Mohammad Saeid Miri’s Reviews > Introduction to Government & Binding Theory > Status Update
Mohammad Saeid Miri
is on page 440 of 730
عجب فصل خوبیه این فصل! اولین باره عین بچهی آدم داره منسجم درس میده!
— Jan 20, 2021 09:38AM
1 like · Like flag
Mohammad Saeid’s Previous Updates
Mohammad Saeid Miri
is on page 563 of 730
اول اومد یه چیز تعریف کرد دید پرسشواژهها رو شامل نمیشه، گفت خب ... پس مفهوم حرکت رو باید بیاریم وسط. بعد دید نیاز به یه چیز دیگه هم هست، گفت اون چیز اسمش t شد. بعد دید با قواعدی گذاشته نمیخونه، گفت خب یه t داریم، یه 't هم روش. حالا تو این صفحه میگه برای این که جملهی فلان رو توجیه کنیم باید قائل به "t هم باشیم.
وصله-پینه تا به کِی؟
— Jan 31, 2021 01:14PM
وصله-پینه تا به کِی؟
Comments Showing 1-9 of 9 (9 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Chadi
(new)
-
rated it 1 star
Jan 20, 2021 09:53AM
یه ده دوازده دور دیگه از اول بخونی با کلش ارتباط برقرار میکنی کاملا :)) البته من هنوز با سی کامند اینا مشکل دارم گاهی :)))
reply
|
flag
آره فکر کنم دور سیزدهم راه میافتم :))کارنی CC و GOV رو خوب گفته اما متأسفانه تعریفش با تعریف هگمن متفاوته و حتی چامسکی هم مثل کارنی نگفته. پیشنهادم اینه یه دور فصل نهم کتاب دبیرمقدم رو بخونی.
Chadi wrote: "دبیر مقدم فکر کنم طبق چامسکی میگه، نه؟"آره. اگه اون نظریه رو چامسکی ارائه داده باشه، براساس همون میگه. بعضی فصلها توضیح نظریات دیگهی این حوزهس و براساس آراء همونا میگه.
دربارهی دلیل تفاوتها، خیلی هم عجیب نیست. مشابهِ اینو در رویکرد نقشگرا و شناختی داریم. هرکدوم یه چیز میگن. درواقع وقتی داریم از اینا حرف میزنیم باید بگیم مثلاً «دستور شناختی لنهکر» یا «دستور نقشگرای نظاممند هلیدی و متیسن».
Saeid wrote: "Chadi wrote: "دبیر مقدم فکر کنم طبق چامسکی میگه، نه؟"آره. اگه اون نظریه رو چامسکی ارائه داده باشه، براساس همون میگه. بعضی فصلها توضیح نظریات دیگهی این حوزهس و براساس آراء همونا میگه.
درباره..."
نه خب اینو میدونم که هر رویکردی میتونه متفاوت باشه. مثلا شناختی و فانکشنال و فورمال و اینا سه نوع متفاوتن.
منظورم این بود که چرا وقتی کارنی و هگمن هر دو دارن در مورد جنرتیو حرف میزنن تعریفاشون فرق داره؟ یا گفتی که با حتی تعریف چامسکی هم فرق داره.
هر سه نفر توی یه رویکرد مگه جلو نمیرن؟
منم دقیقاً منظورم از دستور شناختی لنهکر، مقایسهش با باقی رویکردهای «شناختی» در دستور بود. همچنین تفاوت رویکرد هلیدی و متیسن با رویکرد گیوون و حتی خود هلیدیِ متقدم. چیز عجیبی نیست به نظرم. فقط برای دانشجوهای زبانشناسی یه مقدار سخت میشه فهمش. نمونهی دیگهش «استعاره» بین شناختیهاست. دست کم میشه گفت دو نگاه وجود داره: استعارهی مفهومی لیکاف و جانسون، و استعارهی [مفهومی؟] فوکونیه و ترنر. حالا جدا از این دو انشعاب، یه عده از همین شناختیها (گیبز، کوچش، کمرون) در تهیهی یه شیوهنامه برای استعارهها همکاری میکنن که مبانیش اساساً تفاوت داره با چیزی که شناختیها گفتن.
همین GB هم کلی آدم با نظرات مختلف دربارهش حرف زدن. دلیلش اینه هرکدوم یه ایرادهایی دیدن که خواستن بهبودش بدن. مثلاً کارنی میاد یه تبیین بسیار بهینه از مرجعگزینی میده، در حالی که مرجعگزینی در کتاب هگمن جزو پیچیدهترین فصلهاست و قواعد طولانیای داره. بعد مثلاً در تمرینهای آخر فصل هگمن، یه سریشون با تبیین همگن تناقض داره (خودشم میدونه)، اما از بین همون متناقضها بعضیاشون با تبیین کارنی توجیهپذیره.
خلاصه به نظرم خیلی هم عجیب نیست. احتمالاً اتفاق رایجیه.
حالا نگم که هگمن تو تمرینها یهو از مقالهی یه بابایی به نام ناکاجیما (؟) پردهبرداری میکنه که هرچی تو این فصل رشته، این آقا پنبه میکنه :))

