احمد آرام
Born
Iran
Genre
|
مردهای که حالش خوب است
—
published
2005
|
|
|
حلزونهای پسر
|
|
|
غريبه در بخار نمک
—
published
2001
—
2 editions
|
|
|
گوهر عمر
by |
|
|
کسی ما را به شام دعوت نمیکند
—
published
2009
|
|
|
همینحالا داشتم چیزی میگفتم
—
published
2010
|
|
|
به چشمهای هم خيره شده بوديم
|
|
|
بیدار نشدن در ساعت نمیدانم چند
|
|
|
باغ استخوانهای نمور
—
published
2018
|
|
|
مجموعه امیر: هدیه سال نو
by
—
published
1926
|
|
“تریتا همیشه به من میگفت نطفهی درختهای جنوبی تو کابوسهای ماست. میگفت انگلیسیها وقتی با کمپانی هند شرقی اومدن و پاشون رو گذاشتن تو این بندر مستعمره، نهال درختهایی مثل اوکالیپتوس، جَمبو، انبه، تمر هندی و درخت جن زدهی بابل رو هم با خودشون آوردن. میگفت این درختها وقتی همه جای بندر کاشته شد و به بار نشست، تا مدتها بوی انیفورم ارتش انگلیس میدادن.”
― حلزونهای پسر
― حلزونهای پسر
“میخواهم این را به تو بگویم، که قدرت چیز مسخره و مضحکی است؛ وقتی آن را نداری احساسش میکنی، وقتی به چنگش میآوری لذت میبری، وقتی از این لذت سیراب میشوی دیوانگی به سراغت میآید.”
― حلزونهای پسر
― حلزونهای پسر
Is this you? Let us know. If not, help out and invite احمد to Goodreads.











