Sherko Bekas > Quotes > Quote > Agir(آگِر) liked it
“دستم را به سوی شاخهی درختی دراز کردم
شاخه از شدت درد از جا پرید
همین که دستم را به سوی شاخه بردم
تنهی درخت به نعره بر آمد
همین که تنهی درخت را در آغوش گرفتم
خاک زیر پایم به لرزه افتاد، سنگ نالید
آنگاه که خم شدم و خاک را بر داشتم
تمامی «کُردستان» به ضجه بر آمد”
―
شاخه از شدت درد از جا پرید
همین که دستم را به سوی شاخه بردم
تنهی درخت به نعره بر آمد
همین که تنهی درخت را در آغوش گرفتم
خاک زیر پایم به لرزه افتاد، سنگ نالید
آنگاه که خم شدم و خاک را بر داشتم
تمامی «کُردستان» به ضجه بر آمد”
―
No comments have been added yet.
