Fateme H. ’s Reviews > داستان شاهدخت سرزمین ابدیت > Status Update
Fateme H.
is on page 220 of 288
خانهی یحیی کوچک بود. پرسیدی چرا گدایی میکند. لیوانش را پر کرد و گفت: "دلم میخواهد در خیابان راه بروم و ساز بزنم... دلم میخواهد برای همه ساز دهنی بزنم... اگر گدایی نکنم، فکر میکنند دیوانهام... حالا میگویند: طفلک جوان را دیدی؟ کور بود."
— Jan 08, 2022 02:23AM
Like flag
Fateme H. ’s Previous Updates
Fateme H.
is on page 160 of 288
یک قصهی بکر... شاید هم جالب... اما این قصه همواره نانوشته میماند. دیگر استعداد قصهنویسی ندارد.
— Jan 02, 2022 10:46PM

