(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Sherko Bekas

“میزبان باران بودم
در خانه ام؛
هنگامی که رفت
شاخه گلی برایم جا گذاشته بود.
میزبان آفتاب بودم
در خانه ام
هنگامی که رفت
آینه ای کوچک برایم جا گذاشته بود
میزبان درخت بودم
در خانه ام
هنگامی که رفت
شانه ای برایم جا گذاشته بود.
اما وقتی که تو،ای دختر زیباروی
مهمان خانهِ من شدی
آن هنگام که رفتی
همراه با خودت
گل ،آینه و شانه را بردی،
اما برای من
یک شعر بسیار دوست داشتنی جا گذاشتی”

شیرکو بیکس
Read more quotes from Sherko Bekas


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!



Browse By Tag