نگار ولی زادگان > Quotes > Quote > Narges liked it

“رها به شمع روی میز نگاه کرد. از این شمع‌های کوچک که آن را در استوانه‌ای شیشه‌ایِ کمی بزرگ‌تر محصور می‌کنند. «می‌دونی منم قرار بود مثل تو باشم. یعنی توی خونواده‌ي من همه با برنامه پیش می‌رن. کسی اگه به بی‌راهه بزنه عجیبه. منم تا یه جاهایی روی خط صاف رفتم تا این‌که فهمیدم درون من به مستقیمی این خط صاف نیست. این‌جوری سرگشتگی بیرونی من شروع شد. قبلاً درونم سرگشته بود، الان بیرونم هم هست.»
«چه خوب. آدم خودتی.»
«نه. هنوز آدم دیگران نشده‌م اما هنوز آدم خودمم نیستم.»”
نگار ولی زادگان, در خاطر دو گیلاس شامپاین

No comments have been added yet.