Status Updates From کمونیسم رفت، ما ماندیم و حت...
کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم by
Status Updates Showing 1-30 of 3,768
Zahra Saedi
is on page 224 of 287
اما از یک چیز مطمئن بودیم، قولهایی که وعدهٔ تحققشان را در آینده میدادند، همه زیاده از حد به گوشمان آشنا بود، انگار قبلاً هم آنها را شنیده بودیم.
— Mar 26, 2026 03:30AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 224 of 287
در واقع هم نوعی مراسم تدفین بود_ تدفین گذشته، روال شناختهشدهٔ چیزها، سیستمی که از آن متنفر بودیم ولی بلد بودیم چطور از عهدهٔ زندگی در آن برآییم. خدا میداند آینده چه با خود خواهد آورد.
— Mar 26, 2026 03:29AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 145 of 287
به خوبی از پس خاتمه دادن به هر نوع اعتراضی برمیآید. معترضان را «اوباش» قلمداد میکند و به مجازاتی در خور همان اوباش میرساند.
— Mar 26, 2026 03:27AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 145 of 287
بوروکراسی غولآسای دولت_سیستمی که فقط برای نگه داشتن کمونیستها در رأس قدرت ساخته شده و هر حرکت خودانگیختهای را (فرقی نمیکند که در حمایت از صلح باشد، یا محیط زیست، یا فقط در طلب شغل) تهدیدی برای حکومت تلقی میکند_
— Mar 26, 2026 03:26AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 113 of 287
نمیدانم این احساس ناامنی، احساس آسیبپذیری، احساس کسی که انگار زمین زیر پایش خالی شده، این احساس ترس در برابر آنچه میخواهی اما نمیشناسی، آیا بهای رسیدن به آن آیندهای است که همچنان از ما میگریزد؟
— Mar 26, 2026 03:23AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 82 of 287
اگر بخواهیم از گذشته، هر قدر هم که وحشتناک باشد، تجربهای بیندوزیم، سخت نیازمند آن خواهیم بود که این خاطرات را به یاد داشته باشیم و فراموش نکنیم.
— Mar 26, 2026 03:21AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 78 of 287
کلارا زتکین، یا مارکس یا انگلس وجود داشتهاند. مثل این خواهد بود که کسی با اسفنجی در دست، آهسته از خیابانی به خیابان دیگر، از میدانی به میدان دیگر برود و نامها را پاک کند، شواهد مادی زندگی گذشته، زندگی پیشین آن شهر، را محو کند.
— Mar 26, 2026 03:20AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 78 of 287
همینطور که دوربین را در دست داشتم، متوجه شدم که چیزی نخواهد گذشت که همین عکسی که الان گرفته بودم، علاوه بر حافظههای ضعیفمان، احتمالاً تنها مدرکی باشد که نشان دهد زمانی نه چندان دور، خیابانهایی به نام کارل لیبکنشت،
— Mar 26, 2026 03:18AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 78 of 287
زن گفت: «دو روز دیگه این تابلوها رو عوض میکنن!» این حرف را که شنیدم، یکباره به نظرم آمد دیگر نه در شهری واقعی، بلکه روی صحنهٔ تئاتر بزرگی هستم که قرار است دکورش را بار دیگر، بعد از چهل سال، عوض کنند.
— Mar 26, 2026 03:16AM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 48 of 287
میکند: چه بخوریم، چطور زندگی کنیم و کجا کار کنیم. چنین حکومتی مثل یک مرض، طاعون، یک بیماری همهگیر، هیچکس را مستثنی نمیکند.
— Mar 24, 2026 09:29PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 48 of 287
در جامعهای که حکومتش توتالیتر است، آدم ناچار است با قدرت ارتباط مستقیم داشته باشد؛ راه گریزی وجود ندارد. به همین دلیل سیاست هرگز انتزاعی نمیشود. به صورت نیرویی خشن، بیرحم و آشکار باقی میماند که تمام چند و چون زندگی ما را تعیین
— Mar 24, 2026 09:28PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 48 of 287
اتفاقاتی که افتاده میخواهد به خوردمان بدهد حرص میخوریم.»
— Mar 24, 2026 09:26PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 48 of 287
اولینا میگفت: «این خوراک ماست، عادت داریم با هر وعده قدری سیاست بیندازیم بالا. با صبحانه، انتخابات، با نهار، یک بحث پارلمانی، و با شام اخبار شبانگاهی، که یا به آن میخندیم، یا از شنیدن دروغهایی که "حزب کمونیست" علی رغم همه
— Mar 24, 2026 09:26PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 36 of 287
محکوم شدهایم، خواهیم مرد و فروپاشی آن را نخواهیم دید.
— Mar 24, 2026 09:18PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 36 of 287
برعکس، یاد گرفته بودیم فکر کنیم هر کاری هم که بکنیم، وضع همیشه همانجور میماند. نمیتوانیم تغییرش بدهیم. به نظر میرسید گویی آن سیستم قادر مطلق، خود زمان را هم اداره میکند. به نظر میرسید کمونیسم ابدی است، ما به زندگی در آن
— Mar 24, 2026 09:17PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 36 of 287
آنچه کمونیسم به ما القا کرده بود، دقیقا همان سکون و بیحرکتی بود، این بیآیندگی، بیرویایی ناتوانی از تصور زندگی به شکلی دیگر. تقریبا امکان نداشت بتوانی به خود دلگرمی بدهی که این دورانی گذراست، خواهد گذشت، باید بگذرد.
— Mar 24, 2026 09:15PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 27 of 287
دموکراسی چیزی نیست که خودش بیهیچ زحمت و تلاشی از راه برسد. چیزی است که باید برای به دست آوردنش جنگید. و همین است که راه رسیدن به آن را اینقدر دشوار میکند.
— Mar 24, 2026 09:14PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 22 of 287
دنیایی که در آن بودم، دنیایی که خیال میکردم ابدی، استوار، و مستحکم است ناگهان داشت فرو میریخت، تجربه خوشایندی نبود.
— Mar 24, 2026 09:06PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 22 of 287
تغییری فقط وضع را بدتر کرده. یادم میآید، اولین واکنش خود من به خبرهای تازه همکارم، البته بعد از خوشحالی، ترس بود، انگار زلزله شده باشد. به شدت دلم میخواست فروپاشی رژیم سابق را ببینم، اما به همان شدت هم زمین زیر پایم داشت میلرزید.
— Mar 24, 2026 09:04PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 22 of 287
در این گوشه دنیا آدم را همینجور بار میآورند، جوری که خیال کنی تغییر غیرممکن است. جوری بارت میآورند که از تغییر بترسی، که وقتی عاقبت اولین نشانههای تغییر آشکار شد، به آنها بدگمان باشی، از آنها بترسی، چون همیشه دیدهای که هر
— Mar 24, 2026 09:02PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 21 of 287
جمعیمان پاک نمیشود، مگر آنکه اخلاق و اعتقاداتی از گذشتهای دورتر را جایگزین آن کنیم.
— Mar 24, 2026 09:01PM
Add a comment
Zahra Saedi
is on page 21 of 287
دوک شمشیری را در هوا نگه داشته و راه پیش رو را نشان میدهد، ولی هرچه بیشتر نگاهش میکنم، بیشتر میترسم که مبادا در واقع دارد ما را به گذشته برمیگرداند، انگار اخلاق و اعتقاداتی که طی ۴۵ سال حکومت کمونیستی در ما شکل گرفته از ذهن
— Mar 24, 2026 09:00PM
Add a comment





