شلوار سبز با کمربند قرمز
یکی از روزهای بد زندگی من روزی بود که یکی از همکارانم در محیط کار شلوار سبز روشن با کمربند قرمز پوشید. انتخاب رنگ این همکار با واکنشی شدید و گسترده از سوی دیگر همکارانم همراه شد. باید بگویم که در محل کار ما هیچ قانونی از لحاظ نوع و رنگ پوشش حاکم نیست و از نظر قانونی هیچ انتقادی به شلوار سبز روشن و کمربند قرمز وارد نیست. سؤالی که در ذهن من بوجود آمد از همین جا نشأت گرفت که چرا ما حتی نمی توانیم رنگ شلوار و کمربندمان را خودمان انتخاب کنیم. در شرکت پرجمعیت ما انواع و اقسام متلک ها به این همکارم گفته شد. حتی یک نفر هم در شرکت نبود که زبان به دهان نگاه دارد و هیجان ناشی از دیدن چیزی متفاوت را تاب بیاورد. تعلل ناظران تنها بخاطر یافتن متلکی ناب تر بود وگرنه دلیلی برای تأخیر در سنگسار همکارمان با کلماتشان نمی دیدند. دلیل این واکنش ها را از یکی از مجریان متلک پرسیدم. او خارج از عرف بودن رنگ سبز روشن در محیط کار برای مردان را بیان می کرد. ولی هیچ دلیلی برای ممنوعیت این رنگ نمی یافتم. رنگ سبز روشن تنها مورد پسند جمعیت همکاران نبود و آنان آنچه خارج از سلیقه خودشان بود را بر تن دیگری تاب نمی آوردند. حال آنکه اگر همین جمعیت فکر خود را آزاد می کردند می توانستند رنگ مورد نظر را زیبا و جذاب ببینند و چه بسا در خرید شلوار بعدی خود به این رنگ هم بیندیشند. اما متأسفانه این اتفاق رخ نداد و واکنش های وحشتناک منتقدان منجر به آن شد که همکار ساختارشکن ما فردای روز مورد نظر شلوار و کمربندی مشکی به تن کند. این عقب نشینی از سلیقه شخصی برای من بسیار دردناک بود ولی با دیدن اتفاق های روز قبل کاملاً به او حق می دادم
آنچه از اتفاق روز مطرح شده آموختم آن بود که دیوار مقابل تغییر پوشش ما چشمان خودمان است و نه سازمان و ارگانی بازدارنده. آنچه ما برتن خود و خانواده خود نمی بینیم نباید برتن همشهریان ما هم دیده شود و پیشروهای مسیر تغییر رنگ و طرح لباس (هرچند جزئی) با برخوردهای سختی مواجه می شوند که تنها با پشتکار و استمرار قادر به جابجایی اندک مرز سلیقه ی جامعه خواهند شد. با توجه به اینکه پوشش ما بخشی از طرز فکر ما است، بطور جامع تر می توانیم بگوییم که مردم ما تحمل دگراندیشان را ندارند و با جمعیت متراکم افکارشان سدی در برابر جاری شدن فکرها ساخته اند
آنچه از اتفاق روز مطرح شده آموختم آن بود که دیوار مقابل تغییر پوشش ما چشمان خودمان است و نه سازمان و ارگانی بازدارنده. آنچه ما برتن خود و خانواده خود نمی بینیم نباید برتن همشهریان ما هم دیده شود و پیشروهای مسیر تغییر رنگ و طرح لباس (هرچند جزئی) با برخوردهای سختی مواجه می شوند که تنها با پشتکار و استمرار قادر به جابجایی اندک مرز سلیقه ی جامعه خواهند شد. با توجه به اینکه پوشش ما بخشی از طرز فکر ما است، بطور جامع تر می توانیم بگوییم که مردم ما تحمل دگراندیشان را ندارند و با جمعیت متراکم افکارشان سدی در برابر جاری شدن فکرها ساخته اند
Published on September 25, 2016 01:23
No comments have been added yet.
Masoud Nikkhoo's Blog
- Masoud Nikkhoo's profile
- 21 followers
Masoud Nikkhoo isn't a Goodreads Author
(yet),
but they
do have a blog,
so here are some recent posts imported from
their feed.

