Kimia’s Reviews > داستان یک شهر > Status Update
Kimia
is on page 220 of 612
کشش داستان به نسبت رمان همسایهها خیلی کمتره و یهجاهایی توصیفات حوصلهسربر میشه و همش منتظری که یه اتفاق خاصی بیفته ولی آخرش هیچی به هیچی.
توصیفات به حدی دقیق و جزئی و گویا هستن که بیهدفی، رخوت و انفعال شخصیت اول داستان رو قشنگ با پوست و خونت حس میکنی.
از متن کتاب:
|راه میافتم و به دیوارها نگاه میکنم. با ناخن و با خون رو دیوارها چیزهایی نوشته شده است. "سکوت، مقاومت، انکار".|
— Apr 03, 2021 02:37PM
توصیفات به حدی دقیق و جزئی و گویا هستن که بیهدفی، رخوت و انفعال شخصیت اول داستان رو قشنگ با پوست و خونت حس میکنی.
از متن کتاب:
|راه میافتم و به دیوارها نگاه میکنم. با ناخن و با خون رو دیوارها چیزهایی نوشته شده است. "سکوت، مقاومت، انکار".|
Like flag

