علی‌اشرف درویشیان > Quotes > Quote > Maral liked it

علی‌اشرف درویشیان
“گلیم را جمع می‌کردیم. شلوارمان را بالا می‌زدیم. خشتک‌مان خیس می‌شد و شلپ‌شلپ صدا می‌کرد. ننه که چادرش را دور کمرش گره زده بود، با پاهای سفیدش توی آب می‌لرزید و تندتند صلوات می‌فرستاد و می‌گفت: «الآن آب دنیا را می‌بره. طوفان نوحه. بدبخت و خانه‌خراب شدیم. ای خدا سگ گناهکاری هستم به درگاهت. رحم‌ات به این بچه‌هام بیاد. هاپ هاپ هاپ! ای خدا سگِ روسیاهی هستم به درگاهت».

من می‌دانستم که آب دنیا را نمی‌برد. آب فقط خانه‌های گِلی را می‌برد. خودم روزها از میان آشورا تا آن بالای شهر رفته بودم. خانه‌های سنگی و آجری را آب نمی‌برد.”
علی‌اشرف درویشیان, آبشوران

No comments have been added yet.