Shaqayeq’s Reviews > اسیر > Status Update
Shaqayeq
is on page 77 of 150
آری این منم که در دل سکوت شب / نامههای عاشقانه پاره میکنم
ای ستارهها اگر به من مدد کنید / دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است / جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خودپسند / ناز و عشوههای زیرکانه خوشتر است
— Aug 06, 2018 03:43PM
ای ستارهها اگر به من مدد کنید / دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است / جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خودپسند / ناز و عشوههای زیرکانه خوشتر است
Like flag
Shaqayeq’s Previous Updates
Shaqayeq
is on page 87 of 150
دانی از زندگی چه میخواهم؟ / من، تو باشم، تو، پای تا سر تو
زندگی گر هزارباره بود / بار دیگر تو، بار دیگر تو
— Aug 06, 2018 11:36PM
زندگی گر هزارباره بود / بار دیگر تو، بار دیگر تو
Shaqayeq
is on page 86 of 150
امشب از آسمان دیدهی تو / روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذها / پنجههایم جرقه میکارد
.
.
.
آری، آغاز دوست داشتن است / گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم / که همین دوست داشتن زیباست
— Aug 06, 2018 11:35PM
در سکوت سپید کاغذها / پنجههایم جرقه میکارد
.
.
.
آری، آغاز دوست داشتن است / گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم / که همین دوست داشتن زیباست
Shaqayeq
is on page 85 of 150
روزها رفتند و من دیگر/ خود نمیدانم کدامینم
آن منِ سرسخت مغرورم / یا منِ مغلوب دیرینم
— Aug 06, 2018 11:33PM
آن منِ سرسخت مغرورم / یا منِ مغلوب دیرینم
Shaqayeq
is on page 83 of 150
شرمگین میخواندمش بر خویش / از چه رو بیهوده گریانی؟
در میان گریه مینالید / دوستش دارم، نمیدانی
— Aug 06, 2018 11:31PM
در میان گریه مینالید / دوستش دارم، نمیدانی
Shaqayeq
is on page 82 of 150
روز اول پیش خود گفتم / دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم / لیک با اندوه و با تردید
— Aug 06, 2018 11:09PM
روز دوم باز میگفتم / لیک با اندوه و با تردید
Shaqayeq
is on page 80 of 150
کارون چو گیسوان پریشان دختری / بر شانههای لخت زمین تاب میخورد
خورشید رفته است و نفسهای داغ شب / بر سینههای پر تپش آب میخورد
دور از نگاه خیرهی من ساحل جنوب / افتاده مست در آغوش نور ماه
شب با هزار چشم درخشان و پر ز خون / سر میکشد به بستر عشاق بی گناه
— Aug 06, 2018 11:07PM
خورشید رفته است و نفسهای داغ شب / بر سینههای پر تپش آب میخورد
دور از نگاه خیرهی من ساحل جنوب / افتاده مست در آغوش نور ماه
شب با هزار چشم درخشان و پر ز خون / سر میکشد به بستر عشاق بی گناه
Shaqayeq
is on page 79 of 150
همه گفتند: مبارک باشد
دخترک گفت: دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
— Aug 06, 2018 03:47PM
دخترک گفت: دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
Shaqayeq
is on page 78 of 150
رفته است و مهرش از دلم نمیرود / ای ستارهها، چه شد که او مرا نخواست؟
ای ستارهها، ستارهها، ستارهها / پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟
— Aug 06, 2018 03:46PM
ای ستارهها، ستارهها، ستارهها / پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟
Shaqayeq
is on page 78 of 150
من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست / تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا به من اگر به جز جفا / زین سپس به عاشقان باوفا کنم
— Aug 06, 2018 03:45PM
لعنت خدا به من اگر به جز جفا / زین سپس به عاشقان باوفا کنم

