Violet

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Violet.

https://www.goodreads.com/violetmoonforever

Loading...
هوشنگ گلشیری
“بله، گریه کردم، اما حالا می فهمم که به خاطر نامه ها نبوده. شاید بر مرگ کودکی خودم گریه می کردم و آن نامه ها بخشی از کودکی من بوده”
Houshang Golshiri, آینه‌های دردار

Zülfü Livaneli
“یک "حال" وجود دارد، یک "آینده" و یک "تاریخ". در واقع، تاریخ صندوقی است که ظرفیت آن پر شده است. کلئوپاترا در زمان خود به اهرام، که هزاران سال قبل از او ساخته شده بودند، با حیرت نگاه می کند و ما کلئوپاترایی را که به زمان ما نزدیک تر است به دوران اهرام هل می دهیم. از نظر ما ملکه به سرعت از عصر خود به عقب تر سقوط می کند و به اهرام می چسبد. زمان خم می شود، کج می شود و وقایع به هم نزدیک تر و نزدیک تر می شوند. زمان مسطح می شود؛ همه چیز روی هم سوار می شود. میمون و بالن، زیگورات و ماشین ظرفشویی، دربازکن و ... و کلئوپاترا در مقابل اهرام. هر آن ممکن است که از بهشت رانده شویم و درست زمانی که رانده شدیم به تاریخ بپیوندیم.”
Zülfü Livaneli, Elia ile Yolculuk

Zülfü Livaneli
“دوباره به پیرمردی که آرام و راحت روی تخت خوابیده نگاه می کنم و می گویم: خدایا، کاش بشر فناناپذیر بود و تو می تونستی تا ابد حافظ او باشی. کاش انسان ها با خاک آمیخته نمی شدند و همراه با مرگ در زندگی جدیدی بیدار می شدند. کاش روح ها از بدن های مرده بیرون بیایند و به گردش در دنیا ادامه دهند. بدها تاوان بدهند و خوب ها پاداش بگیرند. چقدر همه چیز بهتر می شد. آن وقت شاید تمام آدم هایی که در عکس دیدم حالا در این اتاق می بودند. آن وقت معروف ترین زن دنیا، هلن تروایی مدرن، جوان و همیشه جوان و بلوند حالا کنار الیا نشسته بود؛ مثل روزهای گذشته”
Zülfü Livaneli, Elia ile Yolculuk

هوشنگ گلشیری
“باید قول بدهی مرا، یا لااقل زندگی این سالهای مرا، مضمون داستانهایت نکنی.
گفت: من همین حالا آنقدر کار نیمه تمام دارم که تا آخر عمر به هیچ مضمون تازه ای احتیاج ندارم.
صدای خنده اش را شنید، آن دانه دانه بلورهای غلتان نبود که گاهی در وصف خنده زنانه اش نوشته بود. بالاخره شنید: من مضمون تازه نیستم.”
Houshang Golshiri, آینه‌های دردار

منصور ضابطیان
“مه اینها به کنار، وقتی بیشتر از همیشه متعجب می شوم که در سوپرمارکت می بینم روی یک بسته وکیوم شده کالباس نوشته شده
Hindi
یا همان هندی خودمان. کلمه را توی گوگل ترنسلیت پیدا می کنم که یعنی بوقلمون! این در حالی ست که در بسیاری از زبان های دنیا به بوقلمون می گویند ترکی
Turkey
اما واقعا حسابی گیج می شوم وقتی چند روز بعد توی باغ وحش استانبول می بینم کنار قفس آفتاب پرست ها نوشته اند بوقلمون!”
منصور ضابطیان, استامبولی

year in books
Darkestar
192 books | 4 friends





Polls voted on by Violet

Lists liked by Violet