Rosa Jamali > Quotes > Quote > Rosa liked it
“مردمک
خواب های فوری ام را برای شما پست می کنم
لکه هایی که خوابم کرد کهیرهای آخر این دنیا بود
دگردیسی دست هام مرده ست
کمی خوشرنگ تر از دیروز شده ام
بگو چقدر از روزهایم را مصرف کرده ای؟
و چقدر از تقویم واگیر دارد؟
قرنطینه ی مردمکی که جذام گرفته است
چیزی زنگ می زند...
اگر گوشه ای از آن دایره ی زنگی را به من قرض بدهی
چیزی برای مردن کم ندارم
پنج صبح فردا سال تحویل می شود
تمام کلاغ های کتاب مقدس به شور نشسته اند
و جهان پدیده ای ست رو به اتمام...”
― برای ادامه این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام
خواب های فوری ام را برای شما پست می کنم
لکه هایی که خوابم کرد کهیرهای آخر این دنیا بود
دگردیسی دست هام مرده ست
کمی خوشرنگ تر از دیروز شده ام
بگو چقدر از روزهایم را مصرف کرده ای؟
و چقدر از تقویم واگیر دارد؟
قرنطینه ی مردمکی که جذام گرفته است
چیزی زنگ می زند...
اگر گوشه ای از آن دایره ی زنگی را به من قرض بدهی
چیزی برای مردن کم ندارم
پنج صبح فردا سال تحویل می شود
تمام کلاغ های کتاب مقدس به شور نشسته اند
و جهان پدیده ای ست رو به اتمام...”
― برای ادامه این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام
No comments have been added yet.
