(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“در چشمانم جایی باز می‌کنم
بعدِ تو وُ تنهایی
تنها خودم می‌توانم همراه خوبی باشم
نخستین اشتیاقِ نارسِ وفاداری
در مرکزیتِ مردمک‌هایم می‌درخشد
گره‌ی کوری لابه‌لای علف‌هاست
می‌خزم
می‌جَوَم
بلکه شوقِ سُرایشِ زندگی
لولای درها را خجالت دهد
اگر پاهایش جانی همیشگی داشت
فراموشم می‌شد خستگی
اگر تاوانِ کوچک پریدن هم سقوط نبود


جا خوش کرده روحم بر صندلیِ مترو
گرمِ رفتن است مقصدم
وَ چه می‌داند زیرِ پیراهنم چه غوغایی‌ست
دلم
زنی یائسه که خیال می‌کند هنوز
پسرش را آبستن است”

سید محمد مرکبیان, دست هایت را در کلمه هایم فرو کن
Read more quotes from سید محمد مرکبیان


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

1 like
All Members Who Liked This Quote



This Quote Is From


Browse By Tag