Sahar’s Reviews > دریای جان > Status Update
Sahar
is on page 79 of 605
من نخواهم خواست از حق هیچ چیز زانکه با او در نگیرد هیچ نیز او همه با خویش میسازد مدام هر چه گویی هیچ باشد والسلام (مصیبت نامه )
— Sep 26, 2014 10:54AM
Like flag
Sahar’s Previous Updates
Sahar
is on page 214 of 605
یکی از وادی ها که در رفتن به سوی سیمرغ باید طی شود "وادی حیرت"است .کسی که به این وادی برسد از خود و کاینات بیخود می گردد . او نمی داند که هست یا نیست ؛در میان است یا کناره :عیان است یا نهان ،فانی است یا باقی یا هر دو ،من است یا تو ؛ او هیچ نمی داند و نمی داند که هیچ نمی داند . عاشق است اما نمی داند به که ،و نمی داند که مسلمان است یا کافر : "لیک از عشقم تدارم آگهی هم دلی پر عشق دارم هم تهی"
— Oct 30, 2014 07:16AM
Sahar
is on page 110 of 605
ابزار و وسایل معرفت انسان کافی نیست . این ابزار و وسایل انسانها را به نتیجه واحدی نمی رساند . هر کس حقیقت را به گونه دیگر می بیند . از میان صدها هزار تن فقط یک تن میتواند به اسرار الهی پی ببرد . اما وصول به چنین معرفتی باید کوششهای خستگی ناپذیری به کار برد .
— Oct 02, 2014 11:37AM
Sahar
is finished
نفس انسان با زمانها و موقعیت های مختلف برخوردهای متفاوت دارد و نتیجه این برخوردها در جملات اعتقادی ظاهر می شود ،که از لحاظ منطقی با تفکر عقلانی محض در ظاهر ناسارگار است . این ناسازگاری سرانجام به این قضیه منتهی می شود که نباید از سبب و انگیزه خدا سوال کرد . بدین گونه است که خداوند یکی را بی سببی به ذل کفر و دیگری را بی سببی به عز ایمان محکوم می کند .
— Sep 29, 2014 11:00AM
Sahar
is on page 39 of 605
سالک خود را به دریای جان زد و دریافت که او خود اشیا و اصل همه اشیا بوده است . چون این معنی را دریافت ،جان را مخاطب قرلر داد و گفت :اگر تو اصل همه اشیا هستی چرا گذاشتی من بیهوده دور جهان بگردم ؟جان در پاسخ گفت : گفت تا قدرم بدانی اندکی زانکه چون گنجی به دست آرد کسی گر دهد آن گنج دستش رایگان ذره ای هرگز نداند قدر آن
— Sep 23, 2014 04:45AM

