احمد آرام

احمد آرام’s Followers (12)

member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo
member photo

احمد آرام


Born
Iran
Genre


احمد آرام (1330) داستان‌نویسی که در بوشهر متولد شده و در شیراز زندگی می‌کند، فارغ التحصیل رشته‌ی هنرهای نمایشی است. رمان مرده‌ای که حالش خوب است در سال 1383 منتشر شد و جایگاه او را به عنوان نویسنده‌ای صاحب سبک در ادبیات ایران تثبیت کرد. پس از آن، انتشار مجموعه داستان‌هایش استمرار او را در سبک خاصی از نوشتار نشان داد. این نویسنده‌ی جست‌و‌جوگر با تکیه بر فرهنگ و باورهای مناطق بومی جنوب ایران،‌ شکل‌هایی تازه و نوآورانه از روایت و تصویرسازی را تجربه می‌کند.
نخستین‌ اثر احمد آرام‌، غریبه‌ در بخار نمک‌ برنده‌ی‌ لوح‌ تقدیر از نخستین‌ دوره‌ی‌ جایزه‌ی‌ ادبی‌ یلدا (۱۳۸۰) و بهترین‌ مجموعه‌ داستان‌ سال‌ در سومین‌ دوره‌ی‌ جشن‌ فرهنگ‌ فارس‌ (۱۳۸۰) شد

Average rating: 3.56 · 520 ratings · 78 reviews · 35 distinct worksSimilar authors
مرده‌ای که حالش خوب است

3.14 avg rating — 29 ratings — published 2005
Rate this book
Clear rating
حلزون‌های پسر

3.93 avg rating — 15 ratings
Rate this book
Clear rating
غريبه در بخار نمک

3.05 avg rating — 19 ratings — published 2001 — 2 editions
Rate this book
Clear rating
گوهر عمر

by
2.71 avg rating — 14 ratings2 editions
Rate this book
Clear rating
کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند

2.18 avg rating — 17 ratings — published 2009
Rate this book
Clear rating
همین‌حالا داشتم چیزی می‌گفتم

liked it 3.00 avg rating — 10 ratings — published 2010
Rate this book
Clear rating
به چشم‌های هم خيره شده بوديم

3.22 avg rating — 9 ratings
Rate this book
Clear rating
بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم...

it was ok 2.00 avg rating — 8 ratings
Rate this book
Clear rating
باغ استخوان‌های نمور

2.50 avg rating — 6 ratings — published 2018
Rate this book
Clear rating
مجموعه امیر: هدیه سال نو

by
3.50 avg rating — 2 ratings — published 1926
Rate this book
Clear rating
More books by احمد آرام…
Quotes by احمد آرام  (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“تریتا همیشه به من می‌گفت نطفه‌ی درخت‌های جنوبی تو کابوس‌های ماست. می‌گفت انگلیسی‌ها وقتی با کمپانی هند شرقی اومدن و پاشون رو گذاشتن تو این بندر مستعمره، نهال درخت‌هایی مثل اوکالیپتوس، جَمبو، انبه، تمر هندی و درخت جن زده‌ی بابل رو هم با خودشون آوردن. می‌گفت این درخت‌ها وقتی همه جای بندر کاشته شد و به بار نشست، تا مدت‌ها بوی انیفورم ارتش انگلیس می‌دادن.”
احمد آرام, حلزون‌های پسر

“می‌خواهم این را به تو بگویم، که قدرت چیز مسخره و مضحکی است؛ وقتی آن را نداری احساسش می‌کنی، وقتی به چنگش می‌آوری لذت می‌بری، وقتی از این لذت سیراب می‌شوی دیوانگی به سراغت می‌آید.”
احمد آرام, حلزون‌های پسر



Is this you? Let us know. If not, help out and invite احمد to Goodreads.