“عشق مگر حتما باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق شدن، عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گم است اما هست. هست چون نیست. عشق مگر چیست؟ آنچه که پیداست؟ نه عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!”
― جای خالی سلوچ
― جای خالی سلوچ
“دو نفر آدم وقتی ناچارند با هم سر کنند، رنگ و رشته های خاص و کشمکشهای خاصی آنها را به هم گره می زند...در این کشمکش که انگار جبریست، نزدیک به هم اگر بشوند خفقان می گیرند و دور اگر بشوند ترس برشان می دارد...”
― جای خالی سلوچ
― جای خالی سلوچ
“...مرگان این را یاد گرفته بود که اگر دلمرده و افسرده به کار نزدیک بشود، به زانو درخواهد آمد و کار بر او سوار خواهد شد. پس با روی گشاده و دل باز به کار می پیچید. طبیعت کار چنین است که می خواهد تو را زمین بزند، از پا درآورد. این تو هستی که نباید پا بخوری، نباید از پا دربیایی...
#جای_خالی_سلوچ
#محمود_دولت_آبادی”
― جای خالی سلوچ
#جای_خالی_سلوچ
#محمود_دولت_آبادی”
― جای خالی سلوچ
“...نیش و کنایه این و آن؟! هر که هرچه خواه گو بگوید...زبان دیگران دل دیگران است. بگذار دل برخی با مرگان نباشد...دیگرانی همیشه هستند که بار کینه را به کنایه بر زبان می آورند...”
― جای خالی سلوچ
― جای خالی سلوچ
“برخی چنین اند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می جویند. به هزار زبان فریاد می زنند که تو نرو تا ایستاده من بر تو پیشی داشته باشد! اینگونه آدمها از آن رو که در نقطه ای جامد شده و مانده اند، چشم دیدن هیچ رونده و هیچ راهی را ندارند. کینه توز، کینه توز، مار سر راه! ای بسا که راه همان فرجامی را بیابد که ایشان پیشگویی کرده اند، اما نمی توان به گفت و نگاه ایشان خوش بین بود. گفتشان از بخلشان برمی خیزد، گرچه برخوردار از پاره ای حقایق هم باشد. پس در همه حال کینه است که در دل هاشان سر می جنباند. هراس از دست دادن جای خود.”
― جای خالی سلوچ
― جای خالی سلوچ
مهکامه’s 2025 Year in Books
Take a look at مهکامه’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by مهکامه
Lists liked by مهکامه













