فؤاد’s Reviews > یهودیت: بررسی تاریخی > Status Update
فؤاد
is on page 100 of 432
خب رسیدم به دوران پس از تبعید بابل، و همون طور که امیدوار بودم جذاب شد کتاب.
— Dec 01, 2020 05:23AM
28 likes · Like flag
فؤاد’s Previous Updates
فؤاد
is on page 230 of 432
اون قدر ترجمههای بد خوندم، که هر خط به جون بهزاد سالکی دعا میکنم به خاطر ترجمهٔ خوبش.
— Dec 03, 2020 07:34AM
فؤاد
is on page 160 of 432
بالاخره برای اولین بار یه توضیح روشن از میشنا و میدراش و تلمود و هلاخا و هگادا خوندم، و فهمیدم چی به چیه.
— Dec 02, 2020 06:22AM
فؤاد
is starting
فصل اول به شدت تاریخ گذشته بود. سریع بخونم که از این قسمت ها رد بشم، برسم به دوران بعد از تبعید.
— Nov 29, 2020 10:30AM
Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)
date
newest »
newest »
در گرماگرم نهضت مکابیان، وقتی سلوکیان پذیرفتند برنامهٔ تحمیل قهرآمیز یونانیمآبی متوقف شود و یهودیان به سنتهای خود ادامه دهند، حسیدیم راضی شدند و از نهضت مکابیان کناره گرفتند و جاهطلبیهای سیاسی را خطرناک یافتند. به همین دلیل توسط گروههای سیاسی که به کمتر از استقلال سیاسی یهودیه قانع نمیشدند، وطنفروش قلمداد شدند.پس از پیروزی نهضت مکابیان و استقرار حکومت حشمونیها در یهودیه، پادشاه-کاهنان این سلسله دست به کشورگشایی زدند، و این بار فریسیان که دنبالهٔ حسیدیم بودند، با جاهطلبیهای سیاسی مخالفت کردند.
فریسیان در مقابل صدوقیان، دو فرقهٔ مذهبی اصلی یهودی بودند که در زمان حشمونیان پدید آمدند. فریسیان تورات را در صدر همهچیز میگذاشتند و از آن جا که قوانین تورات به طور کامل قابل اجرا نبود، تفاسیر تورات از جمله تورات شفاهی (حاصل تعلیمات کاتبان) را به رسمیت میشناختند. فریسیان یهوه را خدای تمام جهان میدانستند، در نتیجه دین را امری فردی معرفی میکردند و پایان جهان در نظرشان، آخرتی فردگرایانه بود که هر فرد در مقابل رفتارش مسئول شمرده میشد.
در مقابل صدوقیان که عموماً طبقات بالای جامعه و باقی ماندگان از عصر یونانیمآبی بودند، دولت-قوم را در صدر همه چیز میگذاشتند، و یهوه برایشان فقط خدای قوم یهود بود که در پایان جهان این قوم را به سروری جهان میرساند. تعالیم صدوقیان بیشتر با متن تورات سازگار بود، چون آنها تفسیر تورات خصوصاً تورات شفاهی را به رسمیت نمیشناختند.
اختلافات فریسیان و صدوقیان، پس از حذف فریسیان از شورای سنهدرین به اوج رسید. شورشهای خونینی درگرفت که گاهی این و گاهی آن موفق میشد حمایت پادشاه حشمونی را جلب کند.
در یکی از جنگها بین دو مدعی حکومت، یکی از طرفین از قدرت جدید روم کمک خواست و رومیان از این فرصت بهره جستند و تمام یهودیه را فتح کرده، حکومت آن را به یک غیریهودی به نام آنتیپاتر سپردند. پس از آنتیپاتر پسرش هرود به حکومت رسید که به بی رحمی و شقاوت شهره بود. در این دوران فریسیان هر چه بیشتر از سیاست فاصله گرفتند و در عمل دو سنهدرین شکل گرفت: یک سنهدرین سیاسی که صدوقیان متکفل آن بودند و یک سنهدرین دینی که به امور دینی عامۀ مردم میپرداخت و از فریسیان تشکیل شده بود.وقتی پسران هرود در حکومت دچار اختلاف شدند، روم برای بار دیگر یهودیه را فتح کرد و این بار حاکمان رومی را به حکومت آن گمارد. در دوران این حاکمان که عموما احترامی برای آیین یهود قایل نبودند، همچون دوران یونانیان نهضتی از متعصبان یهودی مشابه نهضت مکابیان شکل گرفت که خود را «غیور» میخواندند و به رغم تلاشهای فریسیان برای آرام کردن مردم، روز به روز بیشتر اقبال عمومی را جلب میکردند. عاقبت در سال ۶۶ میلادی غیورها به یاری مردم علیه رومیان دست به شورش زدند که به فاجعه ختم شد: اورشلیم محاصره و ویران شد و معبد با خاک یکسان گشت و حکومت یهود برای همیشه از بین رفت.


بعد از هخامنشیان در دوران اسکندر و بطلمیوسیان مصر هم این وضع ادامه پیدا کرد. اما در جنگ بین بطلمیوسیها و سلوکیها نظام کاتبها از بین رفت. بعد از تسلط سلوکیها، شورای سنهدرین با ریاست یک شاهزاده و یک کاهن تشکیل شد و کار کاتبها را ادامه داد. اما در این زمان یونانیمآبی بین یهودیها رشد میکرد.
با به تخت نشستن آنتیوخوس چهارم اپیفانس، بحران یونانیمآبی به اوج رسید: آنتیوخوس شریعت یهودی را ممنوع کرد و نسخههای تورات را نابود کرد و معبد را به پرستشگاه زئوس تبدیل کرد، و دو نفر از کاهنهای اعظم هم همراهیاش کردند که موجب خشم مردم شد. در مقابل نهضت متعصب مکابیها شکل گرفت که از دو گروه تشکیل شده بودند: حسیدیم که فقط دغدغهٔ دینی داشتند، و گروههای سیاسی که به دنبال استقلال سیاسی یهودیه بودند. مکابیها با جنگهای متعدد موفق شدند سلوکیها را از یهودیه بیرون کنند و سلسلهٔ حشمونیها را تأسیس کنند که همزمان هم پادشاه بودند و هم کاهن اعظم.