سارا سالار > Quotes > Quote > Sin liked it

سارا سالار
“بفرما، این‌هم از آسمان که یک‌دفعه این‌قدر می‌گیرد، این‌هم از باران که شُرشُر روی شیشه‌ی جلو می‌بارد، این‌هم از برف‌پاک‌کن‌های ماشین که شیشه را پاک می‌کنند، این‌هم از دل من که انگار برف‌پاک‌کن‌هاش خراب‌اند، که انگار مثل اسفنجی آب‌کشیده خیس و سنگین است، این‌هم از بطری‌ام که یواش یواش دارد ته می‌کشد، این‌هم از سرعتم که باید کم بشود، این‌هم از آوازی که از توی ماشین کناری‌ام می‌شنوم، «تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته، جهانی رو که توی اون همه خوشبخت خوشبختن... تصور کن جهانی رو که زندان توش یه افسانه است...»
یعنی این یارو جداً به این اراجیفی که می‌خواند اعتقاد دارد یا همین‌طور این چیزها را خوانده که ازش پول دربیاورد؟”
سارا سالار, احتمالاً گم شده‌ام

No comments have been added yet.