Status Updates From سراغ خاطرهها را نگیر
سراغ خاطرهها را نگیر by
Status Updates Showing 1-26 of 26
msom
is on page 154 of 570
برای شروع این کتاب باحال بسیار خوش سراغش برید و قرصهای شادی بخشتون رو فراموش نکنید تا مثل من درگیر یه شکنجه اعصابی نشید..
— Apr 28, 2025 05:53AM
Add a comment
Romina
is on page 496 of 570
"دستهایم را میگیرد.
-بیا تا فرصت داریم، امتحان کنیم.
-اگه نشد چی؟
-بازم امتحان میکنیم.
-اگه بازم نشد چی؟
-یه بار دیگه امتحان میکنیم.
سرم را با کمی ناز کج میکنم.
-اگه بازم نشد مازیار، اگه هی نشد؟
-وقتی این همه نمیشه و ما هربار بازم امتحان میکنیم، نشون میده نمیتونیم دور از هم بمونیم، پس تا وقتی بشه، امتحان میکنیم."
مجبور شدم با اینکه فقط یکم مونده یه مدت ازش دور شم...رمانای شادی همیشه قلبمو میدزدن!
— Jun 26, 2022 06:00AM
Add a comment
-بیا تا فرصت داریم، امتحان کنیم.
-اگه نشد چی؟
-بازم امتحان میکنیم.
-اگه بازم نشد چی؟
-یه بار دیگه امتحان میکنیم.
سرم را با کمی ناز کج میکنم.
-اگه بازم نشد مازیار، اگه هی نشد؟
-وقتی این همه نمیشه و ما هربار بازم امتحان میکنیم، نشون میده نمیتونیم دور از هم بمونیم، پس تا وقتی بشه، امتحان میکنیم."
مجبور شدم با اینکه فقط یکم مونده یه مدت ازش دور شم...رمانای شادی همیشه قلبمو میدزدن!
Romina
is on page 352 of 570
"نگاهش با مهربانی میان چشمانم گردش میکند.
-الان نه...من رو وقتی ببوس که همه چیزت شدم. روزی ببوس که دوست داشتن من و این زندگی به اندازهی هوا برات حیاتی شده. روزی که از شدت خواستنم نتونی نبودنم رو تصور کنی.
لبخندی به بهت نشسته در صورتم میزند و پیشانیام را میبوسد.
-فروغ! من رو، روزی ببوس که عاشقم شدی."
واقعا مردایی مثل مازیار برای این جامعه و هر جامعهای ضرورین!
از ته قلبم دوستش دارم🥺
— Jun 25, 2022 02:05PM
Add a comment
-الان نه...من رو وقتی ببوس که همه چیزت شدم. روزی ببوس که دوست داشتن من و این زندگی به اندازهی هوا برات حیاتی شده. روزی که از شدت خواستنم نتونی نبودنم رو تصور کنی.
لبخندی به بهت نشسته در صورتم میزند و پیشانیام را میبوسد.
-فروغ! من رو، روزی ببوس که عاشقم شدی."
واقعا مردایی مثل مازیار برای این جامعه و هر جامعهای ضرورین!
از ته قلبم دوستش دارم🥺
Romina
is on page 234 of 570
دارم سعی میکنم تا جایی که میتونم آروم بخونمش که دیرتر تموم شه! هر صفحهای که ورق میزنم هم یه دور دست میکشم روی کاغذاش...برعکس کتابای قبلی نویسنده که شب تا صبح بیدار موندم و خوندم و چند روز بعدش شبیه یه آدم مست بودم از بار احساسات.
نه اینکه این حالمو خوب کنه، برعکس، رمانای شادی منعم همیشه باعث میشه چند روز متوالی غمگین باشم اما قشنگیش همینه!
گاهی باید رمانی خوند که دردای جامعه رو بکوبه توی صورتت و بیدارت کنه!
— Jun 23, 2022 01:54PM
Add a comment
نه اینکه این حالمو خوب کنه، برعکس، رمانای شادی منعم همیشه باعث میشه چند روز متوالی غمگین باشم اما قشنگیش همینه!
گاهی باید رمانی خوند که دردای جامعه رو بکوبه توی صورتت و بیدارت کنه!
Fatemeh
is on page 519 of 570
از اون کتاب هاست که دلم برای بار اول خوندنش با همین حس و حال تنگ میشه🫂
— Apr 10, 2022 05:36AM
Add a comment
Fatemeh
is on page 419 of 570
از اون کتاب هاست که دلم برای بار اول خوندنش تنگ میشه🫂
— Apr 10, 2022 05:34AM
Add a comment
Fatemeh
is on page 264 of 570
بعد از مدت ها یه رمانِ ایرانی خوب🤌
— Apr 07, 2022 07:58AM
Add a comment
Bookiish_girl
is on page 80 of 570
من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را...
— Dec 03, 2021 05:41AM
Add a comment
N.a.f.a.s
is on page 27 of 570
مشکل از جایی شروع شد که یک مشت آدم اشتباه باهم به زیر سقف هایی رفتندکه قراربود میزبان آدم های درست باشد مشکل از جایی شروع شد که دونفرهایی باهم جفت شدند که هرکدام یا دل شان جای دیگری بود یادنیاهایشان با هم فرق داشت دونفری که حتی سر سوزنی یکدیگر را نمیفهمیدند مشکل از جایی شروع شدکه بیشتر دونفرهای جهان هم خانه شدنداما هم دل نشدندفارغ شدنداما عاشق نشدندومشکل اصلی درست همان جایی شروع شد که همان دونفرهای اشتباهی سه نفرشدند
— Nov 18, 2021 05:31AM
Add a comment


