حیدر خسروی > Recent Status Updates

Showing 1-3 of 3
حیدر خسروی
حیدر خسروی added a status update
بنگر زمین چگونه هراسان شده است
کز گامهای دربدرم می گریزد.
انگار چیزی در من خراب می شود،
چیزی فرومی ریزد
مه بر سر خیابان می افتد
و شهر را می پوشاند.
چیزی خراب می شود
و آب در جوی سُربرنگ و حقیر خیابان
ازمن سریع تر و مطمئن تر
با سنگ
با زمین
بر سنگ
بر زمین
می غلتد.
وین سان که باد می گذرد
حتی به غمگساری این مه نیز دل نباید بست.
شب مانده است و راه به پایان نمیرسد.

محمد مختاری

دوازده آذر نود و هشت
— Dec 05, 2019 09:31AM Add a comment

حیدر خسروی
حیدر خسروی added a status update
جمعه ای بود که آمدند، انگار از خانه ای به خانه دیگر می رفتند و عزا می گرفتند برای بیوه زن های بی کسی مثل من که غریب بودم و غریب ماندم در این شهر پرخصومت که از ابتدا به آن دل ندادم. این شهر خشک چنارهای قجری، پرکینه. من از شهر سروها و بهارنارنج های همیشه بهار آمده بودم... شهر کاشی های گرم و دلنواز زند. شاید به سبب آن آرامش بود که همیشه ته فکرم صلا می داد مرا آن شهر که باز آ به سویم

شکوفه های عناب
رضا جولایی
— Apr 19, 2019 01:41PM Add a comment

حیدر خسروی
حیدر خسروی added a status update
.
.
.
در حنجره ام قارچ های زهر روییده است
دهانم از خزه انباشته است
و در نگاهم آوار حسرتی است
که استخوانم را می ترکاند.
کم از پرنده و آب غبار می پوشاندم
و خوشه های سنبله در پایم قد می کشند.
چنین که می گذرد
مگر بادهای قرون نوای استخوانم را بشنوند.
بتاب بر من ای آفتاب بتاب
که تاب این همه ام نیست.
ببار بر من ای ابر ببار
که بردباری ویرانم کرده است.
.
.
.
محمد مختاری
شکفتن سنگ
از مجموعه قصیده های هاویه
— Nov 23, 2018 11:07AM Add a comment

Follow حیدر's updates via RSS