داستان كوتاه discussion
نوشته هاي كوتاه
>
يا من زبان نميدانم...يا نميدانند زبانم را
date
newest »
newest »
message 1:
by
MahtaBi KhaNooM
(new)
Feb 04, 2009 05:11AM
کاش ميفهميد...حتي يک نفر
reply
|
flag
saleh wrote: "کسی اینجا زبان التهابم را نمی داندو حتی یار احوال خرابم را نمی داند
در این محفل نمی فهمد کسی حرف نگاهم را
سوال از هرکه می پرسم جوابم را نمی داند"
نمی فهمد..نمی فهمد...نمی فهمد
چه انتظار بزرگي!!!...
...
چه معماي مبهمي!
كاش ميشد فهميد كه من زبان نميدانم، يا ديگران زبانم را! كه اين مسئله ذهن را بيشتر آزار ميدهد!
اگه قرار بود همه بفهمن که نمیشد!بلاخره ممکنه یکی بین این همه غریبه معنی نگاهتو یا حرفاتو بفهمه، اونوقته که اون دیگه غریبه نیست..ولی بقیه همچنان غریبه میمونن..
پروانه خانم پيشنهادتون هم در مورد كتاب خوني دست جمعي يادمون هستكاش دوباره فعال بشه اين كتاب خوني همگاني
دوستان سلام . انگار برو بچه ها همگي اينجا جمعند . منو توي صفحه بحث سياسي كاشتيد و خودتون دارين اينجا صفا ميكنين ؟ اقا مهدي فهميدم چرا توي اون صفحه گفتي :ديگه جوابتو نميدم . حتما اينجا دلنشينتره تا بحث باراك اوباما . دوستان يكي پارتي من بشه و منو توي اين جمع معرفي كنه تا در خدمت دوستان باشيم . مردم بسكه توي اين دوروز بحث سياسي كردم .بزن زنگو كه اومدم
:)ممنون از لطف همه دوستان همیشگی..منهم خوشحالم که باز فرصتی دست داد تا باز هم در جمع شما دوستان گرامی باشم..امیدوارم این فرصت به این زودیا تموم نشه!
انگاری کتاب خونی دسته جمعی هم ادامه پیدا نکرده...که صد در صد به خاطر مشغله دوستان بوده..که خوب البته هماهنگی بین دوستان کمی سخته، بلاخره یکی ممکنه سه روز در هفته بی کار باشه ولی یکی ممکنه در هفته وقت آزاد خیلی کم داشته باشه، که روی سرعت کتابخونی بی تاثیر نیست...با این حال اگر فرصتی بازم جور بشه که عالیه، با اینحال از نوشته های دیگر دوستان بسی لذت میبریم :)
مهنوش كه افسونگر و دلدار جهان است باراك اوباما نوكر او در همدان است - دل خسته ز اين صورت و كردار سياهش من را به خدا جاي در اين صفحه نهان است گور پدر اوباما حافظو عشقه
ماهنوش خانم ادبیات متفاوتی دارند.
به نظر من یا ثبات فکری ندارند یا از پروفایل مهنوش چند نفر دارند استفاده می کنند که هویت های متفاوتی دارند.
من که مشکوک شدم.
به نظر من یا ثبات فکری ندارند یا از پروفایل مهنوش چند نفر دارند استفاده می کنند که هویت های متفاوتی دارند.
من که مشکوک شدم.
مهدی زود قضاوت نکن همه ما با هم اختلاف نظر داریم از تو بعید بود
انگار چشماتو عمل کردی اخلاقت دستخوش تغییراتی شده
Mehdi wrote: "برو همه کامنتاشو بخون.من توی بعضی چیزا خیلی خوش بین نیستم."
تاحد زيادي موافقم
!از يک دختر16ساله و اين نوشته ها؟
حالا اون یک چیزی گفت تو به دل نگیر من زودتر در مورد زیاد شدن تعداد افراد گروه تذکر داده بودم . بعضی از دوستان تازه وارد گروه آتیش بیاره معرکه میشن
نمونه هاشو که زیاد توی گروه دیدین
تقصیر محمد حسین بود که گیر داده بود گروه رو عمومی کنین وگرنه من که موافق بودم گروه خصوصی باشه.
اگه رئیس بزرگ دستور بدن 3 سوت باز هم خصوصیش می کنیم.
اگه رئیس بزرگ دستور بدن 3 سوت باز هم خصوصیش می کنیم.
با حمید صحبت کن و براش اوضاع گروه را توضیح بده میدونی کم کم دارم از وضع گروه خسته میشم
گروه شده محلی برای تاخت و تازهای شخصیتی
ترجیح میدم نیام تا ببخشید به یک سری مضخرفات را بخونم که دوستان نثار هم میکنن
راستش اونجوري كه شما فكر ميكنيد نيست به هر حال هر صفحه اي حال و هواي خودشو داره . بحث سياسي اونم موقعي كه يك تنه جلو چند نفر وايسادي و هر كدام به نوبت از افكارت و عقايدت گرفته تا سبك نوشتنت ايراد ميگيرن ادبيات خاص خودشو ميطلبه كه اگه كمترين لغزشي داشته باشي ديگه نميتوني ادامه بدي . اين بود كه سبك نوشتن محترمانه و رسمي رو انتخاب كردم و تا تك تك صداهاي مخالف رو متقاعد نكردم نميتونستم از اون سبك دست بردارم . ولي همونطور كه در اولين ورودم به بحث قبلي گفتم من عاشق شعر و ادبيات و طنزم و اون قضيه اتفاقي گردنبار من شد . اگه از دوستان كسي شيراز هست ميتونم مشخصاتمو بهش بدم تا باور كنه . ولي براي شما چه فرقي ميكنه ؟ فرض كنيد ما 10 نفر توي يك كافي نت نشستيم و داريم با دوستان صحبت ميكنيم .مهم صحيح يا غلط بودن كلامه نه اينكه مثلا چند نفر پشت اين پروفايل هستند . اين توهم توطيه را كنار بگذاريم وبه بحث خودمون بپردازيم .تورو خدا اقاي مهدي اين بحث رو ديگه سياسي نكن كه به قول خودت : يك داغ دل قبيله اي را بس است
بحث توهم توطئه ای تیست.
بحث اینه که ادبیات شما چند بار دچار تغیر شده.
همچنین دیدگاهتون.
شما کشی رو متقاعد نکردین اگه فکر می کنین این کارو کردین دچار نارسیسیسم حاد هستین.
مشخصات هم نمی خواد بدین من خودم میام فلکه ستاد روبروی دادگاه ویژه روحانیت ته کوچه.
آدرسو درست گفتم؟
فقط بفرمایید من چه ساعتی بیام که برسم خدمت خودتون و مزاحم سایر برادران نشم.
بحث اینه که ادبیات شما چند بار دچار تغیر شده.
همچنین دیدگاهتون.
شما کشی رو متقاعد نکردین اگه فکر می کنین این کارو کردین دچار نارسیسیسم حاد هستین.
مشخصات هم نمی خواد بدین من خودم میام فلکه ستاد روبروی دادگاه ویژه روحانیت ته کوچه.
آدرسو درست گفتم؟
فقط بفرمایید من چه ساعتی بیام که برسم خدمت خودتون و مزاحم سایر برادران نشم.
قصد تحميل كردن خود را به هيچ كس ندارم . اگر فكر ميكنيد كه حضور من باعث دردسر و ناراحتي دوستان شده ميتوانيد عضويت مرا لغو كنيد ولي قبل از ان خواهش ميكنم كه نظر دوستان مرا در اين سايت كه خيلي قبل از ورود به اين بحث با انها مكاتبه داشته ام را بپرسيد . من فكر ميكنم اينها بهانه اي است كه تحمل حضور خانمها را در مباحث جدي ندارند . خوب چرا سايتتان را ازاد اعلام كرده ايد ؟ همون خصوصيش كنيد و دور هم بنشينيد و به به و چه چه كنيد و ناز نفست بگوييد .چرا به ديگران توهين ميكنيد ؟ جريان اين دادگاه ويژه روحانيت و برادران گمنان رو هم نفهميدم . اگه معني نارسيسيسم رو هم برام بگين ممنون ميشوم . در ضمن لطف كنيد و در فرم ثبت نام مشخصات كساني را كه ميخواهيد اعلام كنيد تا كسي سرزده وارد نشود . از خانم ماريا هم خواهش ميكنم متن نامه هايي را كه به ايشان نوشته ام منتشر كند تا ببينيد سبك نوشتاري من در اين نامه ها چگونه است ؟همچنين از ديگر دوستان كه از من نامه اي دارند خواهشمندم پس از حذف نكات خصوصي انرا در كامنتها بگذارند تا ببينيد كه ايا من خودم هستم يا نه ؟ بعد متوجه ميشويد كه ايا در توهم توطيه هستيد يا نه ؟ ميخواستم در اين صفحه ادبي لذت ببرم و تلخي بحث سياسي دو روزه را از دلم خارج كنم ولي شما با اين حرفهايتان شرنگ تلخ زهر را بر جانم ريختيد . من كه از شما نميگذرم و دستم هم به جايي بند نيست . اميدوارم كه خداوند هم از شما نگذرد و پاسخ مناسبي به شما بدهد . دلم را خوش كرده بودم كه چند تا دوست پيدا كرده ام از تمامي دوستاني كه به من محبت داشته اند تقاضا ميكنم از طريق ايميل مستقيم با من مكاتبه كنند - چو پرده دار به شمشير ميزند همه را - كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
نارسیسیسم همون مشکل خود شیفتگی ای هست که برادر ارجمند جناب آقای احمدی نژاد هم دارند.
یعنی شما نمی دونید من آدرس کجا رو دادم.
ولی سوتی عظمایی دادین .
یک نگاهی به قسمت دوم ایمیلتون بندازین می فهمید من چقدر دچار توهم هستم. کد حفاظ که خیلی از دوستان توی ایمیل هاشون در وزارت فخیمه استفاده می کنند و نشانده حفاظت اطلاعات هست هم در ایمیل جی میل شما اتفاقی است؟
از خدا و پیغمبر هم خرج نکنید.
اگر دوستان مایل باشند یک دوره جنگ روانی تدریس می کنم براشون تا بفهمند که ترفندهای امثال این برادران چگونه است.
یعنی شما نمی دونید من آدرس کجا رو دادم.
ولی سوتی عظمایی دادین .
یک نگاهی به قسمت دوم ایمیلتون بندازین می فهمید من چقدر دچار توهم هستم. کد حفاظ که خیلی از دوستان توی ایمیل هاشون در وزارت فخیمه استفاده می کنند و نشانده حفاظت اطلاعات هست هم در ایمیل جی میل شما اتفاقی است؟
از خدا و پیغمبر هم خرج نکنید.
اگر دوستان مایل باشند یک دوره جنگ روانی تدریس می کنم براشون تا بفهمند که ترفندهای امثال این برادران چگونه است.
دوستان عزيزم...ميشه خواهش کنم بجاي بحث هايي که ما رو به هيچ کجا نميرسونه يک مقدار به فکر احساساتمون باشم؟! آخه اينا چه بحثاييه که اين دو-سه روز اينجا پيش مياد؟مهنوش جان شما هم اينجوري قضاوت نکن خانوم عزيز ... شما يک دوست جديد در گروه هستي...سعي کن اول بقيه رو بشناسي بعد نسبت بهششون نظر بدي... نه اينکه مثل بچه ها قهر کني و بخواي بري...ما خوشحال ميشي م اشعار و نوشته هات رو بخونيم گلم.
محمد صالح جان...بيا بگو ببينم زبون شما رو کسي فهميد يا بايد اين سوال رو از فرزان بپرسم؟
توي انتخاب اعضا دقت كنيد .اگر نفوذي بينمون باشه كه خيلي بد ميشه مهدي عزيز اگه چيزي ميدوني به بقيه هم بگو تا حواسشون جمع باشه مث اينكه مدتيه خبري از اين به اصطلاح مهنوش كه خدا ميدونه كي هست توي صفحه نيست راستي دوستان واقعا از روي اين كامنتها ميتونن مارو پيدا كنن ؟ اگه كسي ميدونه خطري داره بگه تا ادامه نديم . واقعا كلمه حفاظ توي ادرس ايميل مال اطلاعاتي هاست ؟ مهدي جان اگه واقعا اينطوره به من بگو چون من توي سايت با اين مهنوش دوست شدهام و ايميل واقعيمو براش فرستادم .
بیاین درباره همدیگه خوب فکر کنیممگر اینجا کجاست یا ماها کی هستیم که حالا اطلاعاتی هم بفرستند بینمون.
تمومش کنید آقا این حرف هارو تروخدا...آدم خندش میگیره
اونم یکیه مثل ما...اگر فکر میکنین براتون دوستی با مهنوش دردسر داره...باهاش رابطه برقرار نکنین ولی این دلیل نمیشه که بیایم و درباره دیگران بد قضاوت کنیم و بد حرف بزنیم
مژگان خانوم شما خودت عقل و شعور داری...فکر کن ببین باید ارتباطت رو حفظ کنی یا نه.
واقعا متاثر و متاسف شدم
من با خانم يا اقاي مهنوش فقط سه چهار تا ايميل رد و بدل كردم اونم حرفاي عادي و معمولي بود . دو سه تا مطلب و شعر برام فرستاد و چند تا كتاب بهم معرفي كرد به نظر دختر خوبي بود . منم يه بار " ببخشيد " از حرفايي كه بهش ميزدن ناراحت شدم و ازش طرفداري كردم چون ديدم خيلي دختر باادبيه و نميتونه جواب حرفايي رو كه بهش ميزدن بده و لفظ قلم حرف ميزد اينبود كه دلم براش سوخت ولي مثل اينكه گرگي توي لباس ميش بوده . بابا 6 تا كامنت بالاترو نگاه كنيد مهدي ميگه اين بابا رو ميشناسه و توي دادگاه ويژه روحانيت كار ميكنه بعد هم بهش ميگه برادر . حتما ميشناستش كه داره اينجور ادرس دقيق ميده .ولي به فرض كه اين اقا توي دادگاه روحانيون باشه به ما چكار داره ؟ ما كه كار خلافي نميكنيم . يك عده جوون دور هم جمع شديم و داريم بحث سياسي و ادبي و اجتماعي ميكنيم گناه كبيره كه نكرديم تازه دادگاه روحانيون هم مال اخوندهاست نه مال ادماي معمولي مثل ما .به هر حال اگه ميشه بيشتر توضيح بدين
ظاهرا مامور ها ریختنراستش این خانوم مهنوش در کل زیاد سوتی دادن
1.سن در پروفایل 28 بود ولی خودشون رو 16 ساله معرفی می کردند که البته الان پروفایلش رو خصوصی کرده
2.عکس پروفایل با چنین ابروهایی مسلما متعلق به یک دختر دانش آموز شهرستانی نیست
3.چنان زار و زندگی خودشون رو برای همه و بدون مقدمه تعریف می کنند که خیلی راحت می شه به ساختگی بودن اون پی برد
ادبیاتشون هم جای خود دارد
من از کد امنیتی و اینجور چیز ها زیاد اطلاعی ندارم ولی خیلی خوشحالم که میبینم دوستان احتیاط می کنند و حواسشون هست
مهتابی جان شرمنده که در ارتباط با موضوع تاپیک نبود ،فکر کردم گفتن این موارد بد نباشه
چی بگم والا...من که کلا میگم گناه داره این بنده خدا...اصلا صحیح نیست یک نفر رو در جمع اینجوری مورد هجوم خودمون قرار بدبم.
نمیدونم مافیا بلدید یا نهمن زیاد بازی میکنم
یه جور بازی روانشناسیه که روسها اختراع کردن
توی این بازی یه عده مافیای نامعلوم هستند که پلیسها با استفاده از روانشناسی باید اونها رو شناسایی کنن و از بازی حذف کنن.
یکی از حربه های مافیا پنهان شدن در پشت یک چهره معصومه.
ولی چند تا نکته وجود داره که دستشون را رو میکنه.
اول اینکه مافیا فراموش کاره
دوم اینکه همیشه حرف هاش تغییر میکنه
و سوم اینکه سعی میکنه تغییر چهره بده
مثلا همین مژده خانوم از همین اکانت های دو روزس که اول میاد با مهنوش دل و قلوه یک دو میکنه.
بعد میاد اینجا اینجوری صحبت میکنه.
ولی فکر میکنم این خانوم یا آقای مهنوش یا مژده یا هرچی که هست، سن زیادی نداره. یا حداقل اینکه سطح فکریش در همون حده. نمیتونه مزاحمت خاصی برای کسی ایجاد کنه.
پس چرا خودتون رو اذیت میکنید؟
ما که اینجا کار خلافی نمیکنیم.
کافیه خودتون تشخیص بدید و ایگنور کنید.
ضمنا با حذف اکانت و کامنت نمیتونید جلوی این چیزا رو بگیرید.
بگذارید اینها هم با بی محلی برن پیش رفقای قبلیشون
MahtaBi KhaNooM wrote: "چی بگم والا...من که کلا میگم گناه داره این بنده خدا...اصلا صحیح نیست یک نفر رو در جمع اینجوری مورد هجوم خودمون قرار بدبم."مهتابی خانوم شما اگه ببینی یه پشه رو دستت نشسته
چقدر بهش محبت میکنی؟
;)
عجب!!کمی زود قاطی کردن این خانم مهنوش و مژده و چسبوندنش به بحث های فیمینیستی وسیاسی عجیب و غیر منطقی به نظر میرسه!!
این گروه یکی از بهترین گروه هایی هست که من سراغ دارم و مطمئنم این بحث های بیهوده راه به جایی نمی بره....
معذرت ميخوام من تصميم داشتم كه از اين به بعد فقط خواننده باشم ولي لازم ميدانم كه براي اطلاع دوستان چند نكته را ذكر كنم . اول اينكه در مورد حرف ليلا خانم كه فرمودند زار و زندگي خودم را براي ديگران تعريف ميكنم بايد با كمال صراحت عرض كنم من كار با كامپيوتر را تازه فرا گرفته ام و اين گروه اولين گروهي است كه در ان عضو شده ام و در ابتدا فرق بين كامنت و پيغام خصوصي را نميدانستم و در زير كامنت چند نفر از دوستان پاسخ به خيال خودم خصوصي ميدادم . دوما من با اشتباه در تاريخ ميلادي و شمسي سن خودم را 20 سال بيشتر وارد كرده بودم و اگر برخي از دوستان عنايت داشته باشند خاطرشان است كه در اغاز سن من 36 سال ذكر شده بود . پس از ديدن سن خودم در پروفايل نامه اي براي مسيولين سايت فرستادم و ماوقع را توضيح دادم كه اگر راست ميگويند خواهشمندم متن ان نامه را در همين صفحه منتشر كنند . در نامه اي كه براي سركار خانم ماريا جباري چند روز بعد فرستادم موضوع را براي ايشان شرح دادم و ابراز ناراحتي كردم كه ايشان لطف كرده و روش اصلاح پروفايل شخصي را براي من توضيح دادند ( در همينجا از ايشان ميخواهم كه اين مطلب را تاييد يا تكذيب كنند ) دوستان توجه داشته باشند كه تمام اين موارد روز ها قبل از نوشتن اولين كامنت من و وارد شدن به بحث بود . من حتي روش منتقل كردن مطالب از جاي ديگر را به كادر كامنت از يكي از دوستان در مبحث باراك اوباما ياد گرفتم . روش بزرگ كردن سايز نوشته ها در صفحه جي ميل را نيز سركار خانم فرناز علينقيان به من اموختند ( از ايشان خواهشمندم اگر اين مطلب را ميخوانند انرا تاييد و يا تكذيب كنند ) خنده دار ترين مطلب ادرس ايميل من بود كه اقاي مهدي بدليل وجود كلمه حفاظ در ان مرا منتسب به وزارت اطلاعات و دادگاه ويژه روحانيت نمودند ) kimia.hefaz@gmail.com) ايا اگر كسي مامور اطلاعات باشد و بخواهد به هر دليل خود را وارد گروه يا انجمني كند به همين سادگي مشخصات شغلي خود را در ادرس ايميلش ذكر ميكند ؟ ايا اين كار بيش از حد ساده لوحانه نيست ؟ و ايا مثلا مامورين سازمان سيا همگي پسوند CIA در انتهاي ادرس ايميلشان دارند؟ خير دوستان به نظر من اينگونه اشخاص داراي كلكسيوني از مدارك و عكسها هستند كه هويت جعلي انها را تاييد ميكند و از دقيقترين كنترلهاي امنيتي بي نقص بيرون ميايند . و يا بايد بپذيريم كه وزارت اطلاعات انقدر ساده لوح و بي تجربه است كه مامور خود را با ارم وزارت اطلاعات بر روي پيشاني به ماموريت ميفرستد . بگذاريد اين معما را هم راز گشايي كنيم . من ساختن ايميل را بلد نيستم و اين ايميل را هم دايي من اقاي كورش خادمي ايجاد كرده بود كه به خواهش من انرا در اختيار من قرار داد و برخلاف نظر من معتقد بود كه نام يك پسر در ايميل از بسياري از مزاحمتها و هرز نامه ها جلوگيري ميكند. كلمه حفاظ هم كه اينقدر اقاي مهدي را نگران كرده است بخشي از نام شركت " كيميا حفاظ شيراز" است كه بدليل ماهيت كار اين شركت كه در زمينه نصب سيستمهاي دزدگير اماكن و دوربينهاي مدار بسته است كلمه حفاظ در نام اين شركت به چشم ميخورد . اگر باز هم توضيحي نياز است بايد بگويم كه شماره ثبت اين شركت 8088 و ثبت شيراز است . تاريخ ثبت ان 25/5/1376 است كه فكر ميكنم مدتها قبل از تاسيس اين گروه ميباشد . اگهي ثبت اين شركت در روزنامه خبر جنوب به تاريخ 6/6/1376 چاپ شده است . در مورد عكس هم عرض ميكنم كه اين عكس واقعي من است و گرنه اگر من در پي ساختن هويت جعلي براي خودم بودم عكسهاي مختلف فراوان است كه ميتوانستم از انها استفاده كنم و يا مثل خانم ليلا اصلا عكسي از خودم نگذارم . براي اينكه بيشتر مطمين شويد سري به سايت :تخصصي جنگ افزار بزنيد . من با همين عكس و همين مشخصات از مدتها قبل از اين جريان در اين سايت عضو هستم ودر ان كامنت ميگذارم ( اگر اقاي مهدي علاقه ام به تسليحات را دليل ديگري بر اطلاعاتي بودنم ندانند )ادرس سايت هم http://forum.iranweapon.com/ ممكن است تعجب كنيد كه چرا اين موضوع اينقدر براي بعضيها حساسيت برانگيز شده است؟ من معتقدم كه روي چشم همه ما برخي دوستان حجابي افكنده اند تا به نكته اصلي اين ماجرا كه بسيار مهمتر از واقعي يا جعلي بودن هويت من است توجهي نداشته باشيم و بعضي در پشت پرده اهداف خود را كه شايد براي همين اهداف عضو اين سايت شده اند را پيگيري كنند . ميپرسيد چه اهدافي ؟ انشاالله اگر عمري باقي بود و كامنت هاي من در سايت سانسور نشد خدمت دوستان عرض خواهم كرد .با تشكر - مهنوش
حالا اگه حقوق نمی گیری وآزراتو جایی نمی بندیو تو دل به چیزی نمی خندی چرا پروفایلت اینقد کچله؟می تونی کتابایی که خوندی مشخص کنی مثه ماها فرند داشته باشی و با پروفایلت دوستایی بهتر از مژده داشته باشی پینوکیو زیاده بابای پینوکیو هم زیاده فرشته مهربونم داریم گرک و روباه هم هست مطمئن باش می تونی سیستماتیک تر فعالیت کنی منم کوچیکما نوکر شماییم اگه هم من پرونده مرونده دارم دیگه سنگین ترش نکنید حرف زیادی زدم به بزرگواریه جمیعتان عفو کنید من تو خونه و کافی نت و جاهای امن حرف زیادی می زنم یه پخم کنین از ترس غش کردم و در ضمن ایران بهشت عالمه و از همه دنیا آرزوشونو بیان اینجا پناهنده شن و تو رستورانامون ظرف بشورن آوازه رستورانه بوف هم احتمالا در اروپا پیچیده وغیره ما چاکر و متشکریم آقا مهدی ببخشید من باز کمی طنز اومدم سعی می کنم کمتر تکرار شه مهتابی خانم از شما هم معذرت که مطلب در تاپیکتون نوشتم
من نميدانم چطور بايد كتابي را در صفحه مربوطه معرفي كرد از دوستان خواهشمندم در اين مورد مرا راهنمايي بفرمايند در ضمن به زبان انگليسي هم زياد مسلط نيستم . علت ورودم به سايت ياد گرفتن بود . اگر مدتي تامل بفرماييد پروفايلم را غني خواهم كرد ( دوستان خرده نگيرند اين غني سازي ربطي به اورانيوم ندارد ) در مورد دوستي با خانم مژده هم ايشان براي من پيام ارسال كردند . در ضمن بدون قصد اهانت به ايشان بايد عرض كنم كه يك دوست از اين دست انسان را از دشمن بي نياز خواهد كرد . به قول معروف بهترين راه از بين بردن چيزي بد دفاع كردن از ان است . مژده خانم خواهشمندم اينقدر نمك به اش نزنيد كه شوري ان صداي خان را هم دراورده است . من برگه محتوي ايميل و ادرس و تلفن منزل شما را پاره كرده و به دور انداخته ام . لطفا شما هم در مورد اطلاعات شخصي من همينكار را بكنيد و نگران چيزي نباشيد . به خدا قسم من نه با شما كاري دارم و نه تماسي با شما خواهم گرفت . انقدر حرارت و اظهار دوستي در ابتدا با نوشته هاي اخيرتان مطابقت ندارد . پس بگذاريد اين دوستي شكننده را در همينجا پايان بدهيم .انقدر كه حرفهاي شما مرا ناراحت كرده است از صخنان ديگران ناراحت نشده ام چرا كه شما خود را در ابتدا دوست من معرفي كرديد .
مهنوش خانم اگر می خواهید کتاب های که خوندین را پیدا کنید در بخش بالای پروفایل خودتون اسم کتاب را به فارسی تایپ کنید و بعد که اسم کتاب ظاهر شد روبروی اسم کتاب عبارت add to my library
را کلیک کنید به مجموعه ی کتابهای شما اضافه میشه
راجع به بحثهایی که شده فقط اینو دارم
:))
راستی اگه حفاظتی داریم الان یه چیزی میزارم تو دانلود کتاب که حالشو ببره
:))
راستی اگه حفاظتی داریم الان یه چیزی میزارم تو دانلود کتاب که حالشو ببره





