“وقتی بچه بودم شب های تابستان روی پشت بام می خوابیدیم. عصرها آنجا را آب پاشی می کردیم و سرشب رختخواب ها را پهن می کردیم که خنک شود و آخر شب برای خواب به پشت بام می رفتیم. ساعت ها به ستاره[ها] نگاه می کردم و از نگاه به آنها لذت می بردم. به دنبال دب اصغر و دب اکبر بودم. ستاره بخت خود را انتخاب می کردم و از آرزوهایم حرف می زدم. اسماعیل دوست داشت خلبان شود و به آسمان ها پرواز کند و من آرزو داشتم ستاره شناس بشوم. شب هایی که هوا شرجی بود، در اتاق زیر کولر گازی می خوابیدیم و صبح با تنی خسته و خشک شده از باد کولر از خواب بیدار می شدیم. اما شب هایی که روی پشت بام می خوابیدیم خواب های قشنگی می دیدیم؛ خواب هایی که سبز و آبی بود و صبح که از خواب بیدار می شدم شور و نشاطی شیرین در وجودم احساس می کردم و روزم را با امید آغاز می کردم.”
―
يكشنبه آخر
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
0 likes
All Members Who Liked This Quote
None yet!
This Quote Is From
Browse By Tag
- love (101764)
- life (80350)
- inspirational (76810)
- humor (44597)
- philosophy (31423)
- inspirational-quotes (29053)
- god (27015)
- truth (24928)
- wisdom (24885)
- romance (24546)
- poetry (23581)
- life-lessons (22794)
- quotes (21213)
- death (20692)
- happiness (19031)
- hope (18722)
- faith (18558)
- inspiration (17816)
- spirituality (15889)
- relationships (15796)
- motivational (15781)
- religion (15487)
- life-quotes (15443)
- writing (15023)
- love-quotes (14963)
- success (14212)
- motivation (13744)
- time (12947)
- motivational-quotes (12231)
- science (12198)

