شمس لنگرودی > Quotes > Quote > Parisa liked it

شمس لنگرودی
“حالا که تو رفته یی می فهمم
دست های تو بود

که به نان طعم می داد

پنیر را به سفیدی برف می کرد

و روز می آمد و سر راهش با ما می نشست.



حالا که تو رفته یی

و ملال غروبی نان را قاچ می کند

و برگ درختان

به بهانۀ پاییز

ناپدید می شوند . . .”
شمس لنگرودی

No comments have been added yet.