“چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی
ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی
همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون
شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی”
―
دیوان هاتف اصفهانی
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
0 likes
All Members Who Liked This Quote
None yet!
This Quote Is From
Browse By Tag
- love (101887)
- life (80468)
- inspirational (77112)
- humor (44986)
- philosophy (31626)
- inspirational-quotes (28656)
- god (27064)
- wisdom (24910)
- romance (24795)
- truth (24773)
- poetry (23788)
- life-lessons (22834)
- quotes (21423)
- death (20850)
- happiness (18997)
- hope (18837)
- faith (18618)
- inspiration (18020)
- spirituality (16028)
- motivational (16016)
- relationships (15942)
- religion (15546)
- life-quotes (15257)
- writing (15105)
- love-quotes (14865)
- success (14208)
- motivation (14073)
- time (12991)
- science (12275)
- motivational-quotes (12135)

