Hamed Mazlaghani > Hamed's Quotes

Showing 1-11 of 11
sort by

  • #1
    Ivan Turgenev
    “If we wait for the moment when everything, absolutely everything is ready, we shall never begin.”
    Ivan Turgenev

  • #2
    Isaac Asimov
    “In life, unlike chess, the game continues after checkmate.”
    Isaac Asimov

  • #3
    Sadegh Hedayat
    “چقدر تلخ و ترسناک است هنگامیکه آدم هستی خودش را حس می کند.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #4
    روجا چمنکار
    “مثل مادری که به جوجه‌هایش غذا می‌دهد
    دردی به دهانم می‌گذاری
    داغی به دلم
    و می‌روی
    و من به اندازه‌ی قلبم فکر می‌کنم
    و راه را برای دست تکان دادن باز می‌کنم
    و این‌ که قطار
    شاعرانه‌ترین وسیله‌ی نقلیه است آزارم می‌دهد”
    روجا چمنکار, مردن به زبان مادری

  • #5
    “اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاورید،در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است”
    ابوعلی سینا

  • #6
    Antoine de Saint-Exupéry
    “فروشنده صاحب قرص های فرد اعلایی بود که تشنگی را برطرف می کند. هفته ای یک دانه از این قرص ها را می خورند و دیگر احساس نیاز به آشامیدن آب نمی کنند

    شازده کوچولو پرسید : این ها را می فروشی برای چه ؟

    فروشنده گفت : برای صرفه جویی در وقت . متخصص ها حسابش را کرده اند . هفته ای پنجاه و سه دقیقه صرفه جویی می شود.

    شازده کوچولو گفت : و با این پنجاه و سه دقیقه چه می کنند ؟

    فروشنده گفت : هر کاری که دلشان بخواهد ...

    شازده کوچولو با خود گفت : «اگر من پنجاه و سه دقیقه وقت اضافی داشتم آرام آرام به طرف چشمه ای می رفتم”
    Antoine de Saint-Exupéry

  • #7
    Victor Hugo
    “To put everything in balance is good, to put everything in harmony is better.”
    Victor Hugo

  • #8
    Jack Kerouac
    “Live, travel, adventure, bless, and don't be sorry.”
    Jack Kerouac

  • #9
    Sohrab Sepehri
    “هرکه با مرغ هوا دوست شود
    خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود”
    سهراب سپهری

  • #10
    Chuck Palahniuk
    “...تایلر می گوید بعد از این که صدها قربانی سوزانده شدند یک ماده ی غلیظ و سفیدرنگ از قربانگاه به سمت رودخانه راه افتاد.[...] تایلر می گوید سال ها و سال ها روی توده ی سوخته هیزم باران بارید و آب از میان خاکستر گذشت و تبدیل به محلول قلیاب شد و بعد با چربی ذوب شده ی بدن قربانی ها ترکیب شد و صابون غلیظ سفیدرنگی از زیر قربان گاه به سمت رودخانه راه افتاد[...] تایلر می گوید بعد از سال ها آدم کشی و باران قدیمی ها فهمیدن که اگه لباسشون رو اون جایی از دریاچه بشورن که صابون هست لباسشون تمیزتر شسته می شه.[...] تایلر می گوید پس کشتن اون همه آدم کار درستی بود.[...] تایلر می گوید باید می فهمیدی که چطور اولین صابون از قهرمان هلا درست شد. به حیواناتی فکر کن که برای آزمایش محصولات ازشان استفاده می کنند. به میمون هایی فمر کن که به فضا پرتاب می شوند. تایلر می گوید بدون درد بدون مرگ بدون قربانی ما هیچ چیز نداشتیم.”
    Chuck Palahniuk

  • #11
    حبیبه جعفریان
    “من دختری را می‌شناسم که دلش می‌خواست با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند، با یکی از آن سبزهای خیلی درخشانش که وقتی انگشتت را به پوستش می کشی از فرط تردی و تمیزی قرچ می کند. این دختر کتاب خیلی داشت، هنوز هم خیلی دارد. یک بار به‌اش گفتم:«همه پولهایت را در همه دوره های زندگیت داده ای بالای کتاب، آره؟» و او با سر تایید کرد و گفت شاید روزی با یک فلفل دلمه ای ازدواج کند. وقتی این جمله را می‌گفت نخندید و هیچ چیز در ظاهر یا نگاهش تغییر نکرد. حتی به نظر نمی‌آمد احساسش این باشد که دارد جمله عجیب یا بی‌ربطی می‌گوید و من در یک لحظه کشف کردم که همه اینها به خاطر کتابهاست؛ این که دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ این که آدم خوشحالی نیست به خاطر کتابهاست و این که آدم عجیبی است که فکر می‌کند می‌تواند با یک فلفل دلمه‌ای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتاب‌ها سازنده و نابود کننده‌اند، خطرناک و ضروری‌اند، دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم ها به قبل و بعد از آنها تقسیم می‌شود؛ مثل ازدواجند، خطرناک و ضروری. نمی‌شود کسی را به آن توصیه کرد و نمی‌شود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آن‌ها سخت و بدون آنها ساده، اما بی بو و خاصیت است...”
    حبیبه جعفریان



Rss
All Quotes



Tags From Hamed’s Quotes