Nastaran’s Reviews > افسانهی باران > Status Update
Nastaran
is on page 29 of 134
عجیب تر اینکه در تمام شهر یک نفر هم خدا نداشت. چون دست کم اگر یک نفر خدایی داشت تنگ غروب سرش را بلند می کرد و می گفت:"خدایا!باران رحمتی بفرست."
— Jun 24, 2014 02:00PM
Like flag

