(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Sherko Bekas

“دستم را به‌ سوی شاخه‌ی درختی دراز کردم
شاخه‌ از شدت درد از جا پرید
همین که‌ دستم را به‌ سوی شاخه‌ بردم
تنه‌ی درخت به‌ نعره‌ بر آمد
همین که‌ تنه‌ی درخت را در آغوش گرفتم
خاک زیر پایم به‌ لرزه‌ افتاد، سنگ نالید
آنگاه که‌ خم شدم و خاک را بر داشتم
تمامی «کُردستان» به‌ ضجه‌ بر آمد”

شیرکو بیکس
Read more quotes from Sherko Bekas


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!



Browse By Tag