Zy’s Reviews > مائدههای زمینی و مائدههای تازه > Status Update
Zy
is on page 77 of 276
درهجده سالگی،هنگامی که نخستین درس هایم را به پایان بردم،با روحی خسته از کار، قلبی تهی،ملول از بودن،جسمی به تنگ امده از قید و بندها،بی هدف ،در حالی که شور و هیجان سرگشته ام را می فرسودم.در جاده ها به راه افتادم.
— Jul 26, 2026 11:55PM
Like flag
Zy’s Previous Updates
Zy
is on page 115 of 276
آه!ناتانائیل، هنوز از چه بسیار چیزها که می توانستیم چشم بپوشیم!جان های ما هرگز چنان که باید تهی نمی شوند تا سرانجام بتوانند چنان که باید از عشق_از عشق،از انتظار و امید که یگانه دارایی حقیق ماست،سرشار کردند.
— Jul 28, 2026 12:36AM
Zy
is on page 115 of 276
منالک ، در عزیمت ها چه چیز را این همه دوست می داری؟پاسخ داد: نخستین احساس مرگ را.
— Jul 28, 2026 12:29AM
Zy
is on page 71 of 276
ایا ان بندر ارام،از پس این همه بی راهه رفتن های نومید کننده و سرگشتگی در این سو و آن سو، فرا خواهد رسید؟تا سرانجام روانم ارامش یابد و بر اسکله ای استوار، نزدیک فانوس دریایی گردان به دریا بنگرد.
— Jul 26, 2026 11:15AM
Zy
is on page 70 of 276
ای روح من!به هیچ وجه به اندیشه ای پایبند مباش.هراندیشه ای که داری به پهنه دریا بینداز تا باد ان را از تو بگیرد و ببرد.تو خود هرگز آن را به آسمان ها نخواهی برد.
— Jul 26, 2026 11:13AM
Zy
is on page 57 of 276
اه! اگر می دانستی، ای زمین که بدین سان پیری و بدین اندازه جوان،اگر می دانستی که زندگی بس کوتاه ادمی چه طعم تلخ و شیرین،چه طعم دلپذیری دارد!
— Jul 25, 2026 04:23PM
Zy
is on page 53 of 276
و من پس از زیستن،به خوابی فروخواهم رفت اندکی عمیق تر،و اندکی غفلت بار تر از انکه هر شب در انتظار هستم…
— Jul 25, 2026 04:17PM
Zy
is on page 45 of 276
بیماری های شگفتی در جهان است
و آن خواستن چیزی است که نداری.
گفتند:_ماهم با ملال رقت بار روح خویش آشنا خواهیم شد.
— Jul 25, 2026 03:50PM
و آن خواستن چیزی است که نداری.
گفتند:_ماهم با ملال رقت بار روح خویش آشنا خواهیم شد.
Zy
is on page 35 of 276
ناتانائیل،تنهاخداست که نمی توان در انتطارش بود.در انتظار خدا بودن ناتانائیل،یعنی درنیافتن اینکه اوراهم اکنون در وجود خود داری.تمایزی میان خداوخوشبختی قائل مشو و همه خوشبختی خود را در همین دم قرار ده.
— Jul 25, 2026 01:45PM
Zy
is on page 33 of 276
چنین می نمود که سراسر وجودم نیازی شگرف به تازه شدن دارد.در انتظار بلوغی دیگر بودم.آه! چه می شد اگر می توانستم به چشمانم بینشی تازه ببخشم.پلشتی از انها بزدایم و کاری کنم که هرچه بیشتر به اسمان نیلگونی مانند شوند که بدان می نگرند…
— Jul 25, 2026 01:41PM
Zy
is on page 27 of 276
واگر جان ما ارزشی داشته باشد، برای این است که سخت تر از برخی جان های دیگر سوخته است.
— Jul 25, 2026 01:09PM

