“Don’t walk in front of me… I may not follow
Don’t walk behind me… I may not lead
Walk beside me… just be my friend”
―
Don’t walk behind me… I may not lead
Walk beside me… just be my friend”
―
“دم دمای غروب بود
ممد کوچولوی واکسی
از فرط خستگی گردنش خم گشته بود
در گوشهای از میدان بزرگ
"در مرکز شهر "شام
بر روی چهارپایهی کوچک خود نشسته بود
و پی در پی
مانند فرچه توی دستش
اندام نحیف و لاغر خود را تکان می داد
ممد کوچولوی آواره
با خود زمزمه کنان
:این چنین میگفت
تو ای بازرگان پایت را بگذار
تو ای استاد پایت را بگذار
تو ای وکیل پایت را بگذار
افسر، سرباز، جاسوس، جلاد
پسر خوب و آدم بی سر و پا
همگی یکی بعد از دیگری
پایتان را بگذارید
کسی نمانده
تنها خدا مانده
در آن دنیا هم مطمئنم
او هم سراغ کُردی را خواهد گرفت
تا کفشهایش را واکس بزند
!شاید آن کُرد هم من باشم
آخ ... مادر جان
تو گویی که کفشهای خدا چقدر بزرگ است!؟
شماره چند میپوشد!؟
آخ مادر جان
راستی برای دستمزد
خدا چقدر میپردازد!؟
باید چقدر بدهد...!!؟؟”
―
ممد کوچولوی واکسی
از فرط خستگی گردنش خم گشته بود
در گوشهای از میدان بزرگ
"در مرکز شهر "شام
بر روی چهارپایهی کوچک خود نشسته بود
و پی در پی
مانند فرچه توی دستش
اندام نحیف و لاغر خود را تکان می داد
ممد کوچولوی آواره
با خود زمزمه کنان
:این چنین میگفت
تو ای بازرگان پایت را بگذار
تو ای استاد پایت را بگذار
تو ای وکیل پایت را بگذار
افسر، سرباز، جاسوس، جلاد
پسر خوب و آدم بی سر و پا
همگی یکی بعد از دیگری
پایتان را بگذارید
کسی نمانده
تنها خدا مانده
در آن دنیا هم مطمئنم
او هم سراغ کُردی را خواهد گرفت
تا کفشهایش را واکس بزند
!شاید آن کُرد هم من باشم
آخ ... مادر جان
تو گویی که کفشهای خدا چقدر بزرگ است!؟
شماره چند میپوشد!؟
آخ مادر جان
راستی برای دستمزد
خدا چقدر میپردازد!؟
باید چقدر بدهد...!!؟؟”
―
“نمیتوانست این زجر را تحمل کند و میکرد.این خود آزاردهنده تر بود.
این که چیزی را داشت تاب میاورد که باطنش نمیخواست.
یعنی به خود دوبار زخم میزد.”
―
این که چیزی را داشت تاب میاورد که باطنش نمیخواست.
یعنی به خود دوبار زخم میزد.”
―
“مگر من از وطنم چه میخواستم
به غیر از تکه ای نان
گوشهای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجرهای باز
...كه آزادی و عشق به من دهد
من چه میخواستم
در این حد، كه به من نداد!؟
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
.برای همیشه رفتم”
―
به غیر از تکه ای نان
گوشهای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجرهای باز
...كه آزادی و عشق به من دهد
من چه میخواستم
در این حد، كه به من نداد!؟
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
.برای همیشه رفتم”
―
هزار و یک کتابی که قبل از مرگ باید خواند
— 2586 members
— last activity Dec 05, 2021 12:19PM
در این گروه کتابهایی معرفی میشود که قبل از مرگ باید خواند... و نظر همه را میتونیم در مورد کتابهایی که معرفی شده بخوانیم و کلی بحثهای داغ و جالب داشته ...more
Mashad
— 189 members
— last activity Jan 31, 2008 10:54PM
معاونت فرهنگی و هنری کانون امروز www.emroozngo.com
Read a book from each country
— 985 members
— last activity Oct 30, 2025 05:18PM
I thought this would be a good place to collect recommendations for books from various countries. I don't have a formal goal to read a book from each ...more
Golnoosh’s 2025 Year in Books
Take a look at Golnoosh’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Golnoosh
Lists liked by Golnoosh





























