آسون می کنه،
آدمارو بیکار میکنه،
آدمیتم بی عار می کنه
"
!و انسانیتم بیمار می کنه
اگر چه دير شده ولي روز همه مهندسين مباركمن كه از پشت ميز نشستن شديدا بدم مياد البته خوشبختانه رشته من خيلي نياز به نشستن پشت ميز نداره و به قول آقا صالح رشته ام رو دوست دارم ولي عاشقش نيستم



