“گلیم را جمع میکردیم. شلوارمان را بالا میزدیم. خشتکمان خیس میشد و شلپشلپ صدا میکرد. ننه که چادرش را دور کمرش گره زده بود، با پاهای سفیدش توی آب میلرزید و تندتند صلوات میفرستاد و میگفت: «الآن آب دنیا را میبره. طوفان نوحه. بدبخت و خانهخراب شدیم. ای خدا سگ گناهکاری هستم به درگاهت. رحمات به این بچههام بیاد. هاپ هاپ هاپ! ای خدا سگِ روسیاهی هستم به درگاهت».
من میدانستم که آب دنیا را نمیبرد. آب فقط خانههای گِلی را میبرد. خودم روزها از میان آشورا تا آن بالای شهر رفته بودم. خانههای سنگی و آجری را آب نمیبرد.”
―
آبشوران
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
5 likes
All Members Who Liked This Quote
This Quote Is From
Browse By Tag
- love (101843)
- life (79955)
- inspirational (76349)
- humor (44523)
- philosophy (31206)
- inspirational-quotes (29050)
- god (26991)
- truth (24848)
- wisdom (24803)
- romance (24488)
- poetry (23459)
- life-lessons (22758)
- quotes (21225)
- death (20639)
- happiness (19107)
- hope (18672)
- faith (18521)
- inspiration (17541)
- spirituality (15834)
- relationships (15749)
- life-quotes (15659)
- motivational (15531)
- religion (15447)
- love-quotes (15419)
- writing (14988)
- success (14232)
- travel (13642)
- motivation (13460)
- time (12912)
- motivational-quotes (12672)






