Saman’s Reviews > نفت! > Status Update
Saman
is on page 500 of 616
کیمونو سر خرده بود و لباس شب آنقدر نازک بود که به نظر هیچ میرسید، و بوی ملایم شیرین و یک جفت بازوی نوازشگر نرم، و لبهایی که بوسههای داغ و مرطوب میزدند.
— Jan 29, 2026 09:07AM
17 likes · Like flag
Saman’s Previous Updates
Saman
is finished
گنجشککای بی نام و نشون
پرندههای بیهمزبون
منم نام و نشونتون
منم همزبونتون
درسته باهمدیگه یه کمی فرقو داشتیم
خسته بودیم کوفته بودیم ولی صبرو داشتیم
شاید یه روز جای شبهیم رو داشتیم
یه جا باهم قرار پریدن گذاشتیم
دور از اونجا که رویا یه مُرده س
پرواز توو تسخیر خفاش لنکته
دور از خیال جریان تو رودهای آزاد
توو اونجا که دریا یه مُرداب گنده س
کل زندگی رو انشاء کنیم به درد
هم هنو نمُرده املا کنیم که هست
علی سورنا
— Jan 30, 2026 04:03AM
پرندههای بیهمزبون
منم نام و نشونتون
منم همزبونتون
درسته باهمدیگه یه کمی فرقو داشتیم
خسته بودیم کوفته بودیم ولی صبرو داشتیم
شاید یه روز جای شبهیم رو داشتیم
یه جا باهم قرار پریدن گذاشتیم
دور از اونجا که رویا یه مُرده س
پرواز توو تسخیر خفاش لنکته
دور از خیال جریان تو رودهای آزاد
توو اونجا که دریا یه مُرداب گنده س
کل زندگی رو انشاء کنیم به درد
هم هنو نمُرده املا کنیم که هست
علی سورنا

