Status Updates From آسمان لندن زیاده میبارد
آسمان لندن زیاده میبارد by
Status Updates Showing 1-30 of 121
Robert Khorsand
is on page 112 of 223
سفرنامهی دوم: سفر «میرزا فتاح خان» در خرداد ۱۲۱۸
سفرنامهی سوم: سفر «حاجیپیرزاده» در تیر ۱۲۶۶
سفرنامهی چهارم: دوسفر «ناصرالدین شاه» در خرداد ۱۲۵۲ و آبان ۱۲۵۷
سفرنامهی پنجم: سفر «رضاقلی میرزا» در خرداد ۱۲۱۶
پ.ن: شخصا اهل سفرنامه خوانی نیستم، اما از خواندن ماجراها به نقل این اشخاص نیز پشیمان نیستم، خواندن این سفرنامهها به نثر آن دوران برای من شیرین و خواندنیست.
— Oct 16, 2021 06:31AM
Add a comment
سفرنامهی سوم: سفر «حاجیپیرزاده» در تیر ۱۲۶۶
سفرنامهی چهارم: دوسفر «ناصرالدین شاه» در خرداد ۱۲۵۲ و آبان ۱۲۵۷
سفرنامهی پنجم: سفر «رضاقلی میرزا» در خرداد ۱۲۱۶
پ.ن: شخصا اهل سفرنامه خوانی نیستم، اما از خواندن ماجراها به نقل این اشخاص نیز پشیمان نیستم، خواندن این سفرنامهها به نثر آن دوران برای من شیرین و خواندنیست.
Robert Khorsand
is on page 37 of 223
نخستین سفرنامه از یازده سفرنامه که متعلق به سفر میرزاصالح بود خواندم.
این سفرنامهها در مورد سفر یازده نفر به لندن در زمان قاجار است.
در مقدمه ذکر گردیده سفرنامه وقتی خواندنی میشود که میکسی از خیال و واقعیت باشد اما اعتراف میکنم در سفرنامهی نخست نفهمیدم کدوم بخشها خیال و کدوم بخشها واقعیت بود!
حسی که دارم خنثاست، نه دوستش نداشتم و نه دوستش داشتم اما برایم جالب بود و هر روز یکی را خواهم خواند.
— Oct 04, 2021 07:12AM
Add a comment
این سفرنامهها در مورد سفر یازده نفر به لندن در زمان قاجار است.
در مقدمه ذکر گردیده سفرنامه وقتی خواندنی میشود که میکسی از خیال و واقعیت باشد اما اعتراف میکنم در سفرنامهی نخست نفهمیدم کدوم بخشها خیال و کدوم بخشها واقعیت بود!
حسی که دارم خنثاست، نه دوستش نداشتم و نه دوستش داشتم اما برایم جالب بود و هر روز یکی را خواهم خواند.
Alaleh Arjmandi
is on page 200 of 223
خدایا :))))
شنیدم شخصی یک دست و یک پا و دندان عملی داشت، از اتفاق نوکر تازهای گرفته بود، در وقت خوابِ شخص مذکورنوکر حاضر بود، دید که صاحب او ابتدا یک پای خود را برداشته بر طبل گذاشت، بعد از آن یک دست خود را و همچنین دندانها را و دست بر سَر برد که موی عملی را بردارد، نوکرِ مذکور یقین کرد که سَر خود برمیدارد و این شیطان است و از خانه آن شخص بیرون رفت.
— Oct 01, 2021 12:59AM
Add a comment
شنیدم شخصی یک دست و یک پا و دندان عملی داشت، از اتفاق نوکر تازهای گرفته بود، در وقت خوابِ شخص مذکورنوکر حاضر بود، دید که صاحب او ابتدا یک پای خود را برداشته بر طبل گذاشت، بعد از آن یک دست خود را و همچنین دندانها را و دست بر سَر برد که موی عملی را بردارد، نوکرِ مذکور یقین کرد که سَر خود برمیدارد و این شیطان است و از خانه آن شخص بیرون رفت.
Alaleh Arjmandi
is on page 174 of 223
واقعا انگلیسیها مردمانی هستند بسیار معقول و مودب، احدی را با کسی کاری نه، هرکس پی کار و عمل خود میرود. پلیس مأذون نیست مداخله به هیچ امری نماید. فیالحقیقه آزادی این است که نصیب انگلیسیها شده.
— Sep 27, 2021 08:55PM
Add a comment
Alaleh Arjmandi
is on page 73 of 223
از سفرنامه ناصرالدین شاه به لندن - 1252
امروز تلمبهچیان انگلیس آمده، نردبانها گذاشته، به خیال اینکه مرتبه بالا آتش گرفته است، به چابکی از نردبان بالا رفته و مردم را به دوش کشیده، پایین آوردند. بعضی دیگر طناب به کمرشان بسته، به زمین فرود آوردند. برای استخلاص مردم اختراع خوبی کردهاند اما تعجب در این است که از یک طرف از این نوع اختراعات و اهتمامات برای استخلاص انسان از مرگ میکنند از طرف دیگر ...
— Jul 30, 2021 12:31AM
1 comment
امروز تلمبهچیان انگلیس آمده، نردبانها گذاشته، به خیال اینکه مرتبه بالا آتش گرفته است، به چابکی از نردبان بالا رفته و مردم را به دوش کشیده، پایین آوردند. بعضی دیگر طناب به کمرشان بسته، به زمین فرود آوردند. برای استخلاص مردم اختراع خوبی کردهاند اما تعجب در این است که از یک طرف از این نوع اختراعات و اهتمامات برای استخلاص انسان از مرگ میکنند از طرف دیگر ...
Alaleh Arjmandi
is on page 73 of 223
از سفرنامه ناصرالدین شاه به لندن - 1252
امروز تلمبهچیان انگلیس آمده، نردبانها گذاشته، به خیال اینکه مرتبه بالا آتش گرفته است، به چابکی از نردبان بالا رفته و مردم را به دوش کشیده، پایین آوردند. بعضی دیگر طناب به کمرشان بسته، به زمین فرود آوردند. برای استخلاص مردم اختراع خوبی کردهاند اما تعجب در این است که از یک طرف از این نوع اختراعات و اهتمامات برای استخلاص انسان از مرگ میکنند از طرف دیگر ...
— Jul 30, 2021 12:30AM
Add a comment
امروز تلمبهچیان انگلیس آمده، نردبانها گذاشته، به خیال اینکه مرتبه بالا آتش گرفته است، به چابکی از نردبان بالا رفته و مردم را به دوش کشیده، پایین آوردند. بعضی دیگر طناب به کمرشان بسته، به زمین فرود آوردند. برای استخلاص مردم اختراع خوبی کردهاند اما تعجب در این است که از یک طرف از این نوع اختراعات و اهتمامات برای استخلاص انسان از مرگ میکنند از طرف دیگر ...









