Mehrsa T. > Mehrsa's Quotes

Showing 1-30 of 64
« previous 1 3
sort by

  • #1
    Samuel Beckett
    “We are all born mad. Some remain so.”
    Samuel Beckett

  • #2
    “مرا کیفیت چشم تو کافیست”
    باباطاهر
    tags: love

  • #3
    “از ماهيانِ كوچك اين جويبار
    هرگز نهنگ زاده نخواهد شد
    من خُرديِ عظيم خود را مي دانم
    و مي پذيرم
    امّا
    وقتي كه پنجه فتادن ريگي
    خواب هزار ساله مردابي را مي آشوبد
    اين مشتِ خشم
    بر جدار دلم
    بيهوده نيست كه مي كوبد”
    اسماعيل خوئي

  • #4
    “در کتاب اشعیاء نبی ( پیامبر عهد عتیق ) خداوند می فرماید :
    آنچه من می پندارم با افکار تو ای انسان، یکسان نیست
    و طریق تو طریق من نیست
    و از آنجایی که آسمان ها از زمین بلند مرتبه تر است
    طریق من از طریق شما عالی مرتبه تر است
    و آنچه من می پندارم عالی مرتبه تر از اندیشه های شماست
    کمی ایمان داشته باشید”
    Anonymous, The Holy Bible: King James Version

  • #5
    “... و گفت : به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می شد.
    {ذکر بایزید بسطامی - تذکره الاولیا}”
    عطار نیشابوری

  • #6
    Marcus Tullius Cicero
    “A room without books is like a body without a soul.”
    Marcus Tullius Cicero

  • #7
    Bernard M. Baruch
    “Be who you are and say what you feel, because those who mind don't matter, and those who matter don't mind.”
    Bernard M. Baruch

  • #8
    Friedrich Nietzsche
    “That which does not kill us makes us stronger.”
    Friedrich Nietzsche

  • #9
    Frank Zappa
    “So many books, so little time.”
    Frank Zappa

  • #10
    “هرگز گمان نمی‏بردم واژه‏هایی که در نوجوانی، در کتابی قدیمی از نویسنده‏ای یونانی خوانده بودم چنین ژرف، در زیستن و نوشتن، برای من معنا شوند: خوشا آن کس که جهان را در دقایق مرگ‏بار آن زیست

    از مقدمه‏ کتاب امید بازیافته: سینمای آندری تارکوفسکی”
    بابک احمدی, امید بازیافته: سینمای آندری تارکوفسکی

  • #11
    یدالله رؤیایی
    “از تو سخن از به آرامی
    از تو سخن از به تو گفتن
    از تو سخن از به آزادی
    وقتی سخن از تو می گویم
    از عاشق از عارفانه می گویم
    از دوستت دارم
    از خواهم داشت
    از فكر عبور در به تنهایی
    من با گذر از دل تو می كردم
    من با سفر سیاه چشم تو زیباست
    خواهم زیست
    من با به تمنای تو خواهم ماند
    من با سخن از تو
    خواهم خواند
    ما خاطره از شبانه می گیریم
    ما خاطره از گریختن در یاد
    از لذت ارمغان در پنهان
    ما خاطره ایم از به نجواها
    من دوست دارم از تو بگویم را
    ای جلوه ی از به آرامی
    من دوست دارم از تو شنیدن را
    تو لذت نادر شنیدن باش
    تو از به شباهت از به زیبایی
    بر دیده تشنه ام تو دیدن باش”
    یدالله رؤیائی, مجموعه اشعار یدالله رؤیایی

  • #12
    رضا قاسمی
    “شوربختي مرد در اين است كه سن خود را نمي بيند. جسمش پير مي شود اما تمنايش همچنان جوان مي ماند. زن، هستي اش با زمان گره خورده. آن ساعت دروني كه نظم مي دهد به چرخه زايمان، آن عقربه كه در لحظه اي مقرر مي ايستد روي ساعت يائسگي، اينها همه پاي زن را از راه مي برد روي زمين سخت واقعيت. هر روز كه مي ايستد در برابر آينه تا خطي بكشد به چشم يا سرخي بدهد به لب، تصوير رو به رو خيره اش مي كند به رد پاي زمان كه ذره ذره چين مي دهد به پوست. اما مرد، پايش لب گور هم كه باشد چشمش كه بيفتد به دختري زيبا، جواني او را مي بيند اما زانوان خميده و عصاي خود را نه.”
    رضا قاسمی, چاه بابل

  • #13
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
    در این سراب فنا چشمه حیات منم

    وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
    به عاقبت به من آیی که منتهات منم

    نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
    که نقش بند سراپرده رضات منم

    نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
    مرو به خشک که دریای باصفات منم

    نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
    بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

    نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
    که آتش و تبش و گرمی هوات منم

    نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند
    که گم کنی که سرچشمه صفات منم

    نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
    نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

    اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست
    وگر خداصفتی دان که کدخدات منم”
    Rumi

  • #14
    Maurice Maeterlinck
    “اگر مغز خالی هم مثل شکم خالی سرو صدا
    !می کرد، انسان خیلی عاقل تر از اینها بود”
    Maurice Maeterlinck

  • #15
    Avicenna
    “برخی از اطبا می گویند: مالیخولیا از جنّیان است.
    برای ما در طب فرقی ندارد که از جن باشد یا نه. ما می گوییم: چه از جن باشد یا نباشد، مزاج بیمار سودایی می شود. پس علت قریبه اش وجود سوداست، بگذار علت العلل سودا، جن باشد.”
    Ibn Sina, القانون في الطب

  • #16
    Heinrich Böll
    “یک چیز بسیار زیبا وجود دارد. هیچ . به هیچ فکر کن”
    Heinrich Böll

  • #17
    Victor Hugo
    “من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد براي بار دوم هم نگاه کرد”
    Victor Hugo

  • #18
    Woody Allen
    “I'm not afraid of death; I just don't want to be there when it happens.”
    Woody Allen

  • #19
    Albert Camus
    “You will never be happy if you continue to search for what happiness consists of. You will never live if you are looking for the meaning of life.”
    Albert Camus

  • #20
    Albert Camus
    “Should I kill myself, or have a cup of coffee?”
    Albert Camus

  • #21
    Johann Wolfgang von Goethe
    “من هرگز در حسرت بال پرندگان نخواهم بود. جذبه های جانم، از کتابی به کتاب دیگر و از صفحه ای به صفحه ی دیگر مرا به جاهای بسیار دورتر می برند.”
    Johann Wolfgang von Goethe, Faust

  • #22
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “عشق جان است
    عشقِ تو
    جان تر

    "مولوی”
    مولوی
    tags: poem

  • #23
    رضا براهنی
    “معشوق جان به بهار آغشته‌ی منی
    اگر تو مرا نبینی، من هم نمی‌بینمم”
    Reza Baraheni

  • #24
    “آنان می نگرند اما نمی بینند. گوش می کنند اما نمی شنوند و نمی فهمند.
    نبوت اشعیا در مورد آنان تحقق می یابد که میگویند : "به گوش خود خواهید شنید اما هرگز نخواهید فهمید. به چشم خود خواهید دید اما هرگز درک نخواهید کرد." زیرا دل این قوم سخت شده است و گوش هایشان سنگین گشته. چشمان خود را بسته اند تا مبادا با چشم هایشان ببینند و با گوش هایشان بشنوند و در دلهای خود بفهمند.”
    Holy Bible Darby

  • #25
    “افسوس که زندگی, هرگز به رویاها و خنده های بلندمان, قد نمیدهد”
    احمد کایا

  • #26
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “نه شرقییم، نه غربییم نه بییم، نه بحرییم
    نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم

    نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش
    نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم

    نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم
    نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

    نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ
    نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم

    مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد
    نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم”
    Rumi, دیوان كلیات شمس تبریزی

  • #27
    Jean-Paul Sartre
    “انسان خلاصه ای از آنچه داشته نیست بلکه خلاصه ای است از آنچه هنوز به آن نرسیده خلاصه ای از آنچه میتواند داشته باشد”
    سارتر

  • #28
    “حرف كه مي‌زني
    من از هراس طوفان
    زل مي‌زنم به ميز
    به زيرسيگاري
    به خودكار
    تا باد مرا نبرد به آسمان.
    لبخند كه مي‌زني
    من
    ـ عين هالوها ـ
    زل مي‌زنم به دست‌هات
    به ساعت مچي طلايي‌ات
    به آستين پيراهن ا‌ت
    تا فرو نروم در زمين.

    ديشب مادرم گفت تو از ديروز فرورفته‌اي
    در كلمه‌اي انگار
    در عین
    در شين
    درقاف
    در نقطه‌ها.”
    مصطفی مستور

  • #29
    Anna Gavalda
    “چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
    Anna Gavalda, Someone I Loved

  • #30
    “آدم‌ها می‌آیند
    زندگی می‌کنند
    می‌میرند
    و می‌روند
    اما
    فاجعه‌ی زندگی تو
    آن هنگام آغاز می‌شود
    که آدمی می‌ميرد
    اما
    نمی‌رود
    می‌ماند
    و نبودنش در بودن تو
    چنان ته ‌نشین می‌شود
    که تو می‌میری در حالی که زنده­‌ای
    و او زنده می‌شود در حالی که مرده است

    از مزار که بازگشتی
    قبرستان را به خانه نیاور”
    آزاده طاهايي / Azadeh Tahaei



Rss
« previous 1 3