A Poor-Aunt story Quotes

Rate this book
Clear rating
A Poor-Aunt story A Poor-Aunt story by Haruki Murakami
82 ratings, 3.57 average rating, 9 reviews
A Poor-Aunt story Quotes Showing 1-4 of 4
“احساس می‌کردم مانند یک صندلی دندانپزشکی شده‌ام. هیچ‌کس از آن متنفر نیست، اما همه از آن اجتناب می‌کنند.”
Haruki Murakami, A Poor-Aunt story
“زمان در مسیر خود همه‌کس را به‌طور برابر سرنگون می‌کند، درست مانند سوارکاری که آن‌قدر اسب پیرش را تازیانه می‌زند تا در جاده تلف شود. اما تازیانه‌هایی که ما دریافت می‌کنیم، درعین‌حالی که نرم هستند، ترسناک نیز می‌باشند، عده‌ای اندکی از ما حتی متوجه آن می‌شویم.”
Haruki Murakami, A Poor-Aunt story
“افرادی هستند که نامشان زمانی که می‌میرند از خاطر محو می‌شود، مشکلی درباره آنها وجود نداد و ما در مرگشان سوگواری می‌کنیم: رودخانه‌ای خشک شد و ماهی‌ای مرد. بعد از آنها افرادی هستند که درست مانند تلویزیون‌های قدیمی خط‌های لرزان سفیدرنگی روی صفحه نشان می‌دهند تا وقتی‌که یک روز کاملاً می‌سوزند، آنها نیز خیلی بد نیستند: مثل ردپاهای یک فیل که راهش را گم‌کرده باشد. و نهایتاً افرادی هستند که نام آنها حتی قبل از اینکه بمیرند، فراموش می‌شود...”
Haruki Murakami, A Poor-Aunt story
“اما این نام‌های گم‌شده کجا می‌روند؟ احتمال آنکه در هزارتوی شهر باقی بمانند بسیار ضعیف است. بعضی از آنها توسط کامیون‌های بزرگ در جاده له می‌شوند، بعضی نیز فقط به خاطر کمبود جا در جوی کنار خیابان گم می‌شوند، برخی در اتوبوس و بعضی در عمق رودخانه غرق می‌شوند، با غروری که مانند وزنه آنها را به پایین می‌کشد. و در هر حال برخی آز آنها حتماً نجات‌یافته و راهشان را به سمت شهر نام‌های گمشده پیدا می‌کنند.”
Haruki Murakami, A Poor-Aunt story