Soheila’s Reviews > زن در ریگ روان > Status Update
Soheila
is 80% done
”آب که گرم شد پشتت را بشورم؟“
ناگهان اندوهی به رنگ سپیده دم در دل مرد جوشید.چه بسا زخمهای یکدیگر را بلیسند،اما تا ابد لیسیده اند.زخمها هرگز شفا نمیابند و زبان ها فرسوده میشود.
”نفهمیدم.اما زندگی چیزی نیست که آدم بتواند بفهمد.همه جور زندگی هست و گاه طرف دیگر تپه سبزتر بنظر میرسد.چیزی که برایم مشکل تر از همه است این است که نمیدانم اینجور زندگی به کجا میکشد.اما ظاهرا آدم هرگز نمیفهمد.صرف نظر از اینکه چه جور زندگی کند.“
— Oct 14, 2017 10:58PM
ناگهان اندوهی به رنگ سپیده دم در دل مرد جوشید.چه بسا زخمهای یکدیگر را بلیسند،اما تا ابد لیسیده اند.زخمها هرگز شفا نمیابند و زبان ها فرسوده میشود.
”نفهمیدم.اما زندگی چیزی نیست که آدم بتواند بفهمد.همه جور زندگی هست و گاه طرف دیگر تپه سبزتر بنظر میرسد.چیزی که برایم مشکل تر از همه است این است که نمیدانم اینجور زندگی به کجا میکشد.اما ظاهرا آدم هرگز نمیفهمد.صرف نظر از اینکه چه جور زندگی کند.“
Like flag

