76,927 books
—
286,211 voters
Sun
https://www.goodreads.com/sunny_hs
“شب بخیر
بچه های عزیز
شب به خیر که خیلی دیر است
به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید
که چه زیبا برق می زنند
به بمب افکنها
تانکها نگاه کنید
هیچ بچه امریکایی شانس شما را ندارد
آنها همه این چیزها را
فقط بر پرده سینما می بینند
بخوابید بچه ها
و بیاد داشته باشید
جای شما در بهشت است
اما
چیزی بخورید و بنوشید
که صف محشر طولانی است و گرسنه تان خواهد شد
بخوابید بچه ها
اما
یادتان نرود صورت تان را بشویید
فرشتگان
انتظار بچه های تمیز را می کشند
و هیچ در فکر دلتنگی مادر نباشید
آنها مرگ را ترجیح می دهند و زود نزد شما می آیند
ما هم قول میدهیم
پای مجسمه آزادی
گورهای ظریفی برای شما بسازیم
تا رهگذران و توریست ها
دسته گلی بر آن بگذارند و
با رضایت خاطر بخندند”
―
بچه های عزیز
شب به خیر که خیلی دیر است
به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید
که چه زیبا برق می زنند
به بمب افکنها
تانکها نگاه کنید
هیچ بچه امریکایی شانس شما را ندارد
آنها همه این چیزها را
فقط بر پرده سینما می بینند
بخوابید بچه ها
و بیاد داشته باشید
جای شما در بهشت است
اما
چیزی بخورید و بنوشید
که صف محشر طولانی است و گرسنه تان خواهد شد
بخوابید بچه ها
اما
یادتان نرود صورت تان را بشویید
فرشتگان
انتظار بچه های تمیز را می کشند
و هیچ در فکر دلتنگی مادر نباشید
آنها مرگ را ترجیح می دهند و زود نزد شما می آیند
ما هم قول میدهیم
پای مجسمه آزادی
گورهای ظریفی برای شما بسازیم
تا رهگذران و توریست ها
دسته گلی بر آن بگذارند و
با رضایت خاطر بخندند”
―
“آنکه میگوید دوستت دارم
خُـنـیـاگر غمگینیست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه میگوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود”
―
خُـنـیـاگر غمگینیست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه میگوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود”
―
“بر نمیگردند شعرها
به خانه نمیروند
تا برگردی
و دست تکان دهی
روبانهای سفید را در کف شعرها ببین که چگونه در باران میلرزند
روبانهای سفید، پیچیده بر گل سرخهای بیتاب را ببین
بر نمیگردند شعرها
پراکنده نمیشوند
به انتظار تو در باران ایستادهاند
و به لبخندی، به تکان دستی، دل خوشند”
― پنجاهوسه ترانهی عاشقانه
به خانه نمیروند
تا برگردی
و دست تکان دهی
روبانهای سفید را در کف شعرها ببین که چگونه در باران میلرزند
روبانهای سفید، پیچیده بر گل سرخهای بیتاب را ببین
بر نمیگردند شعرها
پراکنده نمیشوند
به انتظار تو در باران ایستادهاند
و به لبخندی، به تکان دستی، دل خوشند”
― پنجاهوسه ترانهی عاشقانه
“نه، نمیتوانم فراموشت کنم
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
خیابانها بیحضور تو راههای آشکار جهنماند
تو پرندهیی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنهی تابستانی
که گندمزاران رسیده در قدوم تو خم میشوند
آشیانهی رودی از برف
که از قلههای بهار فرو میریزد
نه
نمیتوانم
نمیخواهم که فراموشت کنم
تپههای خشکیده
از پلههای تو بالا میآیند
تا به بوی نفسهای تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دستنوشتهی آخرش را برای تو میفرستد
تا تصحیحش کند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
قزلآلایی عصیانگری که به چشمهی خود باز میرود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است
”
― پنجاهوسه ترانهی عاشقانه
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
خیابانها بیحضور تو راههای آشکار جهنماند
تو پرندهیی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنهی تابستانی
که گندمزاران رسیده در قدوم تو خم میشوند
آشیانهی رودی از برف
که از قلههای بهار فرو میریزد
نه
نمیتوانم
نمیخواهم که فراموشت کنم
تپههای خشکیده
از پلههای تو بالا میآیند
تا به بوی نفسهای تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دستنوشتهی آخرش را برای تو میفرستد
تا تصحیحش کند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
قزلآلایی عصیانگری که به چشمهی خود باز میرود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است
”
― پنجاهوسه ترانهی عاشقانه
Anahita
— 135 members
— last activity Feb 03, 2015 11:14AM
Woman's traits and relations {Anahita "meaning unstained, clean and innocent" is Goddess of water,fertility, greens and plants.She is the deification ...more
داستان كوتاه
— 3328 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
Shajarian شجریان
— 348 members
— last activity Jun 21, 2010 02:50PM
گروه دوست داران استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان
Sun’s 2025 Year in Books
Take a look at Sun’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Sun
Lists liked by Sun




























