mim T’s Reviews > بیابان تاتارها > Status Update
mim T
is on page 43 of 225
آیا ترونک هنوز به یاد داشت که بیرون از قلعه هم دنیایی در کار است و میلیونها آدم دیگر شبیه او هستند که یونیفرم به تن ندارند و در شهرها آزادند و شب را به میل خود به بستر یا به تئاتر یا به کاباره میروند؟ نه، کافی بود به او نگاه کنی تا دریابی که هیچ چیز از زندگی انسانهای دیگر به یاد ندارد. به آسانی میشد فهمید که دنیای او هیچ نیست جز همین قلعه و مقررات مضحک آن.
— Jul 10, 2023 04:38AM
Like flag
mim’s Previous Updates
mim T
is on page 74 of 225
گل جوانیاش رو به پژمردگی میرفت، اما چشمهی شباب را خشک ناشدنی میپنداشت. دریغا که از تیزپیمایی زمان هیچ نمیدانست. حتی اگر جوانیاش همچون خدایان صدها و صدها سال میپایید، سهمش از آن به همین ناچیزی میبود. اما او انسان بود و عمری کوتاه و معمولی داشت که هیچ نبود جز شهابی پرشتاب و بیدوام.نعمتی ناچیز که با تنگ چشمی به او داده شده بود و آدمی میتوانست سالهایش را با انگشتان دست بشمرد و هنوز به دست نیامده از دست میرفت
— Jul 13, 2023 06:33AM
mim T
is on page 72 of 225
دیروز و امروزش یکسان بود و او دیگر نمیتوانست آنها را از هم بازشناسد. دو رویداد که سه روز یا بیست روز از آنها گذشته بود به یک اندازه در نظرش کهنه مینمودند. بدین سان عمر گذران بود و زمان گریزان و او از این گریز بیخبر.
— Jul 13, 2023 05:58AM
mim T
is on page 48 of 225
چه بسا همین حالا به مقصد رسیده باشی. این درختها، این مرغزارها و این خانهی سفید همانهایی نیستند که میجستی؟ چند لحظهای میپنداری چنین است و عزم ایستادن میکنی. بعد میشنوی که دورترک بهتر از اینها انتظارت را میکشد و باز به راه میافتی، بیتشویش!
— Jul 10, 2023 04:52AM

