26 books
—
126 voters
to-read
(298)
currently-reading (0)
read (210)
did-not-finish (0)
incomplete-or-gave-up-on (10)
داستان-کوتاه-short-story (84)
فارسی-persian (83)
currently-reading (0)
read (210)
did-not-finish (0)
incomplete-or-gave-up-on (10)
داستان-کوتاه-short-story (84)
فارسی-persian (83)
اروپایی-european
(78)
آمریکا-u-s-a (59)
آمریکای-لاتین-latin-american (28)
my-favorite (23)
dystopia (15)
روس-russian (12)
ژاپنی-japanese (12)
آمریکا-u-s-a (59)
آمریکای-لاتین-latin-american (28)
my-favorite (23)
dystopia (15)
روس-russian (12)
ژاپنی-japanese (12)
“ایرن ژاکوب: (بیستوچهار سالم بود که در زندگیِ دوگانهی ورونیک بازی کردم. هنوز هم فکر میکنم یکی از دو فیلمِ مهمیست که بازی کردهام. آن فیلمِ دیگر هم قرمز است که کارگردانش کیشلوفسکی بود
وقتی برای اوّلینبار دیدمش و دربارهی زندگیِ دوگانهی ورونیک حرف زد فکر کردم چرا میخواهد این نقشِ سخت را به من بسپرد؟ من که خیلی بازیگرِ مشهوری نبودم
برایم توضیح داد که دلیلِ اصلیاش چشمهای من است. گفت جوری نگاه میکنم که تماشاگر قانع میشود
یکی دو ماه گذشت و بعد فیلمنامه را برایم فرستاد. یکروزه خواندمش. عجیبترین فیلمنامهای بود که خوانده بودم. هنوز هم همینطور است
زنگ زدم و گفتم «من باید شما را ببینم
گفت «چی شده؟
گفتم این دختره چرا اینقدر آدمِ عجیبیست؟
گفت «چیکار کرده که عجیب است؟
گفتم «چرا گاهی همهچی را از توی آن توپِ پلاستیکی میبیند؟
گفت «تا حالا از این توپها نداشتهای؟ معلوم است نداشتهای، وگرنه تو هم ترجیح میدادی دنیا را از توی این توپها ببینی
گفتم «چرا باید دستش را بکشد روی تنهی درخت؟ که چی؟
گفت «تا حالا دستت را روی بدنهی هیچ درختی نکشیدهای؟ معلوم است نکشیدهای. درخت آدم را آرام میکند. خیلی آرام. آرامشی که در درخت هست توی وجودِ هیچ آدمی پیدا نمیشود. همین الان برو پارک و قدیمیترین درختش را پیدا کن و دستت را بکش روی تنهاش. کِیف میکنی از این کار
شاید اگر آن روز این کار را نکرده بودم در صحنهی آخرِ فیلم نمیتوانستم آنجور با آرامش دستم را روی تنهی درخت بگذارم
برگردانِ محسن آزرم”
―
وقتی برای اوّلینبار دیدمش و دربارهی زندگیِ دوگانهی ورونیک حرف زد فکر کردم چرا میخواهد این نقشِ سخت را به من بسپرد؟ من که خیلی بازیگرِ مشهوری نبودم
برایم توضیح داد که دلیلِ اصلیاش چشمهای من است. گفت جوری نگاه میکنم که تماشاگر قانع میشود
یکی دو ماه گذشت و بعد فیلمنامه را برایم فرستاد. یکروزه خواندمش. عجیبترین فیلمنامهای بود که خوانده بودم. هنوز هم همینطور است
زنگ زدم و گفتم «من باید شما را ببینم
گفت «چی شده؟
گفتم این دختره چرا اینقدر آدمِ عجیبیست؟
گفت «چیکار کرده که عجیب است؟
گفتم «چرا گاهی همهچی را از توی آن توپِ پلاستیکی میبیند؟
گفت «تا حالا از این توپها نداشتهای؟ معلوم است نداشتهای، وگرنه تو هم ترجیح میدادی دنیا را از توی این توپها ببینی
گفتم «چرا باید دستش را بکشد روی تنهی درخت؟ که چی؟
گفت «تا حالا دستت را روی بدنهی هیچ درختی نکشیدهای؟ معلوم است نکشیدهای. درخت آدم را آرام میکند. خیلی آرام. آرامشی که در درخت هست توی وجودِ هیچ آدمی پیدا نمیشود. همین الان برو پارک و قدیمیترین درختش را پیدا کن و دستت را بکش روی تنهاش. کِیف میکنی از این کار
شاید اگر آن روز این کار را نکرده بودم در صحنهی آخرِ فیلم نمیتوانستم آنجور با آرامش دستم را روی تنهی درخت بگذارم
برگردانِ محسن آزرم”
―
“در هر انسانی مخلوقی در رنج است، و در ضمیر هر کسی نجات دهنده یی با میخ بر صلیب کوبیده شده”
― Demian: Die Geschichte von Emil Sinclairs Jugend
― Demian: Die Geschichte von Emil Sinclairs Jugend
“تو رو نادیده می پرستم
نمی دانم به چه زبانی بگویمت
این احساس نیست
این احساس نیست
این وجود من است که کلمات می شود
می ریزد زیر پاهایت
تو را نادیده می پرستم
لمس نکرده عاشق می شوم
تو جادوی کلماتی”
―
نمی دانم به چه زبانی بگویمت
این احساس نیست
این احساس نیست
این وجود من است که کلمات می شود
می ریزد زیر پاهایت
تو را نادیده می پرستم
لمس نکرده عاشق می شوم
تو جادوی کلماتی”
―
“تنم را دوست می دارم وقتی با تن توست
چرا که چیزی نو می شود
تنت را دوست دارم، آنچه که می کند دوست دارم
چگونه اش را دوست دارم
حس کردن مهره ها و استخوان هایت
را دوست دارم، و لرزش این نرمی سفت را
و آنچه که می خواهم
دوباره و دوباره و دوباره ببوسم
دوست دارم این و آن تو را ببوسم
دوست دارم کرک های هراسان تنت را
نرم نوازش کنم
و آنچه بر گوشت تنمان می رود به هنگام جدا شدن
و چشم هایمان، که خرده های بزرگ عشقند
و احتمالا لرزش تو را در زیر تنم دوست دارم
که اینهمه تازه است
شعری از ای ای کامینگز، برگردان فرشته وزیری نسب*”
― E.E. Cummings: Complete Poems 1904-1962
چرا که چیزی نو می شود
تنت را دوست دارم، آنچه که می کند دوست دارم
چگونه اش را دوست دارم
حس کردن مهره ها و استخوان هایت
را دوست دارم، و لرزش این نرمی سفت را
و آنچه که می خواهم
دوباره و دوباره و دوباره ببوسم
دوست دارم این و آن تو را ببوسم
دوست دارم کرک های هراسان تنت را
نرم نوازش کنم
و آنچه بر گوشت تنمان می رود به هنگام جدا شدن
و چشم هایمان، که خرده های بزرگ عشقند
و احتمالا لرزش تو را در زیر تنم دوست دارم
که اینهمه تازه است
شعری از ای ای کامینگز، برگردان فرشته وزیری نسب*”
― E.E. Cummings: Complete Poems 1904-1962
داستان كوتاه
— 3329 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
Goodreads Librarians Group
— 323074 members
— last activity 0 minutes ago
Goodreads Librarians are volunteers who help ensure the accuracy of information about books and authors in the Goodreads' catalog. The Goodreads Libra ...more
Oprah's Book Club (Official)
— 86554 members
— last activity 1 hour, 50 min ago
Welcome to the official Oprah's Book Club group. OBC is the interactive, multi-platform reading club bringing passionate readers together to discuss i ...more
SciFi and Fantasy Book Club
— 42576 members
— last activity 1 hour, 6 min ago
Hi there! SFFBC is a welcoming place for readers to share their love of speculative fiction through group reads, buddy reads, challenges, ...more
Eman’s 2025 Year in Books
Take a look at Eman’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by Eman
Lists liked by Eman





























































