Violet
https://www.goodreads.com/violetmoonforever
“توتوکا، بچه ها هم بازنشسته اند؟
منظور؟
دایی ادموندو هیچ کاری نمی کند و پول می گیرد. کار نمی کند اما شهرداری ماه به ماه به او حقوق می دهد.
خوب، منظور؟
بچه ها هم می خورند و می خوابند و از پدر و مادرشان پول می گیرند”
― Mi Planta De Naranja Lima
منظور؟
دایی ادموندو هیچ کاری نمی کند و پول می گیرد. کار نمی کند اما شهرداری ماه به ماه به او حقوق می دهد.
خوب، منظور؟
بچه ها هم می خورند و می خوابند و از پدر و مادرشان پول می گیرند”
― Mi Planta De Naranja Lima
“باید قول بدهی مرا، یا لااقل زندگی این سالهای مرا، مضمون داستانهایت نکنی.
گفت: من همین حالا آنقدر کار نیمه تمام دارم که تا آخر عمر به هیچ مضمون تازه ای احتیاج ندارم.
صدای خنده اش را شنید، آن دانه دانه بلورهای غلتان نبود که گاهی در وصف خنده زنانه اش نوشته بود. بالاخره شنید: من مضمون تازه نیستم.”
― آینههای دردار
گفت: من همین حالا آنقدر کار نیمه تمام دارم که تا آخر عمر به هیچ مضمون تازه ای احتیاج ندارم.
صدای خنده اش را شنید، آن دانه دانه بلورهای غلتان نبود که گاهی در وصف خنده زنانه اش نوشته بود. بالاخره شنید: من مضمون تازه نیستم.”
― آینههای دردار
“مه اینها به کنار، وقتی بیشتر از همیشه متعجب می شوم که در سوپرمارکت می بینم روی یک بسته وکیوم شده کالباس نوشته شده
Hindi
یا همان هندی خودمان. کلمه را توی گوگل ترنسلیت پیدا می کنم که یعنی بوقلمون! این در حالی ست که در بسیاری از زبان های دنیا به بوقلمون می گویند ترکی
Turkey
اما واقعا حسابی گیج می شوم وقتی چند روز بعد توی باغ وحش استانبول می بینم کنار قفس آفتاب پرست ها نوشته اند بوقلمون!”
― استامبولی
Hindi
یا همان هندی خودمان. کلمه را توی گوگل ترنسلیت پیدا می کنم که یعنی بوقلمون! این در حالی ست که در بسیاری از زبان های دنیا به بوقلمون می گویند ترکی
Turkey
اما واقعا حسابی گیج می شوم وقتی چند روز بعد توی باغ وحش استانبول می بینم کنار قفس آفتاب پرست ها نوشته اند بوقلمون!”
― استامبولی
“دوباره به پیرمردی که آرام و راحت روی تخت خوابیده نگاه می کنم و می گویم: خدایا، کاش بشر فناناپذیر بود و تو می تونستی تا ابد حافظ او باشی. کاش انسان ها با خاک آمیخته نمی شدند و همراه با مرگ در زندگی جدیدی بیدار می شدند. کاش روح ها از بدن های مرده بیرون بیایند و به گردش در دنیا ادامه دهند. بدها تاوان بدهند و خوب ها پاداش بگیرند. چقدر همه چیز بهتر می شد. آن وقت شاید تمام آدم هایی که در عکس دیدم حالا در این اتاق می بودند. آن وقت معروف ترین زن دنیا، هلن تروایی مدرن، جوان و همیشه جوان و بلوند حالا کنار الیا نشسته بود؛ مثل روزهای گذشته”
― Elia ile Yolculuk
― Elia ile Yolculuk
Violet’s 2025 Year in Books
Take a look at Violet’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by Violet
Lists liked by Violet















