روح پراگ Quotes
روح پراگ
by
Ivan Klíma2,420 ratings, 3.81 average rating, 371 reviews
روح پراگ Quotes
Showing 1-8 of 8
“فایدۀ ادبیات: غلبه بر مرگ و فراموشی
تلاش برای فراگذشتن از مرگمان اساساً انسانی است. این احساس که مرگ نباید پایان همه چیز باشد، یکی از احساسات بنیادی وجودی است. ما با مقاومت در برابر مرگ در مقابل فراموشی ایستادگی می کنیم. یکی از این شکل هایی که این مقاومت می تواند به خود بگیرد، بازگشت به اعترافات پرشور کازانتزاکیس، عمل آفرینش،است. این باور باید آگاهانه یا به طور ناخودآگاه در ذهن آفرینشگر حی و حاضر باشد: من می آفرینم، من در برابر مرگ مقاومت می کنم
(ایوان کلیما، مقالۀ «ادبیات و خاطره«، ، از کتاب «روح پراگ»، صص44-45)”
― روح پراگ
تلاش برای فراگذشتن از مرگمان اساساً انسانی است. این احساس که مرگ نباید پایان همه چیز باشد، یکی از احساسات بنیادی وجودی است. ما با مقاومت در برابر مرگ در مقابل فراموشی ایستادگی می کنیم. یکی از این شکل هایی که این مقاومت می تواند به خود بگیرد، بازگشت به اعترافات پرشور کازانتزاکیس، عمل آفرینش،است. این باور باید آگاهانه یا به طور ناخودآگاه در ذهن آفرینشگر حی و حاضر باشد: من می آفرینم، من در برابر مرگ مقاومت می کنم
(ایوان کلیما، مقالۀ «ادبیات و خاطره«، ، از کتاب «روح پراگ»، صص44-45)”
― روح پراگ
“در مقطعی در تاریخ مدرن، به نظر عده ی زیادی چنین آمد که حافظه و سنت صرفا بارهایی اضافه هستند که باید زمینشان بگذاریم و خودمان را از شرّشان خلاص کنیم. آن فجایع اجتماعی که در این قرن بر سر نوع بشر آمد، مددکارش هنری بود که ستایشگر بی سابقگی، تغییر مداوم، بی مسئولیتی، و آوانگاردیسمی بود که همه ی سنت های پیشین را به سخره می گرفت و به مصرف کنندگان و تماشاچیان در گالری ها و در تئاترها پوزخند می زد، و از به حیرت انداختن خواننده به جای پاسخ دادن به سؤالاتی که جان خوانندگان را عذاب می دادند، به وجد می آمد. مهم نیست که رژیم های توتالیتری که در همین دوران به حاکمیت رسیدند ادبیات آوانگارد را منحط می دانستند و رد می کردند؛ مسئله ی اساسی این بود که آن ها هم همان نگاه تحقیرآمیز آوانگاردها را به سنت و ارزش های سنتی، به حافظه و خاطره ی اصیل نوع بشر داشتند، و بعد تلاش می کردند حافظه ای جعلی و ارزش هایی کاذب به ادبیات تحمیل کنند.”
― روح پراگ
― روح پراگ
“هر آن جا که فرهنگ خاموش می شود یا خاموشش می کنند، جامعه ی انسانی می میرد و به همراهش زبان هم”
― روح پراگ
― روح پراگ
“هر وقت زندگی نویسنده ای، به دلیل بیان آزادانه، به مخاطره می افتد، خود خلاقیت است که در ذات و جوهرش به خطر می افتد.”
― روح پراگ
― روح پراگ
“ما می نوشتیم تا واقعیتی را که به نظر می آمد در حال فرو رفتن و غرق شدنی ابدی در یک فراموشی تحمیلی است در حافظه هامان زنده نگه داریم. این جمله ی میلان کوندرا در کتاب خنده و فراموشی به یادم می آید:(( ملت ها این گونه نابود نی شوند که نخست حافظه شان را از آن ها می دزدند، کتاب هایشان را تباه می کنند، دانش شان را تباه می کنند،و تاریخشان را نیز. و بعد کسی دیگر می آید و کتاب های دیگری می نویسد، و دانش و اموزش دیگری به آن ها می دهد، و تاریخ دیگری را جعل می کند)) .”
― روح پراگ
― روح پراگ
“پی بردم که بسیار اندکند آن چیزهایی که بتوانند جایگزین شرف از دست رفته، اخلاق آسیب دیده شوند، و شاید برای همین بود که تا جایی که می شد جان کندم که این اصول را در طول دوره ی رژیم کمونیستی حفظ کنم. هر جامعه ای که بنایش بر بی صداقتی است و هر جرم و جنایتی را تحمل می کند با این بهانه که این بخشی از رفتار عادی انسانی است، رفتاری منحصر به مشتی از نخبگان، و گروه دیگری را هر قدر اندک و کوچک محروم می کند از غرور و شرفش و حتی حق زندگی اش، خودش را دستی دستی محکوم به انحطاط اخلاقی و نهایتا فروپاشی محض می کند.”
― روح پراگ
― روح پراگ
“در آن زمانی که رژیمی جنایتکار قواعد قانون را به کلی زیر پا می گذارد، در آن زمانی که جرم و جنایت مجاز شمرده می شود، در آن زمانی که عده ی معدودی که فراتز از قانون هستند می کوشند دیگران را از شأن و کرامت و حقوق اولیه شان محروم کنند، اخلاق مردمان عمیقا آسیب می بیند. رژیم های جنایتکار به خوبی از این امر آگاهند و آن را می شناسند و سعی می کنند با ایجاد وحشت شرف و رفتار اخلاقی آدمیان را به مخاطره اندازند، شرف و اخلاقی که بی آن هیچ جامعه ای، حتی جامعه ای تحت حکومت چنین رژیمی نمی تواند بپاید. اما بر همگان معلوم شده است که ترور و وحشت وقتی که مردمان انگیزه ای برای رفتار اخلاقی دارند نمی تواند به جایی برسد یا چیزی به چنگ آورد.”
― روح پراگ
― روح پراگ
